پالنگان،پاڵنان تاریخی سه هزار ساله

پالنگان،پاڵنان تاریخی سه هزار ساله
ده گاو پاڵنانی 
قالب وبلاگ

 ارسال نظر پيشنهاد انتقاد  »

لینک دوستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

‌مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کردستان، با با بیان اینکه معماری روستای پالنگان قابلیت ثبت جهانی دارد، گفت: از تعداد 124 اثر میراث فرهنگی شناسایی شده در این شهرستان 74 عدد ثبت ملی شده و سعی بر آن است تا روستای پالنگان برای ثبت جهانی معرفی شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه کردستان، فرهاد میمنت‌آبادی در مراسم روز جهانی جهانگردی و میراث فرهنگی که در محل تالار ارشاد شهرستان کامیاران برگزار شد، کردستان را یکی از دروازه‌های ورود به کشور اعلام و اظهار کرد: شهرستان کامیاران شمال غرب کشور را به جنوب غرب متصل کرده و دارای پتانسیل‌های بالایی در جذب درآمد گردشگری خواهد بود و این در حالی است که از ابتدای سال جاری تا کنون 9 میلیون گردشگر به کردستان وارد شده که از این تعداد 900 هزار نفر از کامیاران بازدید و یا عبور کرده‌اند.

وی کار گردشگری و صنایع دستی را یکی از مسیرهای زود بازده سرمایه‌گذاری و درآمدزایی اعلام کرد و گفت: آثار میراث فرهنگی شناسنامه و معرف مردم در هر جایی هستند و با شرایط پیش روی دنیا و شرایط جوی حال حاضر بهتر است به این میراث به عنوان محل در آمد پایدار نگاه شود.

میمنت‌آبادی اظهار کرد: در کار گردشگری و توریستی این مردم میزبان، نماد و معرف فرهنگ و اصالت یک جامعه هستند، مهم‌تر این که باید مجموعه دولت و ملت دست به دست هم دهند تا در جذب سرمایه از این طریق حداکثر بهره گرفته شود.

وی با بیان اینکه اصالت و ریشه در میراث فرهنگی کامیاران موج می‌زند، به صنایع دستی این شهرستان از جمله گیوه‌بافی، فرش و سجاده بافی، سوزن دوزی و جوراب‌بافی اشاره کرد و گفت: بهترین بازار فروش و کارآفرینی حال حاضر مربوط به حوزه صنایع دستی و گردشگری هم برای مردم و هم برای دولت است و در این زمینه سازمان با اعطای تسهیلات و پشتیبانی لازم از فعالان این عرصه استقبال خواهد کرد.

اسدی رییس اداره میراث فرهنگی کامیاران هم در این جلسه گفت: در تعطیلات تابستانی امسال بالاترین آمار مسافر در استان مربوط به کامیاران بوده و این امر تاثیر بسزایی در افزایش میزان اشتغال و جذب درآمد در شهرستان را داشته است.

در این مراسم همچنین علی عسکر روحانی فرماندار کامیاران ضمن تبریک این روز و خیر مقدم به حضار، حمایت از توسعه و زیرساخت‌های صنعت گردشگری را مهم دانست و گفت: گردشگری اکوتوریسم یا بوم گردشی و گردشگری درمانی در کامیاران به تمام معنا موجود است، اما متاسفانه در زمینه آموزش و نحوه برخورد و ارتباط مثبت با مهمان که مهمترین عامل در جذب توریست است نیاز به کار بیشتری داریم.

وی با اشاره به اینکه اتکا به این صنعت می‌تواند اتکا به صنایع دیگر از جمله نفت و گاز را از بین ببرد، گفت: ظرفیت بالا و دارا بودن مناطق بکر دست نخورده از لحاظ توریسم در استان مصداق این امر خواهد بود.

به گزارش خبرنگار ایسنا در این مراسم با اجرای موسیقی و رقص سنتی کردی و اجرای برنامه‌های متنوع فرهنگی این روز گرامی داشته شد.

کد خبر: 92071006924

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زمسان  - ده‌گاو پاڵنگانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گروپوو ژیوای

نویسنده: دکتر فاروق صفی زاد
 
 

به زبان کردی هه ورامی

شیخ شهاب الدین سوره بردی، از عرفانی نامی ایرانی، که در روستای سورده برد زنجان به دنیا آمده، بر پایه ی اسناد و مأخذ موجود کرد بوده و سروده هایی نیز به زبان کردی هورامی (گورانی)دارد.سوره برد یکی از روستاهای کردنشین زنجان است.خود سوره برد به معنی سنگ سرخ است.سوره درزبان کردی به معنی سرخ و برد به معنی سنگ است که واژه ی بردیای فارسی ازهمین واژه ی بردمی باشد به معنی سنگی و پولادین.چارینه های شیخ شهاب الدین ابوالفتوح یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی، عارف و حکیم بزرگ قرن ششم، از روی نسخه ای کهنسال و به خط محمدعلی بن علی دامغانی جاجر می نوشته شده که تاریخ تحریر آن(659)قمری است که با مرگ شاعر(شیخ شهاب الدین سهروردی)تنها هفتاد و دو سال فاصله دارد.عرفان آریایی و ایرانی، در این چارینه ها نمود کامل دارد و افکار و عقاید شیخ اشراق را به ما می نمایاند.
ابوالفتوح یحیی بن حبش بن امیرک(1)ملقب به شهاب الدین سهروردی مقتول، در مورد نام اش روایات بر صحت نام مذکور اتفاق دارند. (2)
وی ازاین رو به مقتول ملقب گفت، تا شهید به شمار نیاید، ولی شاگردان اش واژه ی مقتول را به گونه ای تفسیر می کنند که شهید از آن فهمیده می شود.کوربن(3)می گوید:«با این همه شاگردان اش ازلقب مقتول جزمعنی شهید را درنیافته اند و من براین امر درکتابی خطی که به صراحت وی را به لقب شهید می خواند، برشاهد صدقی دست یافته ام.(4)
نام سهروردی بر بعضی از شرح حال نویسان مشتبه گشته، حتی فان دن برگ در دایره المعارف اسلامی می گوید:سهروردی مقتول، به بغداد نقل مکان کرد، اما آن که در بغداد زیسته، کس دیگری بوده است که او نیز سهروردی خوانده می شد، زیرا به جز شهاب الدین سهروردی، مقتول (5)ابوالنجیب عبدالقادر عبدالله بن محمد بن عمویه ملقب به ضیاء الدین سهروردی، فقیه متوفی به سال (563)ه.در بغداد و نیز ابوحفص عمروبن محمد بن عبدالله بن محمد بن عمویه که برادر زاده ی سهروردی پیشین (ضیاء الدین)فقیهی شاخص مذهب و نویسنده ی کتاب عوارف المعارف بوده و به سال (633)ه در گذشته است نیز به سهروردی نام ورند.(6)
اشعار کردی شیخ اشراق همچنین در مجموعه ی خطی استانبول، م.راغب، شماره (1480)، برگ شماره (182)نیز آمده است.
شیخ شهاب الدین در نوشته هایش بعضی مصطلحات و اسم های فارسی را به کار می گیرد.درکلمه الاشراق پیوسته نام های حکیمان پیشین ایرانی را نمایان می سازد.وی از زردتشت آغاز می کند و یادآور می شود که از فلسفه ی حکیمان ایران متأثراست.بدین جهت مذهب اش را بر اساس تمیز بین نور و ظلمت و عالم انوار و ظلمت می گذارد.این ترتیب وجودی شبیه است به آنچه در اوستا، کتاب مقدس ایرانیان آمده که حاکی از تعیین دو مبدأ یکی برای نور و دیگری برای ظلمت است.

چارینه های شیخ شهاب الدین سهروردی:

این چارینه ها همگی ده سیلابی و بر وزن مستفعلن فا، می باشد که بیشتر اوزان اشعار گاتاها نیز بر همین وزن است.از جمله نماز معروف زردتشتی:اشم و هو و هیشتم اشی/اوشتا استی اوشتا اهمایی هیت اشایی و هیشتایی اشم.
چارینه های شیخ شهاب الدین به گویش گورانی، از گویش های کهن زبان کردی سروده شده است.
این گویش در آغاز پیدایش اسلام، زبان شعر و ادب سرایندگان و گویندگان ایرانی بوده و دورنمایی است از زبان آوستایی و پهلوی.
شمس قیس رازی در کتاب خود «المعجم فی معابیر اشعار العجم می گوید:خوش ترین اوزان فهلویات است که آهنگ آن را اورامنان خوانند و لحن اورامن یا اورمنان نمودار آهنگ مردم سرزمین اورامان کردستان است که به گویش گورانی سخن می گویند.(7)
این خردادبه و برخی دیگر از جغرافی دانان، سرزمین پهلوی زبانان را بلادالبهلویین گفته اند؛ یعنی شهرستان های پهلوی زبانان.این نام که تا چند قرن بعد از اسلام در کنار نام عربی الجبال در مصادر دیده می شود بعدها به اورمان شهرت یافت و در دوران بسیار متأخری نام مزبور در شکل اورامانات بر بخش کوچکی اطلاق می گردیده است.
با آن چه گفته شد، گویش گورانی یا اورامی که مورخین و نویسندگان قدیم آن را پهلوی و آثار و ادبیات منظوم اش را فهلویات نام برده اند، از گویش های کهن زبان کردی به شمار می رود و برخی از نکات و عبارات جالب توجه دستور زبان های باستانی ایران را نیز در خود حفظ کرده است و بر خلاف گویش های دیگر ایرانی، در صرف افعال و نام ها و کنایات و صفات علامت مذکر و مونث به کار می رود.
نماز معروف زردتشتیان:
Asema wohu wahistem asti
Ousta astiya austa ahmayf
Hiyat asayi wahistay asem

چارینه ی نخست

راسی خاسی یه ن راسی خاسی یه ن
rasi xasiyan rasiyxasiyan
راسی هه م مایه ی وه شی و خاسی یه ن
rasi ham mayay wasi-u-xasiyan
نه ک وه شی به لکو پاکی و پاسی یه ن
nakwasi balku paki-u-pasiyan
دوشمنی چه نی دیو و داسی یه ن
dusmini cani diew-u-dasiyan
راستی، خوبی و نیکی است.
راستی مایه خوشی و خوشبختی است.
هم خوشی و هم پاکی و پرهیزگاری می باشد.
و دشمن دیو و اهریمن و پلیدان است.
این چارینه یادآور نماز معروف زردتشتیان (اشم و هو)می باشد.
راستی بهترین است.خوشبختی است.خوشبختی برای کسی است که بهر بهترین راستی راست باشد.

چارینه دوم:

هومم ده رمانه ن، هومم ده ر مانه ن
humim darmanan humim darmanan
هوم په ی گرد ده ردی دارو و ده رمانه ن
hum paygirddarde daru-u-darmanan
هوم مایه ی جوانی به ر ئه ورامانه ن
hum mayay juwani bar awramanan
هوم مایه ی وه شی ده روون زامانه ن
hum mayya wasi darun zamanan
هوم درمان است.
هوم بهر هر بیماری و دردی دارو است.
هوم مایه ی زیبایی سرزمین اورامان می باشد.
و مایه ی خوشی و تسکین دل های زخمی است
هوم همان گیاهی است که در آوستا مقدس شمرده شده و زردتشتیان ساقه های آن را می جوشانند و آن را در مراسم دینی می نوشند.این گیاه به وفور در کردستان یافت می شود.

چارینه ی سوم:

داران گیان دارن، جه رگ و دل به رگه ن
گاهی پر به رگه ن، گاهی بی به رگه ن
که رگه جه هیله ن، هیله جه که رگه ن
ره واس جه ره واس و وه رگی جه وه رگه ن.
Daran giyandarin jarg-u-dill bargan
Gahe pirr bargan gahe bebargan
Kargaja hellan, hella ja kargan
Rewas ja rewas wage ja wargan
درختان جان دارند و جگر و دلشان برگ هاست.
گاهی پر برگ و گاهی بی برگند.
مرغ از تخم مرغ است و تخم از مرغ
روباه از روباه و گرگ از گرگ
شیخ شهاب دراین چارینه به گونه ای زیبا و استعاری به یورش تازیان به ایران اشاره دارد.دراین چارینه، تسلسل نژادها و تعیین و تغییر ناپذیری نوع ها که هر نوعی نوع خود را تولید می کند، یعنی هر نژادی تکیه به نژاد خود دارد و قوم دیگر نمی توانند به یاری قوم بیگانه بیاید.

چارینه ی پنجم:

وه روی وه وارو وه روه وه رینه
وه ریسه بریو چووار سه رینه
که رگی سیاوه و هیله ش چه رمینه
گوشلی مه میر یو دووه به رینه
Warwe wawaro warwa warena
Waresa birryo cuwar sarena
Karge siyawa-u-hellas carmena
Quslle mamerryo do wa barena
برفی می بارد که برف خوره است
رسن که پاره شود چهار سر پیدا می کند
ماکیان سیاه تخم اش سفید است
دیگچه که بشکند، دو در پیدا می کند
شیخ شهاب الدین در این چارینه نیز به تازش تازیان اشاره دارد و وحدت ملی و صبر و تحمل را بیان می کند.وی اشاره می کند که آیینی خواهند آمد که دین آباء و اجدادی ما را باطل می کند.پس باید دین کهن را پاس داشت و با هم متحد شد.

چارینه ی ششم:

ئه و ئا هر خانه، ئه و ئا هر خانه
بارگه ی شام و سته ی ئه و ئا هر خانه
زه رده شتش کیاست په ری نه رمانه
به رگوزیده ش که رد نه رووی زه مانه
Aw ahirxana awahirxana
Bargay sam wastan a w ahir xana
Zardastis kiyast pare farmana
Barhguzidas kard na ruy zamana
آتشکده ست این، آتشکده
بارگاه احدیت در آتشکده فرود آمد
خداوند زردتشت را برای فرمان خود فرستاد
و در زمانه برگزیده اش کرد.
بایسته به ذکر است این چارینه ها منسوب به پیرشهریار اورامی و پیرشهریار زردتشتی نیز هست، اما با توجه به کهن ترین نسخه ها، این چارینه ها از آن شیخ شهاب الدین سهروردی می باشد که تذکره نویسان به دلایلی این اشعار را به کسان دیگری نسبت داده اند.

پی نوشت ها :

1. مرات الجنان، تألیف یافعی، ص 3 و 434؛ شهاب الدین یحیی بن حبش به فتح حاء محمله و باء موحده و شین معجمه، سهروردی مقتول در حلب، امیرک به فتح همزه و میم مکسوره و یاء ساکن و راء مفتوح و کاف، نامی است ایرانی به معنی امر و ایرانیان کاف را برای تصغیر به آخر اسم می افزایند.
2. وفیات الاعیان، ابن خلکان، خطی به نارمی 3420، دارالکتب، قاهره، ابوالعباس ابن اصیبعه در طبقات الاطباء آورده است: نام اش عمر است و نام پدرش یاد نکرده، ج3، ص 256، 257، چاپ قاهره، سال 1299 و ر. ک: علم الفلک و تاریخچه عندالعرب فی القرون الوسطی، اشارات دانشگاه مصر، رم، سال 1911 ، ص 68.
3. Journal Asia tique Jvillet-septembre 1935 H.
4. corbin: Le Bruissement de paile de Gabriel traite philosophique et mystique publique publie et troducit arec unc in troductia et des notes par H. corbin et kraus.
5. ر. ک : تقدیسات الشیخ الشهید (مجموعه ای است خطی از سرودها و نیایش ها) خطی استانبول، م. راغب، شماره ی 1480 ، برگ شماره 182 و باز رک: H. Ritter: Philologika, Derlstam د. ر. ک : دائره المعارف بستانی، ماده ی سهروردی.
6. ر. ک : دائره المعارف بستانی، ماده ی سهروردی
7.المعجم فی معابید اشعار العجم، شمس الدین محمد بن قیس رازی، تهران، 1335، ص 78.

منبع: نشریه فکر و نظر شماره 6 و 7

با فرەتەر سەرش بنویسمی و بوانمیوە...

عادل محەمەدپوور

چند وردە پەیلوایی سەروو «زوان»ی کە وەلتەر بە بونەو (٢)ی رەشەمەی سەروو ویبلاگوو «پەیلوای، peyliway.blogfa.com» پەخشکریانو و بە خاسم زانا چیگەچەنە بە دەسکاریی پەخشکریووە و بابەتیانە چند راسیی درکنوو.:

*الف) ئەشو زانمی زوان دیاردەیی « زانستی- تەوسیفی»ن و تاریفن تەنیا ئینا دلی ویشەنە و بەس. ئەگەر پەرسا جە من زوان چیشا ئانەم پنە کریو واچوو زوان ئانەنە کە «ھەن». یانی چیش یانی بە شیوەویی تەحقیقیی-مەیدانی لوە دلی ناخەکاشەرە و بژناسەشا، چاگەنە پەین بەرگنو کە تاریفش چیشا. زوان گرد چیوا پەی ئینسانی، زوان ئەمرازوو پیوەندین، جگە چینەیە؛ زوان دەسەلاتا؛ شناسنامەو نەتەوەیین. ئانە کە ساحیبوو زوانین یانی وجوودش بیەن و جە ئایندەچەنە بو. کوردیچ بە گردوو زوانەکاشوە مەنەنوە. بەلام جیاوازی دیاردیوە ئارویانەن و مشوم بونە. مادام من و تو ئەنترینی حال نەبیمی یانی زوانما جیاوازا بەلام ئی جیاوازییە ئانەیە نمارو کە من و تو جە یەک نەتەوەی نەبیمی سەروو ئی تیزە زانستییە(واقیعی- تەوسیفی) ھیچوەخت نمەبو باعیسوو ترازیای گریبەسوو نەتەوەیی. جە دنیانە نموونەیچش فرەن. فرە فەرھەنگە و فرە زوانەنەنی و یەک نەتەوەنی‌. پیسە: ولاتوو ھیندوستانی و سویس و... ولاتوو ھیندوستانی کە داراو پروسیوە فەرھەنگین فرە بەشەن دیاردیوەیچش ھەن بە نامی «پلورالیزموو زوانی». بە جەمعییەتی فرەتەر جە یەک میلیارد کەسی، نمون‌یوەن پەی بە عەقلانییەت زیندەگی کەردەی، ئادیچ جە مەشریق زەمینەنە. فرە فەرەنگە+ فرە زوانە...جە قانوونوو بنەرەتی ئی ولاتیەنە؛ «ھیندی و ئینگلیزی» دوی زوانی رەسمیینی، ١٨ زوانی سەرەکی و ۴١٨ زوانیتەری، بیەیشا ھەن رەنگا ئی بەشە زوانا ھەر کام تەنیا ١٠٠٠ کەسی قسەکەریشا با دەی چی موشکلیشا نیا و یەک نەتەو‌نی و بە تەبایی زیندەگی کەرا. بی ئینەی تەحقیقی چی بارەوە کریا بونە و تەنیا جە دورەوە دیای پەی ئی باسیە ئادیچ بە عەینەکا ویما، تارمایی جە «ئەویتەر»ی وینا کریو، مەتاوو چنی بنج و بنەما زانستییەکا و واقیعیەتەکا زوانی یوگیرووە. با بە چەموو واقیعی روشنتەر راستیەکا ئیزمیوە.

* ب) زوان پەی من گرد چیوا و گرد چیویچ بو: «ژیفای، چەشکە و لەزەت، بیەی، ھەست و... و گردی موھیمتەر دەسەلات. پیسە ئینسانیوە چی دنیانە، زوانوو گرد کەسی پەیم ریزدار بییەن و ھەن و بویچ جە دنیاو ئاروی مەحکوومینمی پینەیە مەگەر پاشیلیی روە بدو. زوانوو کوردی بە گردی، بە تایبەت زوانوو کوردی ھورامی بە چند ھوکاری ھەمیشە پەی من ئەرزشوو تایبەتی ویش بیەن. ئەگەر بە زوانوو«فارسی، کوردی سورانی و ھورامی» وتارم نویستەن یان منویسوو جە پلەو ھەوەلیەنە نیشانی وەروەلاوی و بەرزە دیای و دیدوو فەراگیرو منا پەی زوانی. ھەرپاسە وەلاوە کەردەی ئەرزشەکا بە تایبەت زوانوو و ئەدەبوو کوردی ھورامی و... پەی وەردەنگی (مخاگب) کە ئادیچ یاوانە کە ئیمە چە دەسەلاتی زوانیما بیەن و ھەن و بو... بە پیچەوانە ئەگەر ئی کاریە نەکەرمی جە دونیاو وەرکەوتە و ئاروی بریەیمی و تووشوو «فەقری ئیرتیباتی» بیمی و یاومیوە «قەھقەرا» - بەلام ئینە فرە راسا وەلینە کریو بە «زوانوو ئەدایی» ویما خزمەت کەرمی...

* ج) من جە ئاسمانو نەکەوتەنارە و جە زەمین ھورنەقولیانا ... جە بنجوو بنەمانە «ھووییەت»و من کوردین و کوردیچ تەنیا یو نیا: نە تەنیا«سوران»ین و نە «بادین»ی و نە «کەلور»ی و نە «ھورامی»رووتا. زوانوو ئیمە جە کومەلی زوانی بە نامی «زوانوو کوردی» کە ماچاشا پەنە خیزانوو «زوانو کوردی»دروس بیەن: ھورامی، سورانی، بادینانی، زازاکی، کەلھوری، لوری، و... ھەر پاسە کە کوردی ویش سەر بە کومەلی زوانی بە نامی ئاریاییەکان کە باسی زنجیری و فرە لایەنەن چیگەنە مەکریو گرد شیکریووە. ئی فرە زوانییە نیشانی ئینەینە کە وەلی گرد چیوینە ھویەتوو ئیمە کوردین ساختوو فەرەنگیما تیکەلاوا(مرکب). یانی تیکەلین چا زوانا کە ئیشارەم پنە کەردی، جە روانگەو «زوانە وان»یەنە: زوان ھەر زوانا ھیچکامشا چەویتەری بەرزتەر یان نزمتەر نیا، گرد یەک یاگە و حورمەتشا ھەن. بەلام چەنی ئی باسیە ھەنا کە ھەر کەس مافوو ویشا کە ئیھتیمامی جیددی بدو بە «زوانوو ئەدایی» ویش. ھورامی بە پاو «رەسەنایەتی» و «بیەی دەقی ئەدەبی»، (اڤھرالشمس)ا، یانی شادەماروو و روشنایی تاریخی ئی خیزانییا. با بری دلی بازنەو دەسەلاتی سیاسییەنە، ددان مەنیا پی راسییەرە، بەلام وەختی باسوو ھویتوو تاریخی بەلگەکا میوەرو، گورج ئیستیناد کەرا بە بەلگە زاونی-فەرھەنگییەکا ھورامی جە جمەو زەمانیەنە. ئینە خەساری ھەرە قورسوو و گورەن پەی کوردی، تاوی فاچمینە «چەم بەستکەردەی حافیزەو تاریخی کوردین. بەلام روی راستی گنو پا ھور و ئی حەقیقەتیە دەرک کەرا. ھەر پاسە... ئینە موشکلی دوە لایەنەن‌؛ کە بیگومان دژبەرا چنی تایبەمەندییەکا دنیاو سەردەمی...

د) چنی ئینەیە ئەشو قبوول کەرمی ولاتوو ئیمە ولاتیوە «فرە زوان»ەن و ھیشتایچ بە تەمامی «زوانی ئیستاندارد»و کوردی ساق نەکریانوە با بری جە وەرانوەروو ئی پەیلواینە، سمر کەرا کە سورانی زوانوو ستانداردوو کوردیا. واقیعیتەر بدیەیمی پەی ئی پروسەیە کریو فاچمی ئینایمی حالوو «بە ئیستاندار کەردەی»ینە؛ ئەشو گردوو زوانەکا نەقششا بو چی پروسەنە بە تایبەت ھورامی. ئاردەی باسوو «زاراوە و بە ئیستاندارکەردەی یو چا خیزانیە»زوانیا؛ زادەو «گرکان و فرکان»ی سیاسی و چەشکەو «دەسەلات»ین، ھیچش چەنی باسە تیئوری-زوانەوانییەکا ئاروی یو مەگیرووە. پەوکای ئی گردە موشکلاتە ئامانە وەروو «زوانوو کوردی» بە گردی و بە تایبەت «زوانوو کوردی ھورامی». با جیای قسە گەزاف کەردەی؛ ویما ماننمی و جا دمایی تاریخ و وویژدانی کویی سەرما بریار بدونە...

*ە) ھورامی زوانی ئەدایی منا و یاگی شانازی، حەقوو ویچما کە خزمەتش پەنە کەروو، پەنەش بنووسو، فیرکاریش پەنە کەروو و کەسیچ مەتاوو ئی حەقیە جە من زەوتکەرونە و ئینانا چەنی ئانیشایچ کە بە ھورامی منویسا و ئینی چنی زوان، فەرھەنگ و ئەدە بیاتوو ھورامی...گرد تاکی ئەرکوو سەروو شانەیشا ئی کارییە کەرو و ئینە تیرمین جە تیرمەکا و رووکەردەکا «یونسکو»ین و مافەرەواکا ئیمەی کویلە و بیبەش کریا...

*و) ویم درووس مەزانوو ئینەیە فاچوو بەلام قەی مەکەرو با لومەیچ کریەو؛ رەنگە ھەوەلین کەس بیە بوو کە جە (٢٠٠۴ ز) وتاری ھورامیم نویستەن و جە گوفاروو «کاروان» جە ھولیر چاپ و پەخشکریانوە. پەی ھەوەلجاری جە دەسپەنەکەردەی سالەکا ھەشتاو کوچی جە بەرنامەو «ھانەرەنگینە»‌ی و... یەک سعات بە شیوەیی زانستی و زوانەوانی سەروو زوانوو ھورامی قسیم کەردینی و بە بەلگە سەلەمنانم کە ھورامی ئینا ئاستوو "زوان"یەنە نە شیوە زوان و... با وتارەکایتەرم مدرا کە جە گوفارەکاو و کتیبەکامەنە و چی یانەنە (بە سورانی، ھورامی و فارسی)سەروو ئی بابەتیە ویم ئەرەماننان و باسانیوە ئاکادیمی و زانستیم ورووژنینی و ئیسەیچ خەریکنا چی بوارەنە کار کەروو. ھەر پی بونەوە جە دوی لاوە کەوتەنا وەروو ھەلمەتەو «...ا»...

* ز) واتما زوانوو ئەدەبوو کوردی ھورامی زوانیوە دولەمەند، رەسەن و بنچینەدار شناسنامەو گردوو کوردیا. ئینا گەزاف نیا من ویم لوانا دلی ھەناویشەرە زانوو چننە ھوردەسا. مشیو ئا بنچینە روشنکریووە با عالەم زانو زوان، فەرەنگ و ئەدەبیاتوو کوردی ھورامی بنەمایەو کوردیا بە لام بە میتیدولوژیی زانستی و شیتەلکاری نە ھەرەمەکی قسە کەردەی و زوانی ئیحساسی و رەنگ و بوی سیاسی و وی دوورکەردەی جە خیزانوو کوردی...

ح) بە پیچەوانەو دیدوو بری جە برادەرا کە ئیحساسوو خەتەری کەرا پەی فەوتیاو زوانووو ئەدەبوو ھورامی من بروام ئانینە واچوونە برالە! ئی زوانە جە جمەو تاریخیەنە بنجەش کوینە، ئننە دەقی تاریخی، ئەدەبی، قسەکەری(گویشور)، قەلەم بە دەسی و گردی موھیمتەر یانەی مەجازیش ھەنی کە نە تەنیا مەفەوتیو، بەلکوو زیندەتەر و ئەکتیوتەر مانووە. با زانمی بەرگی سەرکەوتە ئینا دەسوو ئا قەلەم بە دەسانە کە بە ئەرەمانیای دلسوزانە سلوکوو نویستەیشا کەردەن پیشە و دەقی تەحقیقی و زانستی مارانە... نەک...

*گ) جە کوتاییەنە پەی ئا قەلەم بەدەسا کە دلسوزی مرمانا و بە زوانی ئەدایی منویسا و رەخنەی زانستی و ئارویانە گیرا ئارەزوو سەکەوتەیشا پەی موازوو.

محقق: سید اسماعیل حسینی:  تلاش برای تبارشناسی «پیرشالیار»و ارایه هرگونه مطلب پیرامون زندگی، شخصیت و آثار ایشان بدون تحقیق گسترده و عمیق در مذهب قدیم کُردها پیش از اسلام و باورهای دینی آنان امکان پذیر نیست.
به ویژه ساکنان منطقه اورامان که علیرغم سرعت نفوذ دین مبین اسلام در کُردستان، سالیان متمادی همچنان به کیش کهن خود وفادار ماندند.
قبل از پرداختن به اصل موضوع یادآور می‌شود که پیش از ورود اسلام به منطقه کُردستان، این اصطلاحات چهارگانه و لقب‌گونه که از یک منشا سرچشمه می‌گیرند از سوی قوم کُرد به ویژه ساکنان نواحی اورامان برای قدّیسان و پدران روحانی و مشاهیر عرفانی به کار می‌رفته که عبارتند از: پیر، باوه، شاه، دده.
 پس از ظهور اسلام نیز برخی از این القاب و عناوین به همان شیوه قبلی کاربرد داشته و برخی دیگر متروک و فراموش شده‌اند. کلمه "پیر" به معنای قدیس و پدر روحانی، قرنها پیش از اسلام و دین مسیحیت در کُردستان متداول بوده و برای مقامات و رهبران معنوی به کار می‌رفته مانند: پیره مه‌گرون، پیر مه‌سور، پیر شالیار، پیر میکائیل، پیر جبرئیل، پیرغیب و ...
بنابراین، واژه »"پیر" از مصطلحات قبل از اسلام است و در عهد ساسانیان نیز به کار گرفته شده است. پیر یک قدیس صوفی است همانگونه که سلطان یک قدّیس یارسانی است که بعداً به تفضیل در این باره سخن خواهیم گفت.
پیروان مسلک "کاکایی" یا خود کاکایی‌ها کلمه "باوه" را به کار برده و می‌برند و براین باورند که این واژه خاص آنان است مانند: "باوه یادگار" این اصطلاح یعنی "باوه" در عهد سلجوقیان عمومیت یافت و به "بابا" تغییر داده شد مانند: بابا محمد سماسی، بابا طاهر عریان همدانی، بابا شاسوار، بابا گُرگُر، بابا علی همدانی، باباگورجی، بابا گرزالدین و...
کلمه‌ی "شاه" را زمانی به کار می‌بردند که معتقد بودند شخص مورد نظر آنان بر سایر مشاهیر دیگر برتری دارد مانند "شاه نقشبند"، "شاه نعمت‌الله ولی" و این قبیل افراد که البته پیروان مسلک کاکایی مترادف عربی آن یعنی سلطان را برای سلطان اسحاق به کار می‌برند.  سلطان همانگونه که قبلاً نیز یادآور شدم یک قدیس یارسانی است.
واژه‌ی »"دده" را بیشتر قزلباش‌های عهد صفویه و نیز بکتاشی‌ها برای شیوخ و مقامات روحانی خود به کار می‌بردند که نشان از تقدیس و تمجید آنان بود. کلمه‌ی "دده" را نخستین بار برای شیخ حیدر فرزند شیخ جنید صفوی به کار بردند.
آنچه را که اسلام با خود به کردستان آورده همان دو کلمه‌ی "سید" و "شیخ" است که دو واژه عربی‌اند و مشاهیر پس از اسلام را با همین القاب و عناوین خطاب کرده و می‌خوانند.
از این زاویه و با همین نگرش و رویکرد می‌توان تاریخ ظهور و افول پیرشالیار را به دوران قبل از اسلام ارجاع داد زیرا کلمه‌ "پیر" از اصطلاحات آن دوران است و با این نگرش تلاش برای تبارشناسی پیر مورد نظر ما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار خواهد بود تا معلوم شود که تأثیر شخصیت ایشان بر گذشتگان و آیندگان چگونه بوده و چگونه خواهد شد.
در حال حاضر اکثریت مردم کردستان و حتی برخی از خواص نیز بر این باورند که پیرشالیار متعلق به سده‌های پس از اسلام است در حالی که متون تاریخی کهن بر خلاف این پندارهاست. آنچه تاکنون در این باره نگاشته شده اغلب توصیفی، شعارگونه، فاقد استدلال، تکرار مکررات و نقل قول دیگران بدون تحلیل محتواست که نتایج مطلوب از آن حاصل نخواهد شد. لذا باید منصفانه و به دور از هرگونه پیش‌داوری و غلبه‌ی احساسات قدم به این میدان نهاد تا این گونه مباحث به جای ایجاد تنش موجب همگرایی، وحدت ملی و اتفاق نظر اصحاب تحقیق و پژوهش گردد.
طبق شواهد و مستندات تاریخی، دین مبین اسلام پس از ورود به کردستان تا  آغاز قرن شانزدهم میلادی نتوانست تأثیر چندان عمیق بر منطقه اورامان بگذارد زیرا اکثر مردم آن سامان همچنان به پیروی از کیش کهن خود ادامه می‌دادند. قبل از اسلام و پس از آن برای یک دوران نسبتاً طولانی در منطقه اورامان و مناطق مجاور آن یکنوع کیش و آیین کهن با نام "آیین یارسانی" و یکنوع زبان و گویش خاص با نام "گورانی" وجود داشته است.
در قدیم کلمه‌ی "گورانی" را به جای "اورامی" فعلی و  یکی از لهجه‌های عمده‌ی زبان کردی بکار می‌بردند. گورانی‌ها همگی پیروان یارسانیسم یکی از ادیان کهن و بومی منطقه کردستان بودند که بعداً تحت تأثیرات زبان، فرهنگ و ادبیات عرب به "اهل حق" تغییر نام یافتند.
ناگفته نماند مذهب قدیم قوم کرد همان یزدان پرستی و ایمان به خدای یگانه و یگانه پرستی بوده که بعداً به سه شاخه عمده: یارسانیسم، علویت و ایزدی تقسیم شده که آیین یارسانی یکی از آنهاست. به همین دلیل است که پیروان یارسانیسم به راحتی اسلام را پذیرفته‌اند زیرا دین مبین اسلام نیز براساس توحید و یکتاپرستی است. محور اصلی آیین یارسانی اعتقاد به دخالت خالق در امور دنیوی در قالب جسم‌یابی‌های ادواری به تعداد هفت در پبامبران جدیدی است که برای نجات موجودات ظهور می‌کنند. طبق این آیین، پیران و قدیسان تجسم‌های ادوار ششگانه‌ی این روح جهانی هستند که به تدریج ظهور می‌کنند.  اینکه برخی تحقیق ناکرده سعی دارند مردم اورامان قبل از اسلام را از پیروان آیین زردشت معرفی کنند به نظر می‌رسد راه خطا رفته‌اند زیرا نمی‌توان شواهد و دلایل متقن برای این ادعا به دست آورد. مردم یکتاپرست اورامان قبل از ظهور اسلام نیایش‌های دینی خاص خود را داشته‌اند که در قالب موسیقی‌های محلی و مقامی و با عناوینی همچون: "سیا چه‌مانه"، "قه‌تار"، "الله ویسی" و غیره... آنها را اجرا می‌کردند. ساکنان کرماشان و اطراف آن بر این نیایش‌ها که در قالب دیگری اجرا می‌شده نام هوره نهاده‌اند.
هر یک از کلمات سیاچه‌مانه، قه‌تار، و الله ویسی دارای معانی خاص خود هستند که باید هر یک از آنها را جداگانه بررسی کرد که در اینجا پرداختن به آن ، موضوع ما را از مبحث اصلی دور خواهد ساخت. البته معانی هر یک از این کلمات نیز چندان ساده و آسان نیست. برای مثال استاد مرحوم "عبدالرحمن ذبیحی" در قاموس زبان کردی می‌نویسند:
(ئةپّپاوةیسی یةکصکة لة هةواکانی کلاسیکی موسیقای کوردی ، ئةم هةوایة یةکصکة لة هةواکانی ثصش ئیسلام، ناوةکةی جةأاندراوة. ثرؤفسؤر »طل سرخی« موسیقا زانی ئصرانی لة‌ ئاخر و ئؤخری ساپی 1972 دا لةسةر ئةم هةوایة دور و درصذ لة‌رادیوی تارانةوة قسةی کرد، ناوة کؤنةکةشی وت، بة‌ داخةوة حاپی نةبووم).
قطعاً نواهای سیاچه‌مانه و قه‌تار نیز همین وضعیت را دارند. گاهی از این و آن شنیده می‌شود که در معنی سیاچه‌مانه می‌گویند یعنی: چشمان معشوق من سیاه است. این معنی بسیار خنده‌آور است؛ بگذریم. در اینجا متأسفانه نمی‌توانیم به تفصیل وارد جزییات آیین یارسانی شویم چون بحث بسیار به درازا خواهد کشید اما از شواهد و قراین به یقین می‌توان نتیجه گرفت که پیرشالیار نیز یکی از پیران و قدیسان آیین یارسانی در منطقه اورامان بوده زیرا نام و لقبش متعلق به دوران پیش از اسلام است. از سوی دیگر اعیاد و مناسبت‌های دینی متعلق به ایشان که دوباره در سال برگزار می‌شوند مانند: "عروسی پیر" در فصل زمستان و یا جشن "کومسای" در فصل بهار ریشه در ادوار کهن داشته و چندان رنگ و بوی اسلامی ندارند. نام یارسان نیز از دو واژه (یار+ سان) به معنی یار و همدم سلطان و فرمانروا گرفته شده که در آیین یارسانی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. از سوی دیگر مکانهای متعدد در منطقه کردستان وجود دارند که نشان می‌دهند این آیین میراث کهن قوم کرد است. احتمالاً نام قدیم سنندج سنه برگرفته از‌ سانان دژ قلعه سلطانها تجسم روح جهانی در آیین یارسانی باشد زیرا برخلاف تصور برخی از تاریخ نگاران، شهر سنندج شهری جدید الاحداث نیست و  قدمت آن به قبل از اسلام برمی‌گردد. قبل از اسلام نیز به صورت دهی خوش آب و هوا وجود داشته است. در کتاب: "در کتاب خاندان کرد اردلان، آمده است: در گورستان بسیار کهن شیخان واقع در سنندج مقابر چهل قدیس یارسانی و نیز سنگ قبرهای متعدد "پیران" یا "سلاطین" یافت می‌شود که جدیدترین آنها متعلق به قرن چهارم هجری است.  در جنوب دریاچه زریوار مریوان نیز هم‌اکنون روستایی پابرجاست کانی سانان نام که نشان از میراث کهن یارسانی دارد، همچنین امکان و بقاع دیگری که پسوند (سان) برخود دارند.
 از سوی دیگر این بیت شعر به لهجه‌ی (گورانی) درباره‌ی پیرشالیار سرنخ‌های بدست می‌دهد مبنی بر اینکه وی قبل از اسلام می‌زیسته و در تعلیم شاگردانش شیوه‌ی رمز و راز و سخن سرپوشیده پیشه کرده است:
گؤشت جه‌واته‌ی پیرشالیار بؤ
هؤشت جه کیاسته‌ی زانای سیمیار بؤ
در لغت‌نامه‌ی دهخدا ذیل واژه‌ی سیمیار آمده است:
سیمیار: اشاره‌ کننده و رمز گوینده را خوانند یعنی شخصی که چیزها را به ایما و اشاره خاطرنشان کند. رمزگوی و کنایه‌گویی و مثال گوی که به رمز و مثال مطلبی به مریدان تعلیم کند که زردشت حکیم در اظهار حقایق و ابراز دقایق این شیوه داشته که در یونان باستان نیز متداول بوده است.
تاریخ نگاران قدیم کلمه‌ی "گورانی" را به جای "اورامی" فعلی بکار برده‌اند که برای تقسیم‌بندی لهجه‌های زبان کردی عنوانی مناسب و در خور توجه است. ما نیز در این مقال به گذشته رجوع کرده و همان اصطلاح را به‌کار گرفتیم.
ناگفته نماند، در متون تاریخی از جمله‌ نسخ خطی کتاب نور الانوار در کرامات ذراری سید مختار تألیف سید عبدالصمد توداری (تواری) متعلق به نیمه نخست قرن یازدهم هجری از یکی از عرفای منطقه اورامان در قرن ششم هجری سید مصطفی نام ملقب به (پیش‌الله یار) و مشهور به پیر شالیار دوم- که سلسله نسبش به (علی عریض) از فرزندان حضرت امام محمد باقر‌(ع) و سادات عریضی می‌رسد - ذکری به میان آمده که گویا آخرین دوران حیات حضرت عبدالقادر گیلانی (قدّس‌الله نفسه الزکیه) را درک کرده و ایشان از وی با عبارت: (اخی مصطفی رجلٌ کامل) - برادرم مصطفی انسانی است کامل- ستایش کرده‌اند.
سید مصطفی ملقب به پیش‌الله‌یار لقب خود را از پیش‌الله‌یار هندی گرفته و در اورامان به پیر شهریار عریضی حسینی شهرت یافته که گویا پیرشهریار (پیر شالیار) سائیده شده همان (پیش‌الله یار) است. در این کتاب آمده است که سید مصطفی 99 تن را در علوم ظاهری و باطنی پرورش داده و به مقام عرفانی رسانیده که ممکن است همان 99 پیر معروف اورامان باشند که در اشعار کُردی می‌خوانیم:
سه‌راسه‌ر خاک و به‌ردی هه‌ورامان
جه‌ننات عه‌دنه‌ن  سه‌رتا وه‌دامان
له معه‌ی ئه‌نواره‌ن ئی خاک دلگثر
مه‌رقه‌د پذ نوور نه‌وه‌د و نؤ پیر
در این کتاب همچنین می‌خوانیم جز ایشان (سید مصطفی) و پیش‌الله یار هندی این لقب به کس دیگری داده نشده که بعداً در زبان اورامی به پیر شهریار و سپس به (پیرشالیار) تبدیل گشته است.
این هم یک نظریه است که در جای خود قابل نقد و بررسی است. باید تحقیق کرد که آیا بر سنگ مزار پیرشالیار فعلی نام سیدمصطفی قید گردیده است یا خیر؟ قبلاً گفتیم که کلمه (سید) از القاب پس از اسلام است و اگر چنین چیزی صحت داشته باشد حتماً باید نام ایشان بر روی سنگ مزارش حک شده باشد زیرا مشاهیر و بزرگان پس از اسلام را با همان نام اصلی خودشان خطاب کرده و همان نام را بر سنگ مزارشان قید می‌کنند.
با نگرش به آنچه تاکنون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت می‌توان به این نتایج دست یافت:
1- برای تبارشناسی و پی‌بردن به افکار و آثار و اندیشه‌های پیرشالیار تنها منبع مورد اعتماد همان کتاب (ماری فه‌تو پیری) (معرفت پیر شهریار) به زبان اورامی است که متأسفانه به دلایل نامعلوم نسخه‌های اصلی آن از بین رفته و کمیاب است و اگر نسخه‌ای هم یافت شود بدون شک تحریف شده و غیر قابل اعتماد است. لذا تا زمانی که این کتاب یافت نشود هرگونه اظهار نظر درباره‌ پیرشالیار در قالب (نظریه) که قابل رد و یا قبول است باقی می‌ماند. البته هرگونه نظریه‌ای در این باره قابل احترام است و باید به دیده احترام بدان نگریست. برای اثبات هر نظریه فقط باید به قرائن و شواهد استناد کرد.
2- تا زمانی که تحقیق جامع و مانعی درباره‌ زندگی و آثار پیرشالیار صورت نگرفته که همه شک و شبهه‌ها را به یقین تبدیل کند، دیدگاه هر دو گروه که یکی معتقد به پیرشالیار قبل از اسلام  و دیگری به پیرشالیار پس از اسلام است قابل احترام بوده و هیچ یک از طرفین حق ندارند بطور قطع دیدگاه طرف مقابل را رد کنند.
3- اگر پیرشالیار را از پیران و قدیسان آیین یارسانی بدانیم آنچه از اندیشه‌های ایشان به درد نسل امروزه ما می‌خورد همان جنگ و کشمکش میان نور و ظلمت و یا خیر و شر می‌باشد که سرانجام پیروزی از آن حق بر باطل و یا نور بر ظلمت است که در قرآن نیز به صراحت بیان شده است. در آیین یارسان "سرداران نورانی" همیشه با "سرداران ظلمانی" در حال جنگ و گریز هستند تا سرانجام نور بر ظلمت فایق آید.
 4- نویسندگان، پژوهشگران و محققین کرد برای انجام تحقیقات و پژوهش‌های عمیق و بنیادی درباره‌ پیرشالیار اقدام کرده و فقط به نقل قول دیگران بسنده نکنند. در این زمینه تحقیقات میدانی و کتابخانه‌ای اجتناب ناپذیر است. همچنین فارغ‌التحصیلان مراکز آموزش عالی بخصوص دانشجویان کرد پایان‌نامه‌های خود را به مردم شناسی در منطقه اورامان و نیز تحقیق در آثار و اندیشه‌های پیرشالیار اختصاص دهند تا در این زمینه به نتایج خوب و مطلوب دست یابیم.
ــــــــــــــــــــــــــــ
فهرست منابع و مآخذ
 1- تاریخ قدیم و جدید مندلی، تألیف استاد محمد جمیل بندی روژ بیانی
 2- خاندان کُرد اردلان در تلاقی امپراطوری‌های ایران و عثمانی، تألیف شیرین اردلان
3- تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کَردستان، تألیف میرزا شکرالله سنندجی معروف به فخرالکتاب
 4- تاریخ مشاهیر کُرد، تألیف مرحوم بابا مردوخ روحانی
 5- چمکثکی مثژووی هه‌ورامان و مه‌ریوان، نووسینی موحه‌ممه‌دی مه‌لا که‌ریم
 6- جنگ خطی کتابخانه مرحوم پدرم، اورامان از قدیم تاکنون
 7- قاموسی زمانی کوردی، تألیف عبدالرحمن ذبیحی
 8- لغت‌نامه دهخدا


هفته نامه سیروان

«آموس چاپل»، عکاس و خبرنگار نیوزیلندی روزنامه گاردین، زمستان امسال را در کردستان گذرانده و به تازگی گزارشی تصویری از زیبایی‌های روستای پالنگان،پالنان


در وب‌سایت این روزنامه منتشر کرده است.

روزنامه گاردین به تازگی گزارشی از طبیعت زیبای روستای پلنگان استان کردستان منتشر کرده است؛ پلنگان یکی از روستاهای زیبای استان کردستان و دهستان ژاورود از توابع شهرستان کامیاران است.

بنا بر این گزارش، این روستا در 47 کیلومتری شمال‌غرب این شهر و در دره تنگیور است و به دلیل جاذبه‌های طبیعی زیبایش، بسیار مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.

نکته جالب این روستا، معماری فوق‌العاده آن است، به گونه ای که روستا در دامنه کوه و در دو سوی دره قرار گرفته و خانه‌های آن با سنگ و عموما به حالت پلکانی ساخته شده و پشت‌بام منزل پایین حیاط منزل بالاست.

«آموس چاپل»، عکاس و خبرنگار نیوزیلندی روزنامه گاردین، زمستان امسال را در کردستان گذرانده و به تازگی، گزارش تصویری از زیبایی‌های روستای پلنگان در وب‌سایت این روزنامه منتشر کرده است.



یک کودک روی یکی از پشت بام های معروف خانه ای در پلنگان، روستا در دامنه کوه و در 2 طرف دره قرار گرفته و خانه‌های آن با سنگ و عموما به حالت پلکانی ساخته شده و پشت بام منزل پایین حیاط منزل بالا است. Amos Chapple

شب های پلنگان در دره تنگیور Amos Chapple
معماری زیبا و منحصر به فرد روستای پلنگان Amos Chapple
روشن کردن آتش در کوچه پس کوچه های پلنگان Amos Chapple
چوپان های دره تنگیور در کردستان Amos Chapple
جاده های کوهستانی پلنگان و طلوع خورشید در دره زیبای تنگیور Amos Chapple
چوپان های دره تنگیور در کردستان، روستای پالنگان افزون بر ۲۰ چشمه جوشان در دره تنگیور دارد که آب خود را به رودخانه تنگیور می‌ریزند و آبشارهای حاصل از ریزش آب این چشمه‌ها بسیار دیدنی است. Amos Chapple
آتش مرد چوپان در غروب پلنگان و کنار جاده آسفالتی که به این روستا می رسد. Amos Chapple
غروب جاده و مینی بوسی در مسیر رسیدن به پلنگان Amos Chapple



Amos Chapple
Amos Chapple



تابناک«کلیک»

کد خبر: ۲۳۸۸۱۵
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردین ۱۳۹۱ - ۱۷:۵۰
وجه تسمیه اورامان(هورامان=هه ورامان) – همایون محمد نژاد
در خصوص کلمه «اورامان یا هورامان» از نظر لغت و ریشه یابی کلمات و سیرتاریخی و باستانی آن نظریه های متفاوتی بدست آمده است که به برخی ازآن ها در زیر اشاره می کنیم:
1- باتوجه به بلندی و مرتفع بودن این سرزمین «هوور ئامان» یعنی خیز برداشتن و بالا آمدن و ورم کردن و صعود کردن تلقی می شودکه به معنی از دل زمین بیرون آمدن و سرپا ایستادن می باشد. 
2- چون که اورامان منطقه ای کوهستانی وسردسیر بوده و پوشش ابری و باران زایی آن فراوان بوده کلمات (هه ور=ابر/ ئامان =آمده) آمدن ابر در آسمان و نمادبارندگی فراوان تداعی این مطلب است.
3- اورامان از دو واژه ترکیبی (( اور به معنی خانه و مکان  و مان یعنی امن و آرام  بدست آمده است اورامان: سرزمین و مکان آرام و امن. 
4- از واژه  «ئورامه ن» که نام یکی ازآهنگ های قدیمی کرد در قبل از اسلام می باشد.
5- در فرهنگ لغت «برهان قاطع» اثرمحمدحسین خلف تبریزی آمده است که : اورامان از دو واژه ترکیبی ((ئوور به معنی قلعه مستحکم وسخت ودارای (حصاروبارو)  و مان یعنی خانه ومسکن تشکیل شده است.   اورامان: قلعه و سرزمین. 
6-اورامان یا هاورامان به معنی مکان و پناهگاه و طلب و هاوار (فریاد) برای پناه شدن با وجود کوه های مرتفع و سنگلاخی بودن.
7-از کلمه «ئورومون» استخراج شده که شاعران پیشین اورامی همچون صیدی اورامی ازاین واژه بسیار استفاده کرده است.
8-اورامان از واژه «اورتن» گرفته شده که به معنی سرود های دینی زردشتیان و از لحن های موسیقی قدیمی است.
۹- هورآمان همان «خورآمان» است، مشرق و مطلع خورشید.
10- از کلمه «اهورئامان» به معنی مکان وجایگاه خدای زردشت(اهورامزدا)  هور =اهورا (ایزد وخدای زردشت)   مان =مکان وجایگاه
11-از «اورامن» استخراج شده که نام آهنگ اصیل و قدیمی ایرانیان درقبل ازاسلام و لحنی قدیمی از الحان موسیقی قدیمی ایران به شمارمی رفته است، که مطابق بابحر هزج مسدس بوده و فهلویات را بدان می خواندند.(فرهنگ فارسی اثردکترمحمد معین) ازنوع شعر فهلویات می توان به دوبیتی های باباطاهر همدانی در قرن 4هجری قمری اشاره کرد.
12- از «اورامن» به معنی خوانندگی به زبان پهلوی استخراج شده اورامنان : شعرهای پهلوی ومحلی ایرانیان (فرهنگ فارسی سعدی: اثر حامدربانی )
13-از «اورام» به معنای سرود و نیایش آیین زردشت که زردشتیان دربرابرآتش می خواندند.(فرهنگ دهخدا : اثرعلی اکبردهخدا)  

 

ادیب نیک نام و نیک نفس نیک اندیش  دانشمند والا مقام شیخ اسماعیل مردوخ روحانی  ابن علامه شیخ حبیب الله کاشتری در سال ۱۳۰۱ شمسی در قریه کاشتر از توابع کامیاران پا به عرصه وجود نهاد پس از  طی دوران  کودکی و تربیت صحیح اسلامی در زیر توجه پدر و مادر  مسلمان و متدین به درس و تعلیم پرداخت و بعد از مدتی ادبیات فارسی عربی و علوم عقلی و نقلی را در محضر پدر گرامی و بزرگوارش اموخت وسپس نزد  علامه ملا عبدالعظیم مجتهد و ملا محمود مفتی و ابن ملا عبدلله دشتی و دیگران تلمذ را  به سر حد کمال گردانید و مجاز گردید وسپس  در اموزش و پرورش جذب و به تدریس در دبیرستانهای  سنندج پرداخت و مدرک لیسانس را توانست در زیر سایه تعلیم و تربیت اخذ نماید وی لیسانس خود را از ذانشگاه الهیات تهران  اخذ و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد و سالهای اخر عمر را در تهران گذرانید این دانشمند در ادبیات فارسی و عربی تبحر خاصی داشت و در شعر به هر دو زبان دارای طبعی روان بود و به شیوا تخلص می نمود  و کتابی به نام شیوه مسلمانی تالیف و منتشر کرد و کتاب نفس و مشهور مشاهیر کُرد را تالیف نمود که نتیجه ۴۰ سال  تحقیق وی بوده و تاکنون ۲ جلد از ان چاپ و منتشر شده است و از دیگر کارهای مهم دیگر وی دوره کامل تعلیمات دینی مخصوص اهل سنت را برای تمام کلاسهای دبستان و دبیرستان با نثری ساده تالیف کرده که پس از مدتی هنوز در مناطق سنی نشین تدریس می شودآن مرحوم .دارای شخصیتی نجیب و محترم که حتی دشمنان خود را نیز مورد محبت قرار میداد  . وی در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۶۷ شمسی در تهران بر اثر مرض سرطان درگذشت مهندس ماجد فرزند جانشین به حق وی میباشد که  هم اکنون در سنندج زندگی میکند محمد ماجد مردوخ روحانی»،هفته ای دو الی سه روز را در بخش فرهنگ نویسی دانشگاه کردستان سپری می کند و با جدّیت و تعصب و تلاش بی وقفه، سرپرستی گروهی را به عهده گرفته است که مشغول تدوین نخستین فرهنگ جامع کردی ـ فارسی هستند که تا کنون دو جلد آن تدوین گشته است. به گفته خودش با این کار به دو هدف بزرگ می رسد : یک- پر کردن خلأ بزرگ عدم وجود چنین فرهنگی. دو- تربیت جوانان برای ادامه راه و آموزش حرفه ای به اینان برای کار فرهنگ نویسی و تربیت فرهنگ نویسان آینده ی این مملکت.ایشان نیز به طور قطع در آینده از مفاخر خاندان مردوخی خواهد بود . انشاالله خدا یارش باد

 

سرزمین هزار ماسوله
با شنیدن نام ماسوله معماری پلکانی، طبیعت زیبا، صنایع دستی و البته ازدحام گردشگران در ذهن آدم تداعی می‌شود.
حال با شنیدن نام سرزمین هزار ماسوله چه حسی به انسان دست می‌دهد. ممکن است حتی بسیاری از علاقه‌مندان سفر نیز نام این منطقه را نشنیده باشند. روستاهای منطقه اورامانات در استان کردستان
به دلیل کوهستانی بودن منطقه همگی به صورت پلکانی ساخته شده‌اند و لقب سرزمین هزار ماسوله را برای این سرزمین به ارمغان آورده‌اند.
یکی از زیباترین و البته بزرگ‌ترین روستای این منطقه، روستای پالنگان است. روستای پالنگان یکی از هفت روستای هدف گردشگری استان کردستان است. این روستا در دهستان ژاورود در ۵۷ کیلومتری دره تنگیور استان کردستان واقع شده است. خانه‌های آن با سنگ و به صورت خشکه‌چینی ساخته شده است. با توجه به بقایای مساجد و منازل قدیمی به نظر می‌رسد شالوده اصلی این روستا به دوره ساسانی (سده سوم تا هفتم میلادی) بازمی‌گردد. روستای پالنگان به دلیل شرایط آب و هوایی و آسفالته بودن مسیر، در تمام طول سال بازدید کننده دارد. «آوات مکاری»، کارشناس تبلیغات و بازاریابی گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کردستان در این باره می‌گوید: «روستای پالنگان نسبت به دیگر روستاهای اورامانات گرم‌تر است و همین دلیل باعث شده در تمام ایام سال گردشگر داشته باشد».
وی می‌افزاید: «به طور متوسط در هفته دو هزار بازدیدکننده از این روستا دیدن می‌کنند و نیمی از این تعداد گردشگران منطقه‌ای (کردستان و کرمانشاه) هستند».
عمده محصولات تولیدی مردم این روستا گندم، جو و انواع محصولات لبنی است. گیوه‌بافی وجاجیم بافی از مهم‌ترین صنایع دستی پالنگان و کشک و روغن حیوانی جزو سوغات پرطرفدار پالنگانی‌هاست.
علاوه بر چشم‌انداز معماری زیبای این روستا، عبور رودخانه خروشان سیروان از کنار روستا، وجود بقایای قلعه تاریخی پالنگان، آبشارهای متعدد پلکانی و چشمه‌های دائمی آب‌معدنی جلوه خاصی به این روستا بخشیده است. بیش از ۲۰ چشمه جوشان در تنگه تنگیور قرار دارد که آب آنها به رودخانه تنگیور می‌ریزد.
رودخانه تنگیور که از میان آبادی می‌گذرد بخش اعظم آب خود را از این چشمه‌ها تامین می‌کند و از همین رو آب آن بسیار زلال و گواراست. رودخانه تنگیور بعد از گذر از آبادی در حدود ۱۲۰ متری غرب پالنگان به آب سیروان می‌پیوندد.
به واسطه خصوصیات آب این دو رودخانه یکی از بزرگ‌ترین مجتمع‌های پرورش ماهی کشور در کنار این روستا ساخته شده است و فعالیت این واحد شیلات در کنار روستا باعث شده تا بهترین خوراکی برای پذیرایی از مهمانان، انواع ماهی باشد.از دیگر جاذبه‌های این روستا قلعه پالنگان است. این قلعه در فاصله ۷۰۰ متری روستا در دره تنگیور قرار گرفته که هنوز آثار و بقایای اتاق‌ها، آتشکده‌ها و پل‌های قدیمی آن پابرجاست. آثار به دست آمده از این قلعه‌ها نشان می‌دهد که قدمت تاریخی قلعه پالنگان به قبل از اسلام می‌رسد. این آثار که شامل یک لنگه دروازه از یک تخته سنگ بزرگ و پل‌های ساخته شده روی رودخانه است هنوز برجای مانده‌اند. وجود قلعه قبل از حکمرانی امرای محلی اردلان‌ها و حتی امرای کلهر مسلم است اما از چگونگی و تاریخ ساخت آن هیچ اطلاع دقیقی در دست نیست. بدون شک به دلیل موقعیت استراتژیک، این قلعه از سالیان دوز از قلاع مهم و غیرقابل دسترس بوده است. در دوران حکومت اردلان‌ها به کردستان چند قلعه موجود بوده است که از این قلعه‌ها استفاده‌های فصلی داشته‌اند.قلعه زلم برای زمستان، قلعه مریوان برای پاییز، قلعه حسن‌آباد در تابستان و قلعه پالنگان در بهار میزبان حکومتیان بوده است.«آوات مکاری» از کوچ بهاره روستاییان به عنوان جاذبه‌ای دیگر برای گردشگری نام می‌برد و می‌افزاید: «تابستان گرم و بهار معتدل پالنگان باعث شده که کوچ بهاره مردم به ارتفاعات، گردشگران زیادی را به این منطقه جذب کند. این کوچ با اجرای مراسم سنتی‌ای چون اجرای موسیقی گریان، چپله، سیاچمانه و رقص‌های محلی همراه است. در مدت کوچ، جمعیت روستا به کمتر از نصف کاهش می‌یابد».
تنها نقطه ضعف روستای پالنگان که باعث شده است نتواند شهرت و آوازه‌ای در حد ماسوله برای خود کسب کند، عدم تبلیغات و کمبود زیرساخت‌های گردشگری است. در حال حاضر تنها امکانات رفاهی این روستا یک پارکینگ عمومی و یک سرویس بهداشتی است و باید برای رسیدن به اولین پمپ بنزین ۴۵ کیلومتر، اولین مهمانسرا ۵۷ کیلومتر (کامیاران) و اولین هتل (سنندج) ۱۱۲ کیلومتر راه رفت. مکاری، کارشناس تبلیغات و بازاریابی گردشگری کردستان در این باره می‌گوید: «منطقه اورامانات به دلیل نداشتن اعتبارات لازم معرفی نشده است اما در حال حاضر با اندک اعتباری که داریم کارهای تبلیغاتی از جمله چاپ بروشور و راهنما و معرفی کردستان به آژانس‌های مسافرتی را انجام داده‌ایم. این کارها باعث شده است کردستان در فهرست تورهای گردشگری قرار گیرد و از استان‌های مختلف کشور تورهایی به مقصد کردستان برگزار شود».
تاریخ، تمدن و طبیعت روستای پالنگان به همراه فرهنگ و آیین مردم یکی از پتانسیل‌های گردشگری در استان کردستان است که در صورت توجه بیشتر می‌تواند بالفعل شود و سود سرشار حاصله از حضور گردشگر را روانه منطقه کند و به صنعت گردشگری کشور هم رونق بیشتری ببخشد.
 
سعید حبیب اله


روزنامه تهران امروز

 

روستای پالنگان؛ شکوه معماری اصیل بومی با مناظر زیبای طبیعی
سنندج - خبرگزاری مهر: کردستان سرزمین روستاهای بکر و زیبایی است که شکوه خاص در معماری و وجود مناظر زیبا و بکر طبیعی آنها را در مقایسه با سایر روستاهای کشور سرآمد کرده و نمونه عینی این مهم را می شود در روستای پالنگان در شهرستان کامیاران به خوبی ملاحظه کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، شرایط ویژه جغرافیایی در کنار وجود دره های پست و کوه های سر به فلک کشیده روستاهای در کردستان ساخته شده اند که در دو ویژگی و مشخصه معماری اصیل و بومی به همراه وجود مناظر طبیعی و چشم اندازهای بکر سرآمد سایر روستاهای کشور به شمار می روند.

در هر کوی و برزن و هر شهر و دهستان کردستان که قدم می گذاری چشم انسان به روستاهای دوخته می شود که به دلیل ویژگی منحصر به فرد از جمله پلکانی بودن و همچنین وجود مناظر و چشم اندازهای طبیعی همراه با آب و هوایی دلپذیر به عنوان یک ظرفیت مهم و اصلی در حوزه گردشگری استان مطرح شده اند، هر چند تا رسیدن به نقطه مطلوب و معرفی مناسب آنها فاصله بسیار است.

روستای پالنگان در دهستان ژاورود، غرب کامیاران در دره تنگی ور در استان کردستان قرار گرفته که البته برای وجه تسمیه نامش دو معنی قائلند که در معنی اول پالنگان در ابتدا پلنگان بوده به معنی زیستگاه پلنگ و دیگر آن که پال در زبان کردی و محلی به معنی تکیه دادن است و به دلیل شیب زیادی که محل قرارگیری این روستا دارد به پالنگان معروف شده؛ به هر حال امروز این روستای کردستان در جهان معروف است.

روستای پالنگان در شیب بسیار تندی قرار گرفته و به همین دلیل بر اساس سبک معماری بسیاری از روستاهای استان پشت بام خانه جلویی به عنوان حیاط خانه پشتی مورد استفاده قرار می گیرد و البته خانه‌ های اینجا به طور کلی با مصالح بومی به ویژه سنگ و گل بنا نهاده شده اند و این رسمی است که از کهن تا به امروز نسل به نسل دانش آن منتقل شده و تمام خانه‌های این روستا به طریق سنگ‌چین ساخته شده ‌اند.

در روستای پالنگان قامت سخت و مقاوم کوه را با متانت تراش می ‌دهند و در فضای ایجاد شده، سنگ‌های کنده شده به صورت خشک چین و البته در موارد کمی با استفاده از گل توسط استادان چیره ‌دست روی هم بنا می ‌شوند و نتیجه کار خانه ‌ای می ‌شود آرام و چشم نواز، به رنگ کوه که تنها کمی تغییر فرم داده و سپس سقف خانه ها با به وسیله تخته و پس از آن گل می سازند و این رسم همچنان در حال حاضر نیز توسط مردم این روستا دنبال و پیگیری می شود.

در 800 متری روستا و در کنار چشمه‌ های پر آب قلعه پالنگان دیده می ‌شود، که به گفته کارشناسان این قلعه بسیار قدیمی است و به همین دلیل نیز سابقه آن به سالهای بسیار دور گذشته بر می گردد و به همین دلیل است که تاریخ روستای پالنگان نیز به سالهای دور استفاده از این قلعه بر می گردد.

بدون شک و با توجه به شرایط محیط و اطراف به دلیل موقعیت استراتژیکی این قلعه، در قرنهای پیش، یکی از قلعه‌ های مهم و غیرقابل دسترس بوده است که البتنه در سال 1046 هـجری قمری به دستور "شاه‌صفی" قلعه پلنگان به دلیل سختی مکان و صعب‌ العبور بودن آن خراب و ویران می‌شود.

روستای پالنگان که از توابع شهرستان کامیاران در استان کردستان است حدود هزار نفر و شاید هم بیشتر جمعیت دارد که هر فرد این روستا از حمایت تمام اهالی در ناملایمات سخت روزگار برخوردار است و به همین دلیل ارتباط بسیار خوب و البته خویشاوندی بین تمامی ساکنان روستا برقرار است.

آنچه بیشتر سیمای روستا را دل نواز و زیباتر کرده، رودی است خروشان به نام تنگی ور که روستا را دو نیم کرده است و این رود از حدود 20 چشمه در کوه های سربه فلک کشیده اطراف شکل گرفته و به همین دلیل آب رودخانه را گوارا و زلال کرده است که البته رودخانه پس از طی چند کیلومتر به رود سیروان جاری می ‌شود.

پلنگان یکی از پرجمعیت ترین روستاهای حال و قدیم در استان کردستان به شمار می رود که در 45 کیلومتری کامیاران و در کنار رودخانه‌ی سیروان قرار دارد. این روستا را می توان برگ سوخته و فراموش شده ‌ای از تاریخ مناطق کردنشین نامید که به دلیل ظلم پادشاهان و کم لطفی مورخان و نیز نبود تاریخ نگاری به شیوه علمی، مطالب متنوعی در مورد آن یافت نمی‌ شود ولی کهن ‌ترین و معتبرترین اشاره در مورد پلنگان را می ‌توان در شرف نامه  اثر امیر شرف خان بدلیسی (که استاد هه‌ژار هم آن را به کردی ترجمه کرده است) در سال 1005 نگاشته شده، یافت که پلنگان را جزء حکومت و تحت سیطره حکام کلهر معرفی می کند.

به دلیل وجود چشمه های جوشان و رودخانه همیشه خروشان از چند سال قبل مرکز پرورش و عرضه ماهیان سردآبی در پائین این روستا احداث شده و امروز نه تنها پالنگان به دلیل ظرفیتهای خاص گردشگری در این بخش نیز به یکی از مناطق ویژه در کردستان تبدیل شده و به همین دلیل نیز مکانی برای گردشگری و گذراندن اوقاتی خوش برای مردم این استان به شمار می رود.

هر چند که اقدامات اولیه برای احداث و مرمت جاده روستای پالنگان صورت گرفته ولی به دلیل شرایط منطقه در اکثر روزهای زمستان و با بارش برف، جاده روستا مسدود می شود ولی در دیگر فصول سال پالنگان مهیای پذیرایی از خیل علاقمندان و مسافران نوروزی در استان کردستان است.


گلریز فرمانی

می‌گفتند روستای پالنگان شبیه ماسوله است و ما گمان می‌کردیم باید شباهتی هم با دیگر روستاهای پلکانی کردستان داشته باشد؛ روستاهایی با خانه‌هایی ساخته شده از سنگ‌های ریز و درشت در شیب‌های تند دره‌ها، که قدمتشان را تنها بر چند دیوار و پلکان می‌توان دید.

اما به‌راستی پالنگان دیگرگونه بود و ناباورانه تا هنوز روایتگر تاریخ و گذشته. خانه‌های سنگی نه فقط پابرجا، که زنده بودند و بوی نان و قلیان در هر یک بهانه‌ای بود برای دمی مهمان دلهایشان شدن. خانه‌های یکدست و همسان، با دیوارهای سنگی، حتا درها و پنجره‌ها هنوز آبی بودند و پایداری این آبی‌های لاجوردی روایتگر تاریخی چند صد ساله.  

*  *  *

در کوهپایه‌های کوه شاهو، ۵۵ کیلومتری شهر کامیاران، در انتهای دره تنگیور رودخانه‌ای است که به رود سیروان می‌ریزد و در دوطرف همین رود است که روستای زیبای پالنگان با معماری خشک چین قدیم، همه یادگاران گذشته را هنوز در خود حفظ کرده و با چراغی روشن پذیرای مسافران دور و نزدیک است.

بقایای چند خانه پراکنده در دامنه روبرو، اولین چیزی است که از آخرین پیچ جاده دیده می‌شود و مسافرهنوز نمی‌داند در انتهای دره تا کجا قدم به دل تاریخ خواهد گذاشت. اما همین‌که از کوچه‌های پلکانی روستا پایین می‌روی، نه فقط معماری زیبای روستا و خانه‌های سنگی، که حفظ این معماری سنتی، یکدستی این آبادی و عدم وجود خانه‌های نوساز که در آن میان ساز مخالف بزنند حیرانت می‌کند. می‌توانی چشمانت را ببندی و شلوغی کوچه‌ها و صدای سم اسب‌ها و لباس‌های رنگارنگ زنان را در کوچه‌ها در پی کودکان شاد روستا ببینی. امروز در این روستا تنها بوی رنگ چند پنجره آبی، تازه است.

با شادمانی از این همه ماندگاری در کوچه‌های پلکانی پایین می‌روی و پای صحبت دلنشین و گویش زیبای هورامی مردمی می‌نشینی تا از رونق گذشته‌های دور بگویند، تا فراموشی دهها سال قبل و جاذبه گردشگری امروز و رونق دوباره.

*  *  *

در گذشته نه خیلی دور بیش از ۲۵۰۰ خانواده در روستا زندگی می‌کردند. شغل بیشترشان دامداری بوده و برای یافتن چراگاه‌ها به ارتفاعات کوهستان "شاهو" کوچ می‌کردند و در منزلگاه‌هایی در مسیر، از اسفند تا شهریور هر سال سکونت داشتند. این منزلگاه ها در زبان هورامی، "هوار" نام دارند. در این منطقه در گذشته بیش از ۵۰ هوار وجود داشته است. هوارهایی چون هوار هوزیبان، هانیه، شیخ‌عزیز، شیلانان، ککب  که به جز دو هوار اول، بقیه امروز کمتر استفاده می‌شوند. در این منزلگاه‌ها با توجه به محل قرارگیری و امکانات موجود با سنگ و چوب و گل، خانه می‌ساختند و از آب برف و چشمه‌های کوهستان استفاده می‌کردند.

امروز اما بیشتر خانواده‌ها به کامیاران و دیگر شهرهای اطراف کوچ کرده‌اند و در خود روستا حدود ۱۰۰۰ نفر،  در ۱۹۰ خانوار٬ ساکن هستند. برخی از آنها در کنار شغل دامداری پس از تاسیس شیلات در شهر کامیاران  به پرورش ماهی روی آورده‌اند و برخی دیگر در شهرهای بزرگ به بنایی و معماری مشغولند. گلیم‌بافی و قالی‌بافی در میان زنان روستا در گذشته‌ای نه چندان دور رواج داشته که امروز تقریبا از بین رفته و زنان روستا دوشادوش مردانشان و در بیرون از خانه مشغول پرورش دام هستند.

زندگی در روستایی پلکانی به این سادگی‌ها هم نیست. آن هم روستایی که تنها از یک سمت به جاده دسترسی دارد و ساکنان سمت مقابل باید برای جابجایی مایحتاج روزانه مسیر بیشتری را طی کنند. به گفته مردم، ماشین‌های میوه و مواد غذایی و نفت و کپسول گاز تا انتهای جاده که ابتدای روستاست می‌آیند و مردم ساکن در سمت مقابل که همان بخش قدیم روستاست برای آوردن مایحتاج خود شخصا یا به کمک الاغ و قاطر بار را به سمت دیگر حمل می‌کنند. سوخت روستا نفت و گاز است و تعدادی از خانواده‌ها برای سوخت مورد نیاز زمستان خود از ارتفاعات هیزم می‌آورند.

مردم روستا همچون خانه‌هایشان محکم و مقاوم در برابر سختی‌های بی‌شمار زندگی ایستاده‌اند. این منطقه قحطی و جنگ را پشت سر گذاشته است.  در آن زمان مردم از بلوط برای درست کردن نان استفاده می‌کرده‌اند.

خانه‌های بخش قدیم روستا پس از مهاجرت ساکنین رو به تخریب دارند و به دلایل زیاد امکان بازسازی آنها وجود ندارد و این بیماری ایست که اگر درمان نشود رفته رفته به خانه‌های دیگر هم سرایت می‌کند.

به گفته اهالی، حضور مسافران و گردشگران از راه‌های دور و نزدیک درسال‌های اخیر و پس از معرفی رسانه‌ای روستا و همچنین تاسیس شیلات، رونق دوباره‌ای به روستا بخشیده است. در روزهای تعطیل منطقه پر است از خانواده‌هایی که نه فقط برای دیدن روستا که برای گذران چند ساعتی در کنار رودخانه و آبشار و شیلات به دیدن روستا آمده‌اند. اما در این روستا نه خبری از فروش صنایع دستی هست و نه حتی فروش کارت‌پستال و یا خوراکی‌های سنتی و نه حتی خبری از قهوه‌خانه ای محلی، آنگونه که در روستاهای توریستی کشور همچون ماسوله و ابیانه شاهدش هستیم.

جاذبه‌های گردشگری روستا کم نیست از کوچ بهاری عشایر به ارتفاعات این روستا و مراسم سنتی عشایر کرد مانند اجرای موسیقی محلی چپله (آهنگ‌هایی بدون ریتم مشخص و همراه با کف زدن) و سیاچمانه (به معنی سیاه چشمان، نوعی نغمه عاشقانه)، مراسم مذهبی، عروسی، شب یلدا تا اسب سواری و بازی‌های محلی در پاییز و زمستان مانند گرزبازی، قل‌قلان (بازی خروس جنگی) که هر کدام در صورت حفظ و گسترش می‌توانند نقشی پررنگی در افزایش گردشگران و رونق اقتصادی روستا داشته باشند. اما هیچ‌کدام از این‌ها تا به امروز چیزی از مشکلات و فقرمردم منطقه نکاسته است. ساکنین مهربان روستا در مواجهه با مسافران، خودآموخته  و به رسم مهمان‌نوازی، تنها میزبانانی هستند با دل و سفره‌ای گشاده که با لطفی بی‌دریغ به چای گرم و نان محلی در خانه‌هایشان مهمانت می‌کنند و تو مست این همه محبت بی‌انتظار تنها لبخند و تشکری ساده ازخود بجا می‌گذاری.

گزارش تصویری این صفحه ثبت خاطره‌ای است از سفر به روستای پالنگان و دیدار از زیبایی‌هایش.

 شبکه جهانی جام جم  
   
سامانه: پنجره  
 
عنوان
روستای پله کانی پالنگان -کردستان
 
شرح
پالنگان؛ روستایی در کردستان با معماری ویژه
روستای پالنگان زیباترین روستای تاریخی کردستان است که سوغاتش کشک و گیوه است.روستایی با معماری ویژه پله کانی که همانند دیگر روستاهای پله کانی ایران مانند ماسوله، زنوزق و گایکان چشم انداز منحصربه فردی دارد.
پالنگان از روستاهای توابع شهرستان کامیاران است. این روستا که در 57 کیلومتری کامیاران قرار دارد از نزدیکترین پمپ بنزین 45 کیلومتر ،نزدیکترین واحد اقامتی _ مهمانپذیر _ حدود 110 کیلومتر و نزدیکترین واحد انتظامی 15 کیلومتر فاصله دارد.
روستای پالنگان نزدیک به هزار نفر جمعیت دارد که مذهب اکثریت آنها سنی است و به لهجه اورامی صحبت می کنند.
علاوه بر چشم انداز زیبای معماری این روستا، عبور رودخانه خروشان سیروان از کنار دره های روستا، قلعه تاریخی پالنگان، آبشارهای متعدد پله کانی و چشمه های دائمی آب معدنی جلوه خاصی را به این روستا بخشیده است.
با این که پالنگان در یک منطقه کوهستانی قرار دارد اما به دلیل آسفالت بودن مسیر، در تمام طول سال امکان بازدید از این روستا وجود دارد. فعالیت یک واحد شیلات در کنار روستا نیز باعث شده تا بهترین خوراکی پذیرایی از گردشگران طبخ انواع ماهی باشد.
عمده محصولات تولیدی مردم این روستا، گندم، جو و انواع مواد لبنی است. گیوه بافی، جاجیم بافی و موج بافی از مهمترین صنایع دستی پالنگان محسوب می شود. همچنین کشک محلی، گیوه و روغن جزو سوغات پرطرفدار پالنگانی هاست.
تابستان گرم و بهار معتدل پالنگان باعث شده که کوج بهاری عشایر به ارتفاعات این روستا که با اجرای بسیاری از مراسم سنتی عشایر کرد مانند اجرای موسیقی گریان، چپله و سیاچمانه همراه است گردشگران زیادی را به این روستا جذب کند. مراسم مذهبی، عروسی، شب یلدا و خوش‌آمد گویی به نوروز در دوم اسفند نیز از مراسمی است که گردشگران بومی را به خود جذب می کند.
اسب سواری، گرزبازی، قل قلان و چاک چاک از بازیهای محلی پالنگان است که در ایام غیر کاری مانند پاییز و زمستان در اکثر کوچه‌ها و چشم اندازهای روستا برگزار می‌شود.
پالنگان یکی از 7 روستای هدف در گردشگری استان کردستان است که پس از انجام مطالعات کارشناسی بدون هیچ تغییری در بافت خود به روستای گردشگری تبدیل می‌شود.
روستاهای تاریخی صلوات آباد بیجار، اورامان تخت، خسروآباد گروس، نوره سنندج، آوی‌هنگ و ژاورود غربی دیگر روستاهای هدف کردستان هستند که همگی دارای بافت قدیمی با معماری اورامات هستند و تمام خانه‌های این روستاها به طریق سنگ چین ساخته شده‌اند.
تاریخ، تمدن و طبیعت این روستاها به همراه فرهنگ و آیین مردم آنها یکی از پتانسیل های بالقوه گردشگری در کردستان است که مسئولان گردشگری استان قصد دارند در کمترین فرصت آنها را به پتانسیل های بالفعل تبدیل کنند.

آشنایی با روستای پالنگان - کردستان

سفر > ایرانگردی- محمد ملاحسینی:
پالنگان یکی از روستاهای دهستان ژاورود از توابع شهرستان کامیاران در استان کردستان است و در 47 کیلومتری شمال‌غرب این شهر و در دره تنگیور قرار دارد

روستا در دامنه کوه و در 2 طرف دره قرار گرفته و خانه‌های آن با سنگ و عموما به حالت پلکانی ساخته شده و پشت بام منزل پایین حیاط منزل بالا است.

این روستا علاوه بر داشتن معماری زیبا، دارای چشمه‌ها، آبشارها و طبیعتی سرشار از زیبایی منحصر به فرد در استان کردستان است و در کنار رودخانه‌ای قرار گرفته که به رودخانه سیروان می پیوندد.

رودخانه خروشان تنگیور که از میان آبادی می‌گذرد آن را به دو قسمت تقسیم کرده است و خانه های روستا با سنگ و بیشترشان به صورت خشکه چینی ساخته شده است.

این ناحیه از مراکز مهم استان کردستان در دوره سلجوقی به بعد بوده است و قلعه پالنگان که مجاور روستا و در بالای کوه قرار دارد بیانگر این مطلب است. با توجه به بقایای مساجد، منازل قدیمی و باغ های زیبای این روستا به نظر می‌رسد که شالوده اصلی آن به دوره سامانی بازمی‌گردد.

روستا دارای گورستان قدیمی است که چند سنگ قبر با خط کوفی مربوط به قرن ششم و هفتم در آن وجود دارد، اما از همه مهم‌تر بافت معماری پلکانی روستا است که دارای ارزش فراوان است.

روستای پالنگان افزون بر ۲۰ چشمه جوشان در دره تنگیور دارد که آب زلال و خنک خود را به رودخانه تنگیور می‌ریزند و آبشارهای حاصل از ریزش آب این چشمه‌ها بسیار دیدنی است.

رودخانه تنگیور که از میان آبادی می‌گذرد، بخش اعظم آب خود را از این چشمه‌ها که در فاصله ۷۰۰ تا ۸۰۰ متری جنوب شرقی آبادی قرار دارند تأمین می‌کند و از همین رو آب رودخانه بسیار گوارا و خوش طعم است. رودخانه تنگیور بعد از گذر از آبادی در حدود ۱۲۰ متری غرب پالنگان به رودخانه پرآب سیروان می پیوندد.

به واسطه خصوصیات آب رودخانه تنگیور و این چشمه‌ها، بزرگ‌ترین مجتمع‌های پرورش ماهی در کنار این روستا ساخته شده است که بیشتر گردشگران به علت تازگی و نوع ماهی‌ها و همچنین قیمت مناسب آن برای غذا و همچنین دستاورد سفر به پالنگان، اقدام به طبخ ماهی در محل می‌کنند و اهالی این روستا بخشی از مایحتاج خود را از این رودخانه تأمین می‌کنند.

روستای پالنگان بسیار سرسبز و دارای آب و هوای بسیار مطلوب و دل انگیز در فصل‌های بهار، پائیز و زمستان است و از این لحاظ از دیدنی‌ترین نقاط استان کردستان به شمار می رود.

روستای پالنگان نزدیک به هزار نفر جمعیت دارد که مذهب اکثریت آنها سنی است و به لهجه اورامی صحبت می‌کنند.

با این که پالنگان در یک منطقه کوهستانی قرار دارد اما به دلیل آسفالت بودن مسیر، در تمام طول سال امکان بازدید از این روستا وجود دارد. فعالیت یک واحد شیلات در کنار روستا نیز باعث شده تا بهترین خوراکی پذیرایی از گردشگران طبخ انواع ماهی باشد.

عمده محصولات تولیدی مردم این روستا، گندم، جو و انواع مواد لبنی است. گیوه بافی، جاجیم بافی و موج بافی از مهمترین صنایع دستی پالنگان محسوب می‌شود. همچنین کشک محلی، گیوه و روغن جزو سوغات پرطرفدار پالنگانی هاست.

تابستان گرم و بهار معتدل پالنگان باعث شده که کوچ بهاری عشایر به ارتفاعات این روستا که با اجرای بسیاری از مراسم سنتی عشایر کرد مانند اجرای موسیقی گریان، چپله و سیاچمانه همراه است گردشگران زیادی را به این روستا جذب کند.

مراسم مذهبی، عروسی، شب یلدا و خوش‌آمد گویی به نوروز در دوم اسفند نیز از مراسمی است که گردشگران بومی را به خود جذب می کند.

اسب سواری، گرزبازی، قل قلان و چاک چاک از بازیهای محلی پالنگان است که در ایام غیر کاری مانند پاییز و زمستان در اکثر کوچه‌ها و چشم اندازهای روستا برگزار می‌شود.

پالنگان یکی از 7 روستای هدف در گردشگری استان کردستان است که پس از انجام مطالعات کارشناسی بدون هیچ تغییری در بافت خود به روستای گردشگری تبدیل می‌شود.

روستاهای تاریخی صلوات آباد بیجار، اورامان تخت، خسروآباد گروس، نوره سنندج، آوی‌هنگ و ژاورود غربی دیگر روستاهای هدف کردستان هستند که همگی دارای بافت قدیمی با معماری اورامانات هستند و تمام خانه‌های این روستاها به طریق سنگ چین ساخته شده‌اند.

تاریخ، تمدن و طبیعت این روستاها به همراه فرهنگ و آیین مردم آنها یکی از پتانسیل‌های بالقوه گردشگری در کردستان است که مسئولان گردشگری استان قصد دارند در کمترین فرصت آنها را به پتانسیل‌های بالفعل تبدیل کنند.

در فاصله ۸۰۰ متری جنوب شرقی روستای پالنگان در دره تنگیور و در محل چشمه‌های پرآب، قلعه‌ای به نام قلعه پالنگان قرار دارد که آثار و بقایای اتاق‌ها، آتشکده‌ها و پل‌های قدیمی آن نمایان است.


آشنایی با روستای پالنگان - کردستان

سفر > ایرانگردی- محمد ملاحسینی:
پالنگان یکی از روستاهای دهستان ژاورود از توابع شهرستان کامیاران در استان کردستان است و در 47 کیلومتری شمال‌غرب این شهر و در دره تنگیور قرار دارد

روستا در دامنه کوه و در 2 طرف دره قرار گرفته و خانه‌های آن با سنگ و عموما به حالت پلکانی ساخته شده و پشت بام منزل پایین حیاط منزل بالا است.

این روستا علاوه بر داشتن معماری زیبا، دارای چشمه‌ها، آبشارها و طبیعتی سرشار از زیبایی منحصر به فرد در استان کردستان است و در کنار رودخانه‌ای قرار گرفته که به رودخانه سیروان می پیوندد.

رودخانه خروشان تنگیور که از میان آبادی می‌گذرد آن را به دو قسمت تقسیم کرده است و خانه های روستا با سنگ و بیشترشان به صورت خشکه چینی ساخته شده است.

این ناحیه از مراکز مهم استان کردستان در دوره سلجوقی به بعد بوده است و قلعه پالنگان که مجاور روستا و در بالای کوه قرار دارد بیانگر این مطلب است. با توجه به بقایای مساجد، منازل قدیمی و باغ های زیبای این روستا به نظر می‌رسد که شالوده اصلی آن به دوره سامانی بازمی‌گردد.

روستا دارای گورستان قدیمی است که چند سنگ قبر با خط کوفی مربوط به قرن ششم و هفتم در آن وجود دارد، اما از همه مهم‌تر بافت معماری پلکانی روستا است که دارای ارزش فراوان است.

روستای پالنگان افزون بر ۲۰ چشمه جوشان در دره تنگیور دارد که آب زلال و خنک خود را به رودخانه تنگیور می‌ریزند و آبشارهای حاصل از ریزش آب این چشمه‌ها بسیار دیدنی است.

رودخانه تنگیور که از میان آبادی می‌گذرد، بخش اعظم آب خود را از این چشمه‌ها که در فاصله ۷۰۰ تا ۸۰۰ متری جنوب شرقی آبادی قرار دارند تأمین می‌کند و از همین رو آب رودخانه بسیار گوارا و خوش طعم است. رودخانه تنگیور بعد از گذر از آبادی در حدود ۱۲۰ متری غرب پالنگان به رودخانه پرآب سیروان می پیوندد.

به واسطه خصوصیات آب رودخانه تنگیور و این چشمه‌ها، بزرگ‌ترین مجتمع‌های پرورش ماهی در کنار این روستا ساخته شده است که بیشتر گردشگران به علت تازگی و نوع ماهی‌ها و همچنین قیمت مناسب آن برای غذا و همچنین دستاورد سفر به پالنگان، اقدام به طبخ ماهی در محل می‌کنند و اهالی این روستا بخشی از مایحتاج خود را از این رودخانه تأمین می‌کنند.

روستای پالنگان بسیار سرسبز و دارای آب و هوای بسیار مطلوب و دل انگیز در فصل‌های بهار، پائیز و زمستان است و از این لحاظ از دیدنی‌ترین نقاط استان کردستان به شمار می رود.

روستای پالنگان نزدیک به هزار نفر جمعیت دارد که مذهب اکثریت آنها سنی است و به لهجه اورامی صحبت می‌کنند.

با این که پالنگان در یک منطقه کوهستانی قرار دارد اما به دلیل آسفالت بودن مسیر، در تمام طول سال امکان بازدید از این روستا وجود دارد. فعالیت یک واحد شیلات در کنار روستا نیز باعث شده تا بهترین خوراکی پذیرایی از گردشگران طبخ انواع ماهی باشد.

عمده محصولات تولیدی مردم این روستا، گندم، جو و انواع مواد لبنی است. گیوه بافی، جاجیم بافی و موج بافی از مهمترین صنایع دستی پالنگان محسوب می‌شود. همچنین کشک محلی، گیوه و روغن جزو سوغات پرطرفدار پالنگانی هاست.

تابستان گرم و بهار معتدل پالنگان باعث شده که کوچ بهاری عشایر به ارتفاعات این روستا که با اجرای بسیاری از مراسم سنتی عشایر کرد مانند اجرای موسیقی گریان، چپله و سیاچمانه همراه است گردشگران زیادی را به این روستا جذب کند.

مراسم مذهبی، عروسی، شب یلدا و خوش‌آمد گویی به نوروز در دوم اسفند نیز از مراسمی است که گردشگران بومی را به خود جذب می کند.

اسب سواری، گرزبازی، قل قلان و چاک چاک از بازیهای محلی پالنگان است که در ایام غیر کاری مانند پاییز و زمستان در اکثر کوچه‌ها و چشم اندازهای روستا برگزار می‌شود.

پالنگان یکی از 7 روستای هدف در گردشگری استان کردستان است که پس از انجام مطالعات کارشناسی بدون هیچ تغییری در بافت خود به روستای گردشگری تبدیل می‌شود.

روستاهای تاریخی صلوات آباد بیجار، اورامان تخت، خسروآباد گروس، نوره سنندج، آوی‌هنگ و ژاورود غربی دیگر روستاهای هدف کردستان هستند که همگی دارای بافت قدیمی با معماری اورامانات هستند و تمام خانه‌های این روستاها به طریق سنگ چین ساخته شده‌اند.

تاریخ، تمدن و طبیعت این روستاها به همراه فرهنگ و آیین مردم آنها یکی از پتانسیل‌های بالقوه گردشگری در کردستان است که مسئولان گردشگری استان قصد دارند در کمترین فرصت آنها را به پتانسیل‌های بالفعل تبدیل کنند.

در فاصله ۸۰۰ متری جنوب شرقی روستای پالنگان در دره تنگیور و در محل چشمه‌های پرآب، قلعه‌ای به نام قلعه پالنگان قرار دارد که آثار و بقایای اتاق‌ها، آتشکده‌ها و پل‌های قدیمی آن نمایان است.





نویسنده: سامان عابری / جام جم

    رفتن و ماندن، زیر آسمان نیلگون آبی، رنگ دیگری دارد این خاک، مثل دل مردمان کهنش. هنوز می توان مامنی یافت، فارغ از هجوم سنگین اخبار. خبر از سادگی است و روشنایی چشمانی که باز می شوند صبحدم با نور. مردمانش صبورند و سنگین و سیاه چشم. موسیقی طبیعت و شب های پرستاره اش، اما رمان نانوشته ای است که می برندت به تاریخ. انگار ستارگان کوچ کرده شهرمان اینجا جمعند در این پاییز هزار رنگ.
    اینجا نه مانند شمال و شیراز نامدار است و نه مثل پایتخت پر اتفاق. همین دلیل خوبی است برای رفتن به میان دل مردمانی پرابهت. به آن «پالنگان» می گویند. نزدیک کامیاران است. حتما می دانید کجای نقشه قرار می گیرد.
    
    روستای پالنگان در دهستان ژاورود، غرب کامیاران در دره تنگیور در استان کردستان است. برای وجه تسمیه نامش دو معنی قائلند. نخست پالنگان در ابتدا پلنگان بوده به معنی زیستگاه پلنگ و دیگر آن که پال در زبان کردی و محلی به معنی تکیه دادن است.
    
    خانه های شگفت انگیز
    عادت همه شده زمانی که معماری پلکانی را می شنوند نام و سیمای ماسوله را به یاد می آورند، اما پالنگان نیز معماری پلکانی دارد. حیاط هر خانه پشت بام همسایه مهربان اوست.
    
    خانه های اینجا به طور کلی با مصالح بومی بویژه سنگ بنا نهاده شده است. رسمی است که از کهن تا به امروز نسل در نسل دانش آن منتقل شده است. تمام خانه های این روستا به طریق سنگ چین ساخته شده اند.
    
    در کل می توان مولفه های واقعی معماری در این خانه ها و اسلوب معماری آن را شناخت. نوع معماری با فرهنگ مردم و شرایط جغرافیایی کاملادرهم آمیخته شده است، به گونه ای که هماهنگی کامل انسان با طبیعت قابل مشاهده است.
    
    در اینجا قامت سخت و مقاوم کوه را با متانت تراش می دهند و در فضای ایجاد شده، سنگ های کنده شده، به صورت خشکه چین توسط استادان چیره دست روی هم بنا می شوند و نتیجه کار خانه ای می شود آرام و چشمنواز، به رنگ کوه که تنها کمی تغییر فرم داده است.
    
    البته کمی آن سوتر در اورامان نیز این معماری به وفور دیده می شود. این معماری خود بر زیبایی این روستای کهن در دامن بکر طبیعت افزوده است. آن هنگام که ساکنان این خانه های زیبا با اشارت دستان از راه دور سلام ات می کنند و هنگامی که باب سخن آغاز شد بر خوان ساده خویش به میزبانیت می نشینند.
    
    البته یک چیز مهم این روستا را از دیگر جاهای مشابه همچون ماسوله و غیره متمایز کرده است. این است که خانه ها در میان دیواره ای کوهستانی محصور شده و چشم انداز فوق العاده ای پیدا کرده است. روستا در دو طرف دره بنا شده است.
    
    دست نامهربان تاریخ بر سر قلعه
    در 800 متری روستا، کنار چشمه های پر آب که مقداری چنگال خشکسالی نیز بر رخسارش هویداست، قلعه پالنگان دیده می شود. مکان هزار اتفاق و رخداد. در این قلعه شما می توانید بقایای اتاق ها، آتشکده ها و پل های قدیمی را ببینید و لذت ببرید .
    
    قدمت آن به گواه اهل فن به پیش از اسلام می رسد. باستان شناسان وجود یک لنگه دروازه از یک تخته سنگ بزرگ و پل های ساخته شده روی رودخانه را دلیل بر مدعای خود ذکر می کنند.
    
    مولف «تحفه ناصری» قلعه را تا مدت ها محل زندگی و اسکان امرای «کلهر» عنوان می کند. پس از آن خاندان اردلان ساکنان پیشین را از خانه می رانند و خود رحل اقامت افکندند. پس از آن قلعه پالنگان در سال 594 شمسی میزبان خاندان اردلان بود. پس از 472 سال زندگی آنها، این مسافران دنیوی خانه را ویرانه کردند و به سرای دیگر رخت بربستند.
    
    این قلعه تا حدود قرن دهم هجری قمری آباد بود. با وجود این از تاریخ ساخت آن اطلاعی در دست نیست. شاید هم پژوهشی بایسته در خور قلعه صورت نگرفته است.
    
    بی شک به دلیل موقعیت استراتژیکی این قلعه، در قرن های پیش، یکی از قلعه های مهم و غیرقابل دسترس بوده است. در سال 1046 هـجری قمری به دستور «شاه صفی» قلعه پلنگان به دلیل سختی مکان و صعب العبور بودن آن خراب و ویران می شود.
    
    روستا در گذر زمان
    پالنگان حدود هزار نفر جمعیت دارد. هر فرد این روستا از حمایت تمام اهالی در ناملایمات سخت روزگار برخوردار است.
    
    پالنگان تاریخی طولانی دارد، چندین بار ویران شده و دیگر بار از نو سنگ بر سنگ نهاده شده است. در حال حاضر روستای فعلی در یک یا 2 کیلومتری پلنگان قدیم ساخته شده است و حدود 500 سال عمر دارد.
    
    البته در انتهای رودخانه در مکانی به نام زینانه، حجاری و سنگ نوشته ای وجود دارد که حکایت از زمان دورتری دارد، به طوری که تا به حال نتوانسته اند متن آن را ترجمه کنند.
    
    آنچه بیشتر سیمای روستا را دلنواز کرده است، رودی است خروشان به نام تنگیور که روستا را دو نیم کرده است. این رود از حدود 20 چشمه شکل گرفته است و به همین دلیل آب رودخانه را گوارا و زلال کرده است. رودخانه پس از طی چند کیلومتر در بستر رود سیروان جاری می شود.
    
    روستای پالنگان گورستانی قدیمی دارد که نباید دیدن آن را از دست داد. در این آرامگاه ابدی چند سنگ قبر با خط کوفی مربوط به قرن ششم و هفتم وجود دارد.
    
    فرهنگی به رنگ اصالت
    آن گونه که می گویند مردمان فعلی از نسل ساکنان قدیمی و اولیه پالنگان نیستند. ساکنان فعلی پس از یک دوره ویران شدن آبادی اقدام به احیای آنجا کردند. در تمام مراحل زندگی و مناسبت های مختلف آیین های ویژه ای اجرا می شود که برای گردشگران بسیار دیدنی و جذاب است. هنگامی که مردم روستا در بهار سودای کوچ می کنند بر ارتفاع کوه، کلی مراسم سنتی به جای می آورند؛ مثل موسیقی گریان، چپله و سیاچمانه.
    
    در هنگام فراغت هم به بازی می نشینند: اسب سواری، گرزبازی، قل قلان، چاک چاک و... که در پاییز و زمستان در بیشتر کوچه های روستا برگزار می شود. به رقصشان «هل پرکی» می گویند که در عروسی و غیر عروسی انجام می دهند. هر حرکت از این رقص نمادی است از رزمشان در گذشته.
    
    هر مقدار از فرهنگ پالنگان سخن گفته شود اما بی اشارت به عرفان ساری و جاری در وجودشان ناقص است. دلبستگی عجیبی دارند به رموز عرفان و استاد روحی. آنها برای تقرب به خالق خویش شیخ ارشادی بر می گزینند تا در مراحل سلوک مرشدشان باشد. این هم آداب ویژه خود را دارد که زیاد علاقه مند به بازگویی آن نیستند.
    
    چهار فصل روستا
    این روستا یکی از 7 روستای گردشگری از سوی سازمان میراث فرهنگی استان کردستان معرفی شده است. تابستان گرمی دارد و بهاری معتدل و خوشرنگ. مسیر دره آن همراه با چشمه ها و آبشارهای زیاد، به تنهایی وسوسه کننده برای سفر خواهد بود. علاوه بر آن دیدن رودخانه خروشان سیروان نیز به طعم سفر شما خواهد افزود.
    
    گرچه این روستا را برای مسافرت در چهار فصل مناسب می دانند، اما زمستانش سخت برفی است. با وجود این گردشگران حرفه ای و دوستداران طبیعت زمستانش را به دیگران توصیه می کنند.
    
    لذت واقعی یک غذا
    حالانوبت به یک ناهار خوشمزه است. چه بخواهید یا نخواهید در این هوا اشتهایتان باز می شود. به همین دلیل می توانید لذت واقعی یک غذای خوشمزه را حس کنید. پس درنگ نکنید و از روی منو انتخاب کنید. زیاد سخت نیست چون همه به شما کباب ماهی را پیشنهاد می دهند. انتخاب ساده بود، نه؟ زمانی که سفارش می دهید باید یک ساعت تمام صبر کنید! به این دلیل که آشپز در طبخ آن وسواس زیادی به خرج می دهد. ابتدا پس از تمیز کردن، ماهی را در میان توری روی آتش قرار می دهد و چندین بار به آن آبلیمو می زند و به آرامی کبابش می کند.
    
    در این منطقه به دلیل ویژگی های رودخانه، برخی اقدام به ساخت مجتمع های بزرگ پرورش ماهی کرده اند که در جوار آن بساط کبابش نیز برپا شده است. بیشتر گردشگران به دلیل تازگی و نوع ماهی ها خوردن آن را بر هر چیز دیگر ترجیح می دهند.
    
    جنس اصل بخرید
    انتخاب سوغات نیز ساده است. اینجا از جنس هایی که رنگ و کیفیتشان در زیر هزاران نور ویترین و در پس سخنان فروشنده نهان شده، خبری نیست. جنس ها، اصل اصل است، ساخته دست خود اهالی. جاجیم های زیبا و موج های سنتی نمونه زیبایی هستند که می توانید با خود به ارمغان ببرید. به جز اینها کشک محلی هم هست که به مذاقتان سخت خوش خواهد آمد. البته گیوه محلی و روغن محلی هم زبانزد است.
    
    رفتن و رفتن
    حالاکه تنها کمی دانستید پالنگان چه اندازه خوش منظره است و تصمیم به رفتن گرفتید راهی کامیاران شوید، سپس به سمت شمال غرب حرکت کنید، باید 55 کیلومتر دور شوید. تابلوی میراث فرهنگی در ابتدا راهنمای راهتان خواهد بود که البته به مرور معلوم می شود از میراث فرهنگی در این نقطه، همین تابلو وجود دارد!
    
    گرچه مکانش کوهستانی است اما نگران نباشید راه آسفالت است.
    
    از یک سپیده دم تا حوالی غروب ببینید و لذت ببرید، اما شب هنگام بازگشت است. تنها به یک دلیل ساده، جایی برای خواب و اقامت وجود ندارد. بنابراین حساب دستتان باشد که تا نزدیک ترین محل اقامت 110 کیلومتر فاصله است. تا پمپ بنزین هم 45 کیلومتر مسافت وجود دارد.
    
    غم نان اگر بگذارد
    مردمانی که با کوه سخت انس گرفته اند، آواز و نوایشان ملهم از طبیعت است. با این همه شکوه و زیبایی، اما از سر ناچاری بسیاری راهی شهر می شوند. مثل تمام نقاط دیگر ایران. در جستجوی نان و شغل... اما اگر کسی تنها یک بار به آنجا سرکی کشیده باشد بی درنگ پی خواهد برد که پتانسیل های قوی منطقه پاسخگوی جذب افراد بی شماری در حوزه های مختلفی مثل گردشگریی، صنایع دستی و... است، منوط بر این که عوامل بالقوه مورد ارزیابی قرار گیرند. سپس با یک مدیریت اصولی در آن حوزه ها سرمایه گذاری شود.
    
    
 روزنامه جام جم، شماره 2962 به تاریخ 15/7/89، صفحه 14 (سفر)

بنچاق اورامان (هورامان): در اوایل قرن معاصر در سال 1305 هجری شمسی حسین نامی از مریدان شیخ‌علا‌الدین نقشبندی در غاری نزدیک پالنگان بالاتر از باغ شیخ عمر در دره تنگیور خمره ای پیدا می‌نماید که در آن پر از دانه ارزن بود و در میان آن نوشته‌ای به خط پهلوی اشکانی بر پوست آهو بدست آمده است. این نوشته که بنام بنچاق اورامان مشهور است این بنچاق قرار دادی است میان دو نفر مبنی بر خرید و فروش زر ستانی به 45 درهم و شاهدان معامله نیز نام خود را در آن نوشته‌اند. این بنچاق مربوط به 120 پیش از میلاد مسیح است. چند سطر از متن بنچاق به شرح زیر است:

متن: سال سه ست ماه اروتات فروخش تپس پک

ترجمه: سال سیصد ماه خرداد فروشنده تپس پک

 متن: پورتیرین زراستک چه ابیر اشکان نم (زات)

ترجمه: پورتیوین زراستان اسمک که ابیر اشکان نیم آن دارد.

 متن: اخریتار اویل پور هربشن

ترجمه: و خریدار اوایل پوربشین

...........................................................

متن: اسمکان از خریت اویل هیچ پتسیک هرودرهم 45

ترجمه: اسمکان زرستان (را خرید اویل از پتسیک) همه را به 45 درهم

در حال حاضر این بنچاق در موزه برلین نگهداری میشود و 20 نسخه دیگر این قرارداد به خط یونانی است.

ئه‌لف و بای هۆرامی

ئـ

 

ئا

a

A

ئاۋی

Ay

             

ئـ

 

ئه‌

e

E

ئه‌ﮆا

Ea

             

ئـ

 

ئـﻲ

Î

Î

ئیمە

Îme

             

بـ

ب

بـی

b

B

بان

Ban

             

پـ

پ

پـی

p

P

پار

par

             

تـ

ت

تـی

t

T

تفی

Tifỵ

             

جـ

ج

جـی

c

C

جۆت

Cot

             

چـ

چ

چـی

ç

Ç

چه‌م

Çem

             

حـ

ح

حـی

حاڵ

all

             

خـ

خ

خـی

x

X

خام

Xam

ـد

د

دﻱ

d

D

دیـﮇی

Dy

             

ـﮇ

ﮆﻱ

ئاه‌م

Aem

             

ر

ر

رﻱ

r

R

مار

Mar

             

ڕ

ڕ

ڕﻱ

ŗ

Ŗ

ڕازە

Ŗaze

             

ز

ز

زﻱ

z

Z

زاڕوڵە

Zaŗulle

             

ژ

ژ

ژﻱ

j

J

ژەک

Jek

             

سـ

س

سـی

s

S

سه‌رە

Sere

             

شـ

ش

شـی

ŝ

Ŝ

شوت

Ŝut

عـ

ع

عـی

ā

Ā

عال

Āl

             

غـ

غ

غـی

ğ

Ğ

غار

Ğar

             

فـ

ف

فـی

f

F

فیڵ

Fyll

             

ڤـ

ڤ

ڤـی

v

V

مروڤ

Miruv

             

قـ

ق

قـی

q

Q

قاڵاۋ

Qalla

             

ک

ک

کـی

k

K

کولەکی

Kulekỵ

             

گ

گ

گـی

g

G

گه‌نمە

Genme

             

لـ

ل

لـی

l

L

لو

Lu

             

ڵـ

ڵ

ڵـی

ll

L

دڵ

Dill

مـ

م

مـی

m

M

مرو

Mru

             

نـ

ن

نـی

n

N

نارنج

Narnc

             

هـ

ـهـ

هـی

h

H

هانە

Hane

             

ـه‌

ه‌

هه‌

e

E

ته‌مه‌

Teme

             

ـۋ

ۋ

ۋﻱ

ۋه‌ر

er

             

ـو

و

وﻱ

w

W

وەزی

Wezỵ

ـوو

وو

ووﻱ

ü

Ü

شووتی

Ŝüty

             

ـۆ

ۆ

وۆ

o

O

هۆرامان

Horamy

             

یـ

ی

یی

y

Y

یانە

Yane

             

ێـ

ێ

یێ

ê

Ê

خورمێ

Xurmê

             

ی

ی

ئیهـ

سونی

Sun

لشکرکشی سارگن به کارالا

حادثه‏ ای که دلیلی برای آفرینش حجاری تنگی‏ ور و کتیبه‏ ی آن‏ بود،تهاجم هدایت شده ‏ی آشوری‏ها در مقابل کارالا(خطوط ۳۷ تا ۴۴)بود؛سرزمینی که در کوه‏های زاگرس و در جهت شرق آشور قرار داشت.ال.د.لیوان،در بررسی جغرافیای منطقه ‏ی زاگرس در دوره ‏ی‏ جدید امپراتوری آشور،محل کارالا در«منطقه‏ ای از دریاچه ‏ی زریبار» (زریوار)مریوان حدس زده بود.به نظر می‏ رسد که حجاری تنگی‏ور این حدس را تقویت کند.زیرا شرح یک حمله را علیه کارالا به یادگار گذاشته و در ۷۵ کیلومتری جنوب شرقی دریاچه زریبار واقع شده‏ است.

طبق سالنامه ‏های سارگن،آشورلی از کارالا و ایتی از«آلابریا»، سران شورش ضدخداوندگاری آشور بودند.به همین دلیل،در ششمین سال سلطنت(۷۱۶ق.م)،سارگن به کوه‏ها حمله برد و یاغیان را شکست داد.اولوسونو بخشیده شده و اجازه یافت تا همچنان‏ حاکم ماننا بماند.اما ایتی و خانواده‏اش تبعید شدند.قسمتی از سالنامه ‏ها که در آن‏ها سرنوشت آشورلی ارائه شده،آسیب دیده است. اما طبق اظهارات استلی از سارگن،در نجف‏ آباد در دره‏ ی اسدآباد، حدود ۱۵ کیلومتری شمال غربی دره‏ ی کنگاور(خطوط ۳۱ و ۳۲)، آشورلی کشته شد:«من آشورلی از شهر کارالا را که یک بدکار بود، اسیر کردم.در میان تهاجم،من او را با سربازانش در یوغ‏های آهنین‏ آوردم.من پوست او را کندم و به شهر آشور بردم و شهر کارالا را با ناحیه‏ ی اطرافش به ایالت لولوم افزودم.»

بااین‏حال،کارهای سارگن در سال ۷۱۶ ق.م به مقابله‏ ی آشور در کارالا را پایان نداد.مردم کارالا بعدها صاحب‏ منصبانی را که سارگن‏ بر آن‏ها گمارده بود،بیرون کردند و برادر آشورلی،امی‏تاشی،را حاکم‏ خود کردند.درنتیجه،در همین سال سلطنت،سارگن علیه کارالا، سرزمین الی‏پی و سرزمین مادها به حرکت درآمد که در واقع،ادامه‏ ی‏ هشتمین لشکرکشی او بود.

سارگن در کوه«انا»با پیروزی بزرگی بر نیروی کارالا غلبه کرد.

امی‏تاشی گریخت و شاید به سرزمین«شوردار»رفت.متن کتیبه ‏ی‏ تنگی‏ور مشخص می‏ کند که تهاجم موردنظر به کارالا شدت زیادی‏ نداشته است و آشکارا با لشکرکشی ۷۱۶ ق.م و لشکرکشی ۷۱۳ ق. م مطابقت نمی ‏کند.درهرصورت،ما می‏ دانیم که این کتیبه دیرتر از دوره‏ ی هم‏زمان با این دو حادثه ساخته شده است.خطوط ۲۵ تا ۲۷ کتیبه،شکست مردوک بالادان(مردوک-اپل-ایدین)شاه بابل را ثبت

کرده‏ اند.سارگن عملیات جنگی را علیه مردوک بالادان در ۷۰۹ و ۷۱۰ ق.م عملی کرد.بعد از فرار مردوک بالادان،پایتختش تسلیم شد. سارگن بر تخت پادشاهی بابل تکیه زد و دست خدای مردوک را در جشن‏ سال نو در سال ۷۰۹ ق.م در بابل لمس کرد.سپس به راه افتاد تا پایتخت‏ قبیله ‏ای مردوک بالادان را در«دوریاکین»،در منتهی الیه جنوب بابل، فتح کند.مردوک بالادان هرچند محاصره شد،اما فرار کرد و تا دوره‏ی‏ سناخریب،جانشین سارگن،از او خبری نداریم.

فریم براساس اظهارات بالا معتقد است که کتیبه ‏ی تنگی‏ور باید یادگار یک تهاجم بعد از ۷۰۹ ق.م باشد و معتقد است که این کتیبه‏ به وجود آمده است تا تهاجم آشور را در ۷۰۶ ق.م و یا در سال ۷۰۵ ق. م،آخرین سال سلطنت سارگن،جاودانه کند.اما با توجه به این‏که در کتیبه به«لشکرکشی ۷۰۶ ق.م سارگن به الی‏پی‏[ریاکانوف،۱۳۷۲: ۲۰۷]اشاره ‏ای نشده است،بنابراین کتیبه باید به یک لشکرکشی مستقل‏ علیه کارالا در قبل از ۷۰۶ ق.م مربوط باشد و چون سارگن خود را نایب السلطنه ‏ی بابل نیز خوانده است،باید بعد از ۷۰۹ ق.م،یعنی‏ سال‏های ۷۰۸ یا۷۰۷ ق.م صورت گرفته باشد.

متن کتیبه روشن می‏ کند که مردم کارالا،از قوانین خارجی تبعیت‏ نمی‏ کردند و علیه مأمورانی که سارگن بر آن‏ها گمارده بود،شورش‏ می‏ کردند.آنان باوجود سرکوب‏های شدید،با تکیه بر موقعیت کوهستانی‏ که داشتند،باز هم سعی در بیرون رفتن از زیر سلطه ‏ی آشور را داشتند. چنان‏که کتیبه روشن می‏ سازد،مردم کارالا اتحاد زیادی داشتند و از رهبران‏ خود به خوبی پیروی می‏ کردند.در جنگ آخر،نیروی طغیان کارالا فروننشست،بلکه موقتا در مخفیگاه‏های دوردست پنهان شد.

حدود ایالت کارالا

 

با توجه دقیق به اشاراتی که منابع آشوری به ایالت‏ها و سرزمین‏های‏ غربی ایران کرده ‏اند،حدود ایالت کارالا را می‏توان حدس زد.در جنوبی‏ ترین قسمت غرب ایران،عیلام واقع بود که تا جنوب کرمانشاه‏ ادامه داشت و لرستان و کوه‏های بختیاری را نیز شامل می‏ شد.هم‏ مرز با لرستان،ایالت«دیااکو»قرار داشت که از ۷۱۵ ق.م به ‏صورت ایالتی‏ آشوری درآمده بود و با نام«مادای»شناخته می‏شد.الی‏پی نیز در جنوب‏ کرمانشاه با عیلام همسایه بود و بالاتر از آن در کرمانشاه ایالت«خارخار» قرار داشت.قبایل ماد از همدان به‏ طرف شمال و مشرق تا کوه بیکنی و قزل‏اوزن و اطراف آن پراکنده شده بودند.

 

ماننا با اتحاد با آشور،توانسته بود آذربایجان شرقی و قسمتی از آذربایجان غربی و شمال کردستان امروزی تا اطراف دیواندره را به دست‏ آورد.قسمت‏های شرقی دریاچه ‏ی ارومیه در دست اقوام«گوتیوم»بود که جزو اتحادیه‏ ی ماننا بودند.بنابراین دو ایالت کارالاو آلابریا که مدام‏ علیه سلطه‏ ی آشوریان قیام می‏ کردند،باید در فاصله ‏ی ایالت خارخار تا جنوب ماننا بوده باشند که با ایالت‏های آشوری دامنه‏ های غربی زاگرس‏ همسایه بودند.کارالا را اگر براساس محل کتیبه‏ ی تنگی‏ور،مثلث‏ شهرهای امروزین مریوان،سنندج،کامیاران فرض کنیم،آلابریا باید بالاتر از آن و همسایه‏ ی غربی ماننا بوده باشد و به اعتقاد ما،دژ طبیعی‏ تنگی‏ور که درباره‏ ی آن سخن رفت،محل نهایی شکست حاکم کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م بوده است.

کتیبه ‏ی مذکور در این دژ،با یادآوری پشتوانه‏ ی دینی لشکرکشی‏های‏ آشوریان و یاد خدایان آغاز می ‏شود.سپس شرح لشکرکشی‏ها را با عیلام‏ و سرکوب هومبان‏نیگاش آغاز می‏کند(۷۲۰ ق.م)[مجیدزاده،۱۳۷۰: ۳۰].سرزمین‏هایی که به همراه سرکوب هومبان‏نیگاش نام می‏برد،به‏ احتمال زیاد هم‏دست او بوده‏ اند.کارالا،«شوردا»،«کیشه‏ سو»و خارخار و الی‏پی ایالت‏های واقع در کردستان و کرمانشاه امروزی بوده ‏اند و سرزمین مادها نیز در اطراف همدان بوده است.سپس به شمال غربی‏ ایران یعنی ماننا،«اندیه»و«زیبیریم»اشاره می‏کند و بعد از آن به غرب‏ امپراتوری آشور،یعنی سوریه تا مصر می‏پردازد.بعد به کلده در جنوب‏ آشور و سرکوب مردوک بالادان،متحد هومبان‏نیگاش ایلای می‏پردازد (۷۱۰ ق.م)و باز هم به سرزمین‏های غربی ایرانی یعنی«گوتیوم»،الی‏پی‏ و«راشی»-در مرز عیلام-و همچنین به مادهای دوردست در کنار دماوند اشاره می‏کند.با ذکر سرکوبی قبایل اطراف دجله و فرات،باز هم به‏ غرب ایران یعنی سرزمین«تل‏ه ومبان»،در مرز عیلام و سرزمین‏ کاردونیاش و بار دیگر به سرکوبی شورش‏های کلده اشاره می‏کند.از خط ۳۷ تا پایان کتیبه به‏ صورت اختصاصی به سرکوب شورش گسترده‏ ی‏ کارالا در ۷۰۸ یا ۷۰۷ ق.م می‏ پردازد.

مناطق غرب ایران که در سه نوبت در کتیبه از آن‏ها نام برده شده‏ است،دارای قدرت سیاسی جدا از هم و نیز با تکیه بر یافته‏ های‏ باستان‏شناسی،دارای تفاوت‏های فرهنگی بوده ‏اند.از آن جا که این کتیبه‏ مادها را از مردمان دیگر غرب ایران جدا می‏ کند،می‏توان نتیجه گرفت که‏ مادها در اواخر قرن هفتم ق.م،در این مناطق غربی نفوذ سیاسی و فرهنگی یافتند و با تشکیل پادشاهی گسترده ‏تری ماد و سپس«هخامنشی»، این فرهنگ‏ های گوناگون تا حدی به ‏هم نزدیک شدند.برای روشن شدن‏ جزئیات این مسائل،انجام فعالیت‏های گسترده‏ ی باستان‏شناسی در مناطق گوناگون غرب ایران،بسیار ضروری است.

 

زیرنویس

(۱).Grant,Frame”the inscription of sargonll at tangi-var”,journal of oriental,X 73,1999,PP 31-57.

(2).کامیاران جنوبی‏ ترین شهر استان کردستان است که جاده‏ای از غرب کامیاران به مریوان‏ می ‏رود.کتیبه در ۳۵ کیلومتری این‏ جاده واقع است.

منابع

۱٫سرافراز،علی اکبر.کتیبه ‏ی اورامانت.مجله‏ ی بررسی‏های تاریخی.سال سوم، شماره ‏ی پنجم.

۲٫دیاکونوف.تاریخ ماد.ترجمه‏ ی کریم کشاورز.انتشارات پیام.۱۳۷۲٫

۳٫مجیدزاده،یوسف.تاریخ و تمدن ایلام.مرکز نشر دانشگاهی.تهران.۱۹۷۰٫

نگارنده :

نوشته‏ ی:گرنت فریم

ترجمه و تحقیق:عالم نعیمی پالنگانی،کارشناس ارشد تاریخ

 

تا آن‏حا که اطلاع داریم در فاصله‏ ی سال‏های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ ش علی اکبر سرافراز[سرافراز بی‏تا:۳۶-۱۲]از طرف هیأت علمی‏ بررسی‏ های آثار باستانی و با کمک نیروهای ارتش از این کتیبه‏ نسخه ‏برداری کرد و عکس‏هایی نیز از آن برداشت که گزارش آن در مجله‏ ی بررسی‏های تاریخی شماره‏ ی پنجم منتشر شد.در ایران‏ کار چندانی روی نسخه ‏ی سرافراز انجام نگرفته و دکتر ارفعی در موزه‏ ی‏ تهران نسخه‏ای از کار سرافراز را به دانشمندان آلمانی تحویل داده‏ است که هنوز چیزی دراین‏ باره منتشر نکرده ‏اند.ظاهرا تنها فریم این کتیبه را خوانده است.او در مقدمه‏ ی مقاله ‏ی خود در مجله‏ ی‏ ẓOrientalẒ در سال ۱۹۹۹،کار سرافراز را توضیح داده و به‏ دشواری‏های خواندن آن اشاره کرده است.

دکتر ولات،ترجمه ‏ی کتیبه را از روی ۲۲ اسلاید که در ۱۹۷۱ م‏ از این کتیبه برداشته بود،انجام داده که به دلیل واضح نبودن قسمت‏هایی‏ از عکس‏ها،خواندن همه‏ ی کتیبه برای او مقدور نبوده است.به خاطر گزند طبیعت و این واقعیت که برخی بخش‏ها به وسیله‏ ی مواد تصویری، از دیگر قسمت‏ها بهتر ارائه شده ‏اند،برخی قسمت‏های متن خوانده‏ نمی‏ شود و خواندن قسمت‏های دیگر نیز قطعی نیست.اما بخش‏ زیادی از کتیبه با اطمینان،قابل خواندن است و مربوط به شاه آشوری، سارگن دوم(۷۰۵-۷۲۲ ق.م)است.فریم،بخش‏هایی را که خوانده‏ است،به پنج بخش زیر تقسیم می‏کند:

ترجمه ‏ی کتیبه

قسمت‏های نقطه‏ چین که در ترجمه‏ ی کتیبه آورده شده‏ اند،کلماتی‏ هستند که فریم نخوانده است و در برخی موارد،کلمه یا کلماتی میان‏ کروشه قرار گرفته‏اند که ما برای تکمیل شدن جمله آورده ‏ایم:

1خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان.

۲خط دوم خوانده نشده است.

۳خدای مردوک بزرگ‏تر از همه،او که همه‏ ی مردمان را با غذاها آفرید…

۴خدای نبوکه جانشینی را به وجود آورد[احتمالا به جانشینی‏ خود به عنون نماینده‏ ی خدا روی زمین اشاره دارد].

۵خدای سین،مسلط بر آسمان و جهان مردگان…

۶خدای شمش،صاحب عدالت بر آسمان و جهان مردگان…

۷خدای ایشتار،او که انسان را آفرید و برای جنگ مهیا کرد…

۸خدایان هفت‏گانه که رهبری می‏کنند و خواست شاه را در جبهه ‏ی جنگ برآورده می ‏سازند و پیروزی را برایش فراهم می ‏آورند.

۹خدایان بزرگ،گردانندگان هستی و جهان مردگان،کسانی‏ که حمله می‏ کنند و جنگ‏ها و نزاع ‏ها را معنی می‏ بخشند.

۱۰خدایانی که می‏گردند و پادشاه را برمی‏گزینند؛کسی که‏ فرماندهی را به عنوان فرمانروای مقدس بر عهده دارد.آن‏ها قلمرو را وسعت می‏ دهند و آن پادشاه را از قانونگذاران دیگر برتر می‏کنند.

۱۱سارگن(دوم)،شاه بزرگ،شاه توانا،شاه جهان،شاه‏ آشور،نایب السلطنه‏ ی بابل،شاه سرزمین سومر و اکد و دوستدار خدایان بزرگ.

۱۲قهرمان بزرگ…مرد،فرمانروای دیندار،انسانی حیرت‏آور و شبان‏[خدا].

۱۳خدای آشور،نبو و مردوک،خدایان کمک‏ کننده ‏ی من، پادشاهی را به من بخشیدند و مرا بی‏ همانند و مشهور و با عظمت کردند.

۱۴من همواره به عنوان غنی‏ کننده‏ی«سیپار»،«نیپور»و بابل‏ عمل کرده ‏ام و آسیب‏های غیرقانونی را که توسط مردمانی والاشأن تحمل‏ شده بود که تعداد زیادی از آنان چنین بودند،جبران کردم.

۱۵من معافیت از مالیات را که برای«بالتیل»و«آشور»برداشته‏ شده بود،از نو برقرار کردم.با ملاحظه‏ ی شهر«حران»[بر]دروازه‏ ی‏ مردم‏[آن شهر]،نشان«کیدینو»(اشاره به موقعیت ممتازشان دارد)را نصب کردم.

۱۶من ارتش«هومبانیگاش»(هومبان-نیگاش)عیلامی را پراکنده ساختم.من سرزمین کارالا را ویران کردم؛سرزمین«شوردا»، شهر«کیشه ‏سیم»،شهر«هرهر»[خارخار]سرزمین«مادها»و سرزمین‏ «الی‏پی»را.

۱۷من سرزمین«اورارتو»را ویران کردم.شهر«موسسیر»و سرزمین«ماننا»را تاراج کردم و سرزمین«اندیا»و سرزمین«زیبیریم»را شکست دادم.

 ۱۸من فرمانروایان سرزمین«حمات»،شهر«کارخمیش»، شهر«کوم‏موهی»و سرزمین«کاممانو»را شکست دادم و بر سرزمین‏ «هایشن»،صاحب منصبانی نشاندم.
 

 ۱۹من شهر«اشدود»را غارت کردم.لامانی،شاه آن جا از سلاح‏های من ترسید…به ناحیه‏ای از سرزمین«ملوحا»فرار کرد.در آن جا کاملا مخفیانه شبیه یک دزد زندگی می‏ کرد.

 

۲۰شپاتکو(شبیتکو)،پادشاه سرزمین ملوحا،قدرت خدایان‏ آشور،نبو و مردوک را که من به همه ‏ی سرزمین‏ها نشان دادم،احساس‏ کرد و…

 

۲۱اولامانی در یوغ‏ها و دستبندهای آهنین،در بند،به زندان‏ من آورد.

 

۲۲من همه‏ ی سرزمین‏های«تابالو»،«کاسکو»و«هیلاکو»را از جمعیت خالی کردم و آن‏ها را با اموال و دارایی به نزد میداس،شاه‏ سرزمین«موسکو»تبعید کردم و قلمروی او را کاهش دادم.

 

۲۳در شهر«راپیه و»پیش قراول ارتش مصر را شکست دادم و پادشاه شهر«هازوتو»،کازه که بندگی مرا نمی‏ پذیرفت،به عنوان‏ غنیمت به حساب آوردم.

 

۲۴من هفت پادشاه سرزمین«انا»،یک منطقه از سرزمین‏ «لدنانا»که خانه ‏هایش در فاصله…(در میان)دریای غرب واقع شده‏ بود،مطیع کردم.

 

۲۵من با دستان توانایم،اپل-ایدین(مردوک بالادان)،شاه‏ سرزمین«کلده»را که بر ساحل دریا اقامت داشت و پادشاهی‏اش را برای مقابله با خدایان نیک،بر بابل می‏ گسترانید،شکست دادم.

 

۲۶همه‏ ی سرزمین«بیت‏ایایکن»…ثابت کردم…

 

۲۷اهون داری شاه«دیلمون»که در فاصله‏ ی…چند کیلومتری‏ در میان…دریا،مانند یک ماهی جا گرفته بود،توانایی شاهانه ‏ی مرا شنید و هدایای بزرگش را برای من آورد.

 

۲۸به وسیله ‏ی خدایان بزرگم که جنگ‏ افزارهای مرا قدرت‏ بخشیدند،با قدرت و قوت شدم و همه ‏ی دشمنانم را از بین بردم.

   

۲۹از سرزمین لدنانا که در میان دریای مغرب(مدیترانه)،به‏ دوری مرز مصر و سرزمین موسکو،سرزمین وسیع«آمورو»،تمام‏ سرزمین‏های…

 

۳۰همه ‏ی سرزمین«گوتیوم»سرزمین مادهای دور(در کنار کوه بیکنی)،سرزمین الی‏پی و سرزمین«راشی»(در مرز عیلام).

 

۳۱آن‏هایی که در کنار رود دجله زندگی می‏کنند،قبایل«اوتو»، «روبو»،«ختکو»،«لابدودو»،«کمرانو»،«اوبولو»،«رووا»و «لیتااو»…

 

۳۲آن‏هایی که در کنار رود فرات و دریای«اوکنو»زندگی‏ می‏کنند.قبایل«گامبلو»،«هیندارو»،«پوکودو»،«سونی‏ها»،مردم‏ استپ سرزمین«لادبورو»،به تعداد زیادی که آن جا هستند.

 

۳۳از شهر«سامونا»به فاصله ‏ی شهرهای«بوب»و«تل‏ه ومبان» که در مرز عیلام هستند…

 

۳۴سرزمین«کاردونیاش»از ابتدا تا انتها و سرزمین«بیت‏ آموکان»،«بیت‏ایاکین»که در ساحل دریا،به فاصله‏ ی قلمروی‏ «دیلمون»،واقع شده است…

 

۳۶من همه‏ ی آن‏ها را مطیع کردم و دست‏نشاندگانم را به عنوان‏ دولتمردان حاکم بر آن‏ها گماشتم و قدرت شاهانه ‏ام را بر آن‏ها تحمیل‏ کردم…

 

 ۳۷در آن زمان مردم سرزمین کارالا…که…نمی ‏خواستند از هیچ فرمانروایی تبعیت کنند…

 

۳۸به کوه‏های پرشیب پشت‏ گرم بودند و دست‏نشانده‏ی مرا [بیرون کردند].حکمران همه‏ ی سرزمین…

 

۳۹….آن‏ها برپا و آماده شدند،برای جنگ…تعداد زیادی از مردمشان برافروخته شدند…

 

 ۴۰ اسبان،قاطران…حاضرشان را…برگرداندم و…

 

۴۱آن‏ها راه‏ها را در سرزمینشان ویران و[معبدها]را مسدود کردند.

 

 ۴۲سربازان اندک من،به معبدهای دور از دسترس،شبیه‏ عقاب‏ها[نفوذ کردند].

 

 ۴۳….آن‏ها…سربازانشان به کوه‏ها فرار کردند…

 

 ۴۴باقی مانده‏ی آن‏ها[اسیر شدند]و به عنوان غرامت به حساب‏ آمدند.

 

۴۵من لوحه ‏ی یادبودی ساختم و روی آن پندارهای خدایان‏ بزرگ را حک کردم.هدف‏های شاهانه‏ام را با فروتنی،برای پادشاهی‏ آسمانی بزرگشان،در مقابل آن‏ها نهادم.

 

 ۴۶من همه‏ ی پیروزی‏های خدای آشور،پدر خدایان،بزرگ… را توضیح دادم…

زیرنویس

(۱).Grant,Frame”the inscription of sargonll at tangi-var”,journal of oriental,X 73,1999,PP 31-57.

(2).کامیاران جنوبی‏ ترین شهر استان کردستان است که جاده‏ای از غرب کامیاران به مریوان‏ می ‏رود.کتیبه در ۳۵ کیلومتری این‏ جاده واقع است.

منابع

۱٫سرافراز،علی اکبر.کتیبه ‏ی اورامانت.مجله‏ ی بررسی‏های تاریخی.سال سوم، شماره ‏ی پنجم.

۲٫دیاکونوف.تاریخ ماد.ترجمه‏ ی کریم کشاورز.انتشارات پیام.۱۳۷۲٫

۳٫مجیدزاده،یوسف.تاریخ و تمدن ایلام.مرکز نشر دانشگاهی.تهران.۱۹۷۰٫

نگارنده :

نوشته‏ ی:گرنت فریم

ترجمه و تحقیق:عالم نعیمی پالنگانی،کارشناس ارشد تاریخ

 

 

 

کتیبه‏ ی سارگن دوم آشوری‏ در تنگی‏ ور
نویسنده : آنی کاظمی

اشاره

آنچه می‏ خوانید،ترجمه ‏ی مقاله ‏ای‏ است درباره‏ ی کتیبه‏ ی‏ «تنگی‏ور-هورامان»و همراه با توضیحاتی از مترجم درباره‏ ی ویژگی‏های طبیعی‏ محلی که این کتیبه در آن جا قرار دارد. در نوشتار حاضر،همچنین به‏ موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته شده است که در اطراف کتیبه‏ قرار دارند. عکسی نیز از کتیبه و آثار اطراف آن ارائه شده است. گستره‏ ی تقریبی ایالت «کارالا»ی مذکور در کتیبه نیز بررسی شده‏ است.

این کتیبه ‏ی قدیمی برای بررسی تاریخ ایران قبل از قدرت‏ گیری‏ مادها،اهمیت بسیار دارد که متأسفانه در تحقیقات تاریخی مورد بی‏ توجهی قرار گرفته و نیز این اثر گرانبها به ناملایمات طبیعی محیط اطراف کتیبه سپرده شده است.خرابی دیواره‏ ی راست طاق نمای محافظ کتیبه در سال‏های اخیر گسترش بیش‏تری یافته است.در حوادث اوایل‏ انقلاب نیز تیراندازی به متن کتیبه،قسمت‏هایی از آن‏را خراب کرده و به دلیل رسوبات آهکی فراوانی که روی این کتیبه را پوشانده است، خطوط کتیبه قابل مشاهده نیست.

کتیبه‏ ی تنگی‏ور در پای کوه«شاهو» از کوه‏های معروف کردستان‏ و در ۳۵ کیلومتری غرب شهرستان «کامیاران»در دره‏ای تنگ میان‏ سه روستا قرار دارد: روستای «پالنگان» در شمال غربی کتیبه و درست‏ در طرف دیگر این دره،روستای«تنگی‏ور»در نزدیکی کتیبه و در قسمت جنوبی آن‏که کتیبه به نام این روستا معروف شده است،و روستای«یوزیدر»در قسمت جنوب شرقی کتیبه.این کتیبه بر سینه‏ ی‏ راست دره‏ای حک شده که آب چشمه ‏های نزدیک به خود و قسمتی از آب کوه شاهو را که از کنار روستای تنگی‏ور به این دره می‏ریزد،و همچنین آب روستای یوزیدر و دشت جنوبی را به روستای پالنگان و با فاصله‏ ی کمی از آن جا به رود سیروان(گاورود)یا دیاله‏ ی قدیم، می ‏ریزد.

این دره‏ی باریک،از کنار کتیبه شروع می‏شود و تا روستای پالنگان‏ تقریبا ۱۰ کیلومتر طول دارد.در واقع دژ طبیعی محکمی است که تنها از دو راه ورود،یکی در کنار کتیبه و یکی در جانب شمال غربی در روستای پالنگان،می‏توان به آن وارد شد.هنوز آثار سنگرهای دیده‏ بانی‏ در جاهایی باقی مانده است که با وجود صعب العبوری،امکان نفوذی‏ به این دژ بوده ‏اند.درون دره،چشمه ‏های آب دائمی وجود دارند و با داشتن ذخیره‏ ی غذایی،این دژ می‏ توانست به مدت طولانی در برابر حمله‏ ها مقاومت کند.ابتدای ورود شمال غربی،در سمت راست که‏ دارای شیب کمی در پائین دره است،به محله ‏ی یهودی‏ها شهرت دارد. با توجه به این‏که ساکنان کنونی،درباره‏ ی این یهودیان و زمان زندگی‏ آن‏ها اطلاعاتی ندارند،باید به دوره‏ های قدیمی مربوط باشند.بالاتر،

چشمه‏ های دائمی و پرآب دره از کنار این محل شروع می‏ شوند و به‏ طرف بالاتر ادامه می‏یابند.

جریان آب از طرف جنوب شرقی،با پشت‏سر گذاشتن دشت‏ جنوب شرقی و چند تپه ‏ی باستانی کوچک در طرف راست به ورودی دره، به این دره‏ ی تنگ وارد می‏شود.این آب با فشار زیادی در بهار،به آب‏ چشمه‏ های درونی دره می‏ پیوندد و با حجم فراوان،از طرف شمال غربی‏ با پشت‏سر گذاشتن روستای پالنگان،رو در جانب دشتی دیگر با شیب‏ نسبتا زیاد،به سیروان می‏ریزد و مسیر پرپیچ ‏وخم و طولانی خود را در دره‏های تنگ زاگرس به سوی بین النهرین در پیش می‏گیرد.

می‏ توان تصور کرد که این کتیبه در گذشته حد اقل در مسیر چهارراه‏ قرار گرفته بود:راهی که از جانب شرق و با گذشتن از دشتی‏ وسیع،پس از پشت‏سر گذاشتن کرمانشاه و کامیاران به این کتیبه و به‏ کنار رود سیروان می‏ رسید و اکنون جاده‏ ی اصلی ارتباطی کامیاران با این منطقه است.راهی دیگر که در واقع ادامه‏ ی همین راه بود و با گذشتن از پلی که هنوز آثار یکی از پایه‏ های آن در کنار سیروان معروف‏ به پل‏دختر(کلی کناچه)در فاصله‏ ی چند صد متری پائین‏تر از پل‏ جاده‏ی کنونی قرار دارد،به دشت شمالی و از آن جا به مریوان می‏رفت. این پایه ‏ی پل از سنگ و ساروج است و بنای محکم پل را نشان‏ می‏دهد.راه دیگر،راه شرقی است که در طول رودخانه‏ی سیروان به‏ سنندج می‏رفت و بالاخره راه غربی که راهی نسبتا صعب العبور بوده و با پشت‏سر نهادن کوه شاهو،به کوهپایه ‏های جنوبی این کوه،به‏ منطقه‏ ی پاوه و جوانرود منتهی می‏شد.این راه‏ها مناسب‏ترین مسیرهای‏ ارتباطی دژ با مناطق اطرافش بوده‏اند که وجود کتیبه می‏تواند نشاندهنده‏ی اهمیت این محل در گذشته باشد.

شغل مردم این منطقه کشاورزی دیم و مخصوصا کشت گندم و جوست.در داخل دره و در کنار رود سیروان نیز باغداری محدودی‏ وجود دارد.اما وجود گورستان‏های گوناگون و نام مناطق اطراف این‏ دژ،حتی در دشت‏های مرتفع،نشاندهنده‏ ی وجود مردمانی‏ یک‏جانشین و کشاورز در اطراف دیاله در گذشته است؛هرچند مردمان‏ امروزین اطراف دژ،زندگی نیمه کوچ‏نشینی دارند.

توصیف کتیبه

کتیبه در ورودی جنوبی بر جانب راست دره و پس از پشت‏سر نهادن نزدیک به ۲۰۰۰ متر،در ارتفاع حدودا ۵۰ متری دیوار کنده شده‏ است.این حجاری که کتیبه درآن قرار گرفته،به صورت طاقی است‏ تا کتبیه را از ناملایمات طبیعی محافظت کند.کتیبه بر زمینه‏ی نقش‏ برجسته‏ای از سارگن نوشته شده است.این نقش،سارگن را نشان‏ می‏دهد که کلاهی مدور بر سر دارد.چهره‏ ی او به ‏صورت نیمرخ نشان‏ داده شده و دارای ریش بلند و مجعد و موهای پرپشت است که از پشت روی گردنش ریخته ‏اند.جامه‏ای بلند به تن دارد و نیم تنه‏ای نیز روی آن پوشیده است.سارگن در دست راستش که آن‏را بلند کرده‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود) است،ماکت معبدی را دارد که می‏تواند معبد یکی از خدایانی باشد که در کتیبه نام برده است؛این شاید خدای آشور باشد که توجه خدایان‏ به سارگن و کمک به او در پیروزی‏اش را نشان می ‏دهد.همه ‏ی سطح‏ حجاری را نوشته‏ی کتیبه پوشانده و حتی به دلیل کمبود جا،روی‏ کناره‏های طاق نما نیز نوشته شده است.

این نوشته به خط میخی آشوری و شامل ۴۶ سطر است.در پای‏ کتیبه و در کنار سطح دره،جریان تند آب سطح دره را پس از گذشت‏ سالیان دراز پائین‏تر برده است.آثار دو هاون یکی کوچک‏تر و کم‏ عمق‏تر و دیگری بزرگ‏تر و عمیق‏تر وجود دارد.با ادامه‏ ی راه در جانب راست و با فاصله‏ ی کمی از کتیبه،دیواره‏ ی دره به ارتفاع حدودا ۵ و طول ۲۰ و عمق ۵ متر کنده شده که به احتمال زیاد به همان‏ دوران مربوط است.اکنون ساکنان این محل گله‏ های خود را در ساعات‏ گرم تابستان به آن جا می‏برند.در دوران گذشته نیز می ‏توانست چنین‏ کاربردی داشته یا پناهگاه مردم فراری از برابر مهاجمان باشد.اما روبه‏ روی کتیبه در جانب دیگر دره شکافی وجود دارد که مردمان بومی‏ کنونی به آن«زینانه»به معنی زندان کوچک می‏گویند و نشانگر مورد استفاده‏ ی این محل است.در نزدیکی ورودی شمال غربی سنگری‏ از سنگ درست در مقابل معبری سخت قرار دارد که احتمالا برای ورود به دژ از آن استفاده می‏ کرده‏ اند.

زیرنویس

(۱).Grant,Frame”the inscription of sargonll at tangi-var”,journal of oriental,X 73,1999,PP 31-57.

(2).کامیاران جنوبی‏ ترین شهر استان کردستان است که جاده‏ای از غرب کامیاران به مریوان‏ می ‏رود.کتیبه در ۳۵ کیلومتری این‏ جاده واقع است.

منابع

۱٫سرافراز،علی اکبر.کتیبه ‏ی اورامانت.مجله‏ ی بررسی‏های تاریخی.سال سوم، شماره ‏ی پنجم.

۲٫دیاکونوف.تاریخ ماد.ترجمه‏ ی کریم کشاورز.انتشارات پیام.۱۳۷۲٫

۳٫مجیدزاده،یوسف.تاریخ و تمدن ایلام.مرکز نشر دانشگاهی.تهران.۱۹۷۰٫

نگارنده :

نوشته‏ ی:گرنت فریم

ترجمه و تحقیق:عالم نعیمی پالنگانی،کارشناس ارشد تاریخ

 

در هورامان«باستان» وقتی کسی فوت می شداو را تطهیر کرده و چادر سیاهی در کنار قبرستان بر پا می کردند (ره شمال   ) و مرده را به مدت سه روز در آن جا نگه می داشتند  . قبرستان ها و گور ها بیشتر در جاهای بلند یا بر فراز تپه ها بودند . وقتی گور کنده  می شد  در داخل آن کمی خاکستر می ریختند. اگر متوفی بزرگ خانواده بود هیچ وقت از در ورودی خانه بیرون نمی آورند . حتی اگر مجبور بودند شکافی دردیوار  ایجاد کنند . لباسهای شخص متوفی را در اتاقی پهن و بر  آن گریه می کردند.خانواده صاحب عزا نباید تا مدت هفت تا نه روز در خانه غذا بپزند یا آتش روشن کنند . لبان شخص متوفی را قبل از دفن کردن با مقداری آب انار خیس می کردند . در چادری که کنار قبرستان بر پا می شد . مقداری گل آماده می کردند که عزا داران بر سر و شانه خود بمالند تا نمایانگر ماتم و باز گشت به سینه زمین – مادر باشد.  زنان گیسوان خود را می کندند و آن را به شکل دست بندی به دست می بستند  . موسیقی در مراسم سوگ واری هورامان به صورت یک عنصر لاینفک وجود ندارد . البته در مناطقی  پراکنده از تاثیر آیین های عرفانی که همراه موسیقی عاریت  در آن وارد شده است . در آن رقص همانند رقص «چه مه ری» Kcamari) ) که مخصوص سوگواری مناطق ایلام و لرستان است   وجود نداشت . اشعاری هم  توسط مادران یا زنانی که در آن مهارت داشتند در سوگ متوفی خوانده می شد. و برگور متوفی گل های زنبق و نیلوفر می گذاشتند . همچنان که همکنون نیز بعضی از قبرستانها پوشیده از گل های زنبق است  .                          

1-  در مورد خاکستر پاشیدن در داخل گور متوفی :

 در وندیدا د فر گرد هشتم . قسمت  هشت آمده است : ( آنان باید در آنجا گوری بکنند اگر زمین سخت باشد به گودی نیم گام واگرنرم باشد به گودی نیمی از بالای آمدهی و بر کف آن گور خاکستر بیزند و سر آن را با تکه های سنگ یا گلوخ بپوشانند ) .

2-در مورد نشستن به مدت سه شبانه روز بر سر قبر مرده و نماز خواندن و آتش (چراغ ) روشن کردن توسط مردم یا مرد بزرگ طایفه در وندیداد فرگرد سیزدهم قسمت 54 و فرگرد نهم قسمت 55-56 آمده است :

 در آنجا سه شبنه روز در برابر آتش فروزان هوم بر دست گیرند و سروش پارسا را بستایند و نیاز پیشکش آورند ).

و عقیده دارند که روح در سپیده دم روز چهارم از جسم خارج می شود و در طول این سه روز در جسم باقی می ماند ،برای همین در این مدت سه روز در بدن یا کنار آن است ، پس شخص مرده را تنها نمی گذارند ، اما در ((هادخت نسک )) فصل سوم در مورد خارج شدن روح به مدت سه روز آمده است : ( زرتشت از اهورا مزدا سوال می کند که چون مومنی از جان در گذرد ، شبگاه روحش در کجا آرامش می یابد ؟ و پاسخ می شنود که روح در آن شب قرین جسم باقی می ماند ، آن شب یکی از خوشترین شب ها محسوب می شود و قرین جسم به خواندن دعا و طلب رحمت و مغفرت می

پردازد ) چون زرتشت پرسش خود را در باره شب دوم و سوم تکرار می کند همان پاسخ اول را می شنود و بدین سان سه روز روح قرین جسم باقی می ماند ، چون شب سوم نیز سپری می شود در سپیده دم روز چهارم نسیمی بسیار خوش و عطراگین از جانب جنوب بر می زند که هرگز استشماق نکرده است و اگر مرد نیک کردار و نیک گفتار و نیک پندار باشد جان او به صورت دوشیزه ای زیبا رو پیش می اید و او را به بهشت می برد و اگر بد کردار باشد جان او به صورت عفریته ای ظاهر می شود و او را به دوزخ می برد                                         

3 – مردم هورامان «باستان»عقیده داشتند که شخص متوفی را بخصوص اگر بزرگ خانه باشد ،

 نباید از در اصلی منزل خارج شود ، حتی اگر خانه فقط یک در ورودی داشته باشد ، قسمتی از دیوار را می شکافند و مرده را از آنجا خارج می کردند این رسم در بخشهای از کشور آلمان هم وجود دارد ، زیرا راه عبور مردگان و زندگان نباید یکی باشد و شاید به این علت هم باشد تا روح راه خانه را گم کند و برای آزار  زندگان باز نگردد ( حتی در بسیار ی مناطق آن خانه را ترک می کنند ) اما ریشه این رسم : در اوستا وندیداد فرگرد هشتم قسمت ده آمده  است : ( هنگامی که پرندگان در آمدند و گیاهان روییدند و سیلاب ها روان شدند مزدا پرستان باید شکافی در دیوار خانه پدید آورند و دو مرد چیره دست و نیرومند را فرا خوانند آنان باید جامه های خویش را از تن بدر کنند ( زیرا لباس مخصوص برای حمل مرده وجود دارد ) و مرده را برگیرند و به ساختمانی که از سنگ و خاک و ساروج ساخته شده اند ببرند ( همان دخمه است که ره شمال یا چادر سیاهی که مردم هورامان«باستان» هم برپا می کردند تمثیلی از آن است که توضیح داده  خواهد شد ) .

4 – در مورد آتش روشن نکردن و غذا  نپختن در خانه متوفی به مدت هفت یا نه روز در اوستا وندیداد فرگرد پنجم قسمت 41-42 آمده است ( زرتشت خطاب به اهورا مزدا می گوید که ای دادار جهان استومند ای اشون در چه هنگامی می توان آتش را به خانه ی کسی که در آن مرده است باز توان آورد .

5 – در این منطقه تمام قبرستان ها در جاهای بلندند ( چه مقبره ها و چه قبرستانها ) در وندیداد فرگرد ششم قسمت 44-45 آمده است : 

 ( زرتشت خطاب به اهورا مزدا می گوید : ای دادار جهان استومند ای اهورا مزدا ای اشوان پیکر مردگان را به کجا باید برد و در کجا باید گذاشت ؟ اهورا مزدا پاسخ داد : بر فراز کوه ) .

6 -  در مورد برپا کردن چادر در کنار قبرستان به جای اطاقکی کوچک که همان دخمه باشد :

 نحوه دفن یا مراسمی که بعد از مرد ن شخص انجام می دهند در اقوام مختلف متفاوت است . مثلا" هندوان جسد را می سوزانند یا مصری های قدیم آن را موم یایی می کردند ، یعنی مغز را از راه بینی در می آوردند ، محتویات شکم را خالی می کردند و در آن مواد خوش بو قرار می دادند و موم یایی می کردند ، هورامی های باستان به قداست چهار عنصر طبیعی اعتقاد داشتند ، یعنی خاک ، آتش ، هوا و آب ، و هر یک خدایی جداگانه داشتند ( خاک تحت سرپرستی سپندار مز ، خدای آتش ایزد آذراهوا تحت سرپرستی وایو وآب تحت سرپرستی ناهید یا اناهیتا بود ). بنا براین نمی توانستند آن را دفن یا بسوزانند ، چون باعث آلودگی خاک یا آتش می شد ، پس آن را به اطاقکی که در کنار قبرستان می ساختند ، می بردند . و آن را به نحوی می بستند که استخوانهایش محکم شود و بعد لاشخورها می آمدند و گوشت ناپاک را می خوردند و فقط استخوانها باقی می ماندند اگر اسخوانها توسط لاش خورها بر داشته می شد ، گناهی بزرگ بود و برای آگاهی از جزای این گناهان رجوع کنید به (شایست ناشایست ). شکل دخمه یا (اتاقک زاد ومرگ ) شکل دخمه ( استودان ) به شکلی بود که چاهی در وسط آن قرار داشت و گوشت های اضافی و ناپاک را در آن می ریختند و با مواد تیز آب مانند که بر روی آنها می ریختند آن را از بین می بردند چادر سیاهی که هورامانیان باستان در کنار گورستان بر پا می کردند باز مانده از همان دخمه است ، اما چون هورامانیان کوچ نشین بوده اند و مرده های خود را در قبرستانهای مختلف به خاک می سپردند ، پس به جای اتاقک چادر بر پا می داشتند .

7 -  در مورد خیس کردن لب متوفی با آب انار :

در ایران باستان  دهان (لب ) شخص متوفی را با مایع ((هومه)) که در طی آیین ((سینا)) برای سینا نک به دین ایران باستان نوشته دوشن کمین ) متبرک شده ، خیس می کردند و اگر هومه در دسترس نبود از آب انار استفاده می کردند .                                      

8 – در مورد آوردن گل زنبق و نیلوفر : زنبق در تمام اساطیر (بخصوص در اساطیر چین ) تمثیل آرامش و صبر است و نیلوفر تمثیل رشد سریع و آگاهی الهی است . (( برای اطلاعات بیشتر نک به بودائیسم ، مدی تیشن یا طرسقت باطنی ) البته ریشه باستانی هر دو گل چه در اساطیر آشور و بابل ، مصر و ایران مشهود است ( نک به فرهنگ اساطیر آشور و بابل نوشته ف، ژیران ، ک لا کوئه ،ل . د لاپورت ترجمه ابوالقاسم اسمایل پور )

9 – ریشه تندیس درست کردن از لباس متوفی یا پهن کردن لباس متوفی و گریه کردن بر آن ( همانند کوته ل )

در ایین چمری ) مردمان باستان برای دفع شر خدایان زمینی به عبادت آنان می پرداختند ، ولی خدایان آسمانی را صمیمانه پرستش می کردند . مومنان  در جریان عبادت خود را به مذبح که در جلو معبد قرار داشت می رساند ند و به وسیله قربانی و دعا از خشم خدایان  ایمنی می یافتند و او را به یاری می طلبیدند و هر چیز نفیس مثلا" مجسمه ، تصویر ، ظرف ، سلاح و خوراکی ها را به خدایان تقدیم می کردند و گذشته از باغها و غنایم و ..... افراد انسانی نیز زمانی جزء ی از هدایا بودند . چنانچه ((اگاممنون )) دفتر خود ((ایفیکینیا )) و ((اخلیس )) ده تن از جوانان ((تروا)) را به خاطر دوستش ((پاترومکوس )) قربانی کرد . در قبرس و لئوکاس برای شادی (( آپولون )) انسانها را از صخره ها می افکندند . در ((خیوس )) و ((تندوس )) با قربانی کردن انسانها رضایت ((دیونوسوس )) را می جستند . گفته اند ((تمیستوکلوس )) گروهی از اسیران را در جنگ (( سالامیس )) قربانی کرد . هنگام شیوع بیماریهای خطرناک (( در ماسالیان )) یکی از بینوایان شهر را جامه متبرک می پوشاندند و از بیت المال اطعام می کردند و سپس اورا با شاخه های مقدس می آراستند واز بالای صخره ای می انداختند .  به این  امید که عمل آنان باعث  بخشوده شدن گناه شهر و رفع بیماری شود و دیگر قربانی انسانی در میان ((مریای خوندهای هندوستان و قربانی کردن زنان در میان (( ازتک ))  هاست .     

اما باگذشت زمان ، موضوع قربانی کردن بشر محدود تر شد وتنها مجرمان محکوم به اعدام را پس از آنکه با شراب فراوان مست می شدند قربانی می کردند و بعدا" حیوانات جای انسانها را گرفتند (نک به داستان ابراهیم (ع) اما کم کم قربانی کردن حیوانات جای خود را به تندیسهایی داد که روح یک انسان قربانی شده در او دمیده شده بود و به جای همان انسان  زنده قربانی می شود . این تندیس لباس انسانها   را به آن می پوشاندند و او را به جایگاه مذبح می بردند (کوته ل در آیین چمری ) و پهن  کردن لباس خود نمایانگر یک شخص قربانی شده به پیشگاه خدایان است (نمونه های این تندیس ها در همه تمدن ها وجود دارد ، مثلا" بوکه بارانه (عروس باران ) هم نمودی این گونه دارد

 

منابع:

۱-ماه نامه ئاوینه شماره، ۳۷،۱۳۷۷

۲-طبقه بندی قصه های ایرانی-ماپریش

۳-فرهنگ دهخدا

۴-خرده اوستا-موبد آذردگشت

۵-اوستا-داوود ابراهیم پور

۶-وندیداد-هاشم رضی و....

 محقق:بهاءالدین محمدیان

روستای پالنگان کردستان، مکانی دیدنی برای گردشگران
سنندج -روستای پالنگان در استان کردستان با داشتن معماری باشکوه سنتی و طبیعتی زیبا یکی جاذبه های گردشگری منطقه است

به گزارش خبرنگار کردپرس، استان کردستان در کنار شهرها و طبیعت زبیای خود روستاهایی با جذابت خاص دارد که بازدید از ان برای گردشگران خالیاز لطف نیست.

روستای پالنگان در شهرستان کامیاران در اکثر فصول سال بعنوان نقطه ای گردشگری از سوی مسافرین و مردم بومی منطقه مورد توجه است و در ایام تعطیلات نوروزی نیز مورد استقبال مسافرین نوروزی قرار می گیرد.

شرایط آب و هوایی منطقه همراه با قدمت روستاهای استان موجب جذابیت بیشتر روستاها شده است که معرفی آن به گردشگران امری لازم و ضروری است .

روستای پالنگان در دهستان ژاورود، غرب کامیاران در دره تنگی ور در استان کردستان قرار گرفته که البته برای وجه تسمیه نامش دو معنی قائلند که در معنی اول پالنگان در ابتدا پلنگان بوده به معنی زیستگاه پلنگ و دیگر آن که پال در زبان کردی و محلی به معنی تکیه دادن است و به دلیل شیب زیادی که محل قرارگیری این روستا دارد به پالنگان معروف شده؛ به هر حال امروز این روستای کردستان در جهان معروف است.

روستای پالنگان در شیب بسیار تندی قرار گرفته و به همین دلیل بر اساس سبک معماری بسیاری از روستاهای استان پشت بام خانه جلویی به عنوان حیاط خانه پشتی مورد استفاده قرار می گیرد و البته خانه‌ های اینجا به طور کلی با مصالح بومی به ویژه سنگ و گل بنا نهاده شده اند و این رسمی است که از کهن تا به امروز نسل به نسل دانش آن منتقل شده و تمام خانه‌های این روستا به طریق سنگ‌چین ساخته شده ‌اند.

در روستای پالنگان قامت سخت و مقاوم کوه را با متانت تراش می ‌دهند و در فضای ایجاد شده، سنگ‌های کنده شده به صورت خشک چین و البته در موارد کمی با استفاده از گل توسط استادان چیره ‌دست روی هم بنا می ‌شوند و نتیجه کار خانه ‌ای می ‌شود آرام و چشم نواز، به رنگ کوه که تنها کمی تغییر فرم داده و سپس سقف خانه ها با به وسیله تخته و پس از آن گل می سازند و این رسم همچنان در حال حاضر نیز توسط مردم این روستا دنبال و پیگیری می شود.

در 800 متری روستا و در کنار چشمه‌ های پر آب قلعه پالنگان دیده می ‌شود، که به گفته کارشناسان این قلعه بسیار قدیمی است و به همین دلیل نیز سابقه آن به سالهای بسیار دور گذشته بر می گردد و به همین دلیل است که تاریخ روستای پالنگان نیز به سالهای دور استفاده از این قلعه بر می گردد.

بدون شک و با توجه به شرایط محیط و اطراف به دلیل موقعیت استراتژیکی این قلعه، در قرنهای پیش، یکی از قلعه‌ های مهم و غیرقابل دسترس بوده است که البتنه در سال 1046 هـجری قمری به دستور 'شاه‌صفی' قلعه پلنگان به دلیل سختی مکان و صعب‌ العبور بودن آن خراب و ویران می‌شود.

روستای پالنگان که از توابع شهرستان کامیاران در استان کردستان است حدود هزار نفر و شاید هم بیشتر جمعیت دارد که هر فرد این روستا از حمایت تمام اهالی در ناملایمات سخت روزگار برخوردار است و به همین دلیل ارتباط بسیار خوب و البته خویشاوندی بین تمامی ساکنان روستا برقرار است.

آنچه بیشتر سیمای روستا را دل نواز و زیباتر کرده، رودی است خروشان به نام تنگی ور که روستا را دو نیم کرده است و این رود از حدود 20 چشمه در کوه های سربه فلک کشیده اطراف شکل گرفته و به همین دلیل آب رودخانه را گوارا و زلال کرده است که البته رودخانه پس از طی چند کیلومتر به رود سیروان جاری می ‌شود.

پالنگان یکی از پرجمعیت ترین روستاهای حال و قدیم در استان کردستان به شمار می رود که در 45 کیلومتری کامیاران و در کنار رودخانه‌ی سیروان قرار دارد. این روستا را می توان برگ سوخته و فراموش شده ‌ای از تاریخ مناطق کردنشین نامید که به دلیل ظلم پادشاهان و کم لطفی مورخان و نیز نبود تاریخ نگاری به شیوه علمی، مطالب متنوعی در مورد آن یافت نمی‌ شود ولی کهن ‌ترین و معتبرترین اشاره در مورد پلنگان را می ‌توان در شرف نامه اثر امیر شرف خان بدلیسی (که استاد هه‌ژار هم آن را به کردی ترجمه کرده است) در سال 1005 نگاشته شده، یافت که پلنگان را جزء حکومت و تحت سیطره حکام کلهر معرفی می کند.

به دلیل وجود چشمه های جوشان و رودخانه همیشه خروشان از چند سال قبل مرکز پرورش و عرضه ماهیان سردآبی در پائین این روستا احداث شده و امروز نه تنها پالنگان به دلیل ظرفیتهای خاص گردشگری در این بخش نیز به یکی از مناطق ویژه در کردستان تبدیل شده و به همین دلیل نیز مکانی برای گردشگری و گذراندن اوقاتی خوش برای مردم این استان به شمار می رود.

هر چند که اقدامات اولیه برای احداث و مرمت جاده روستای پالنگان صورت گرفته ولی به دلیل شرایط منطقه در اکثر روزهای زمستان و با بارش برف، جاده روستا مسدود می شود ولی در دیگر فصول سال پالنگان مهیای پذیرایی از خیل علاقمندان و مسافران نوروزی در استان کردستان است.

در فصل بهار قدم به قدم استان کردستان دارای جذابیت های طبیعی است و باتوجه به شرایط اب و هوایی منطقه استان کردستان در فصول گرم سال نیز خنک و دارای اب و هوایی معتدل کوهستانی و در خور گردشگری است.


موقعیت جغرافیای روستای پالنگان

روستای پالنگان یکی از روستاهای هورامانات است(ژاوه رو) روستای بسیار تاریخی و کهن که در صفحات تاریخ درخشیده است،این روستا در گوشه ی رودخانه سیروان قرار گرفته است که رودخانه سیروان این روستا را به دو قسمت تقسیم کرده است و تنها ارتباط این دو قسمت پل ارتباطی کوچکی بوده است که روی رودخانه ساخته شده که در بسیاری از ادوار تاریخ این پل توسط رودخانه سیروان تخریب شده است و ارتباط بین دو طرف روستا که فاصله حدود پنجاه متری با هم دارندتا مدتی قطع شده است ،این روستا در کوهپایه ای کوه شاهو(بلندترین قله استان کردستان) قرار دارد و فاصله آن تا کامیاران حدود 55 کیلومتر است  و در تقسیمات کشوری جزء شهرستان کامیاران (استان کردستان)است ، روستای پالنگان از سمت غرب با روستای "دیوه زناو "همسایه است و از سمت شرق با روستای "یوزیدر"و در شمال شرقی با روستای "دژن"و در جنوب شرقی با روستای " تنگی بر" همسایه است،روستای تنگی بر ،که کتیبه تاریخی و مشهور "سارگون دوم"سارغون آشوری"یا همان کتیبه معروف "هورامان" در   این روستا قرار داردو در روبروی این کتیبه زندانی قدیمی و کهن قرار دارد که هنوز آثار آن پا بر جا است.د ر شمال غرب روستای پالنگان روستای "تفین" قرار داردو در جنوب کوههای سر به فلک کشیده شاهو قرار دارد البته مراتع روستای پالنگان با روستای "شمشیر "و منصور آقائی ها هم مرزند،در فاصله یک کیلو متری روستا نیز قلعه پالنگان قرار دارد.تاریخ کهن این روستا،رودخانه خروشان سیروان،مراتع سرسبز شاهو،باغ شیخ عمر،شیلات پالنگان،وبافت پلکانه ای روستا باعث شده  که گردشگران زیادی رابه خود جذب کند

قبل از بیان مطلبی پیرامون تاریخچه قلعه پالنگان بعد از اسلام این نکته یاداوری شود که  که با روی کار آمدن کوروش کبیر یهو دیان زیادی به این قلعه کوچانده شدند و سالیان زیادی در این قلعه ماندند و زندگی کردند چنانچه همکنون در نزدیکی باغ شیخ عمر آثاری از فبرستا ن های آن ها به جا ماند ه است و اهالی محلی این قسمت از قلعه را به نام "مه حه لی موسایا" محله یهود یها"می شناسند

بعد از اسلام زمانی که مسلمانان به ایران حمله کردند این قلعه"قلعه پالنگان"نیز از این حملات در امان نماند حدود سه ماه این قلعه به محاصره ی مسلمانان در آمدو بعد از سه ماه با همکاری چندین نفر از ساکنان قلعه دروازه های قلعه باز شده و مسلمانان توانستند قلعه را تصرف کنند 

اما مسلمانان به زور ساکنان قلعه را مجبوربه پذیرش اسلام نکردند  چون تا قرن ها بعد ساکنان بر آیین قدیمی خود که همان آیین"یاری"الحق"کهبه نوعی شاخه ای از آیین زرتشت بود ماندند .حاکمین گورانی که قبل از اردلان ی ها در این منطقه حکمرانی می کردند همین آیین را داشتند اما با تغییر مذهب در دوران صفوی ها و قبول کردن مذهب صفوی ها"شیعه اثنا عشری"از جانب حاکمان اردلان،ساکنین این قلعه به زور به مناطق دیگری کوچ داده شدند مناطقی همچون"دالا هو"دینور" که تا کنون نیز بر آیین خود مانده اندو به نام "الحقی ها"مشهورند

«عبد الصمد توداری»در کتاب نور النوار می گوید پالنگان در قدیم پایتخت یکی از خان های مغول بوده است و شهری آباد و پر رونق،البته روشن ترین دوران پالنگان بر می گردد به دوران صفوی ها«دکتر صدیق صفی زاده »در کتاب کرد و کردستان چنین می گوید:در آن دوران سه نفر با نام های"محمد بیگ""غیب الله بیگ"امیر اسکندر پالنگانی در پالنگان حکمرانی می کردند و قلعه های "دیوزناو"مروارید"عین"نشور"پیلانه"زیر سلطه ی این افراد بوده است،غیبالله بیگ از سال 905تا917بر این قلعه ها حکمرانی کرده که مردی صالح و فاضل بوده است و به آبادانیسرزمین های زیر سلطه ی خود بسیار توجه داشته

محمد بیگ پالنگانی از سال 917تا 965 بر این قلعه حکمرانی کرده ،محمد بیگ مردی نترس،عادل و دست و دل باز بوده و بهای زیادی به پالنگان داده است نا حدی که در پالنگان آن دوره یک مدرسه و یک مسجد را بنا نهاده است شاه تهماسب صفوی دختر محمد بیگ پالنگانی را به عقد خود در می اورد واین وصلت تاثیرات زیادی در قدرت محمد بیگ داشته است امیر اسکنر پالنگانی از سال 965تا985 براین قلعه و منطقه ی بیلوار حکمرانی کرده در زمان امیر اسکندر چنین کاروانسرای بزرگ و چنین پل بزرگ در این منطقه ساخته شده است،امیر اسکندر پسری داشته به نام درویش بیگ که بعد از پدر حاکم شده  در زمان درویش بیگ "صلاح حسین"حاکم دینور به پالنگان لشکر کشی کرده و قلعه ی پالنگان را ویران کرده و بسیاری از ساکنان قلعه را کشت، 

تا آنکه به گفته ی دکتر محمد امین هورامی در کتاب"میژوی هه ورامان" هه لوخان در سال 996 هجری به فرمانروایی کردستان منسوب شد و قلعه پالنگان را دو باره آباد کرد و از حکومت مرکزی جدا شد در این دوران،دوران حکمرانی هه لوخان علاوه بر پالنگان قلعه های دیگری در کردستان بودند که همه ی آن ها را از نو ساخت و قلعه ها آباد شدند من جمله قلعه ی "زلم" قلعه ی "حسن آباد قلعه ی "کراویه دول"قلعه ی "مریوان"در این زمان "خان احمد خان اردلان"پسر هه لو خان در اصفهان در دربار شاه عباس صفوی مشغول به کار بوده و خواهر شاه عباس صفوی"کلاو زه ر خانم"را به عقد خود در می آوردبا نفوذی که احمد خان در دربار شاه عباس داشته  و خیانتی که به پدر می کند شاه عباس هه لو خان را دستگیر کرده و دو چشم او را کور کرده و هه لو خان تا پایان عمر نابینا  بوده

با آمدن شیخ ها ومشایخ بزرگی از گوشه وکنار به این شهر "پالنگان"مذهب تسنن در میان مردم رواج یافت  اما حاکمان اردلان همچنان شیعه مذهب بودند،با کمتر شدن قدرت هه لوخان وبا روی کار آمدن سلیمان خان اردلان که میانه خوبی با هه لوخان نداشت در سال 1042 با توافقی که ما بین دولت عثمانی وحکومت مرکزی ایران صورت گرفت  تصمیم بر آن شد که تمام قلعه های که در مرز دو دولت  آباد بودند و پر رونق ،برای جلوگیری از شورش و اعلام جدایی نابود شونددر این راستا در کردستانات  تمام قلعه های مهم با خاک یکسان شدند من جمله قلعه پالنگان-زلم-مریوان –شاره زور و ...از آن پس تاکنون شهر پالنگان از رونق افتاده و به صورت یک روستای بزرگ باقی مانده زندگی جریان دارد...

منابع:موجود در متن

هه وار های«هووار» پالنگان

 

به دلیل کوهستانی بودن منطقه بر خلاف اکثر روستا های استان کردستان که شغل اصلی آن ها کشاورزی بوده و در کنار کشاورزی دامپروری نیز رواج داشته شغل اکثر مردم روستا ی پالنگان دامپروری بوده به همین دلیل برای یافتن چراگاه ها  مجبوربودندبه هه وار ها بروند بیشتر هه وارهای روستای پالنگان اب مورد نیاز خودو احشام را از طریق ذوب برف ها و چشمه های کوه شاهوبه دست می اوردند اگر تعداد هه وارهای پالنگان را بر شمریم که در نیم قرن اخیر آباد بوده اند شاید بتوان حدود پنجاه مورد را نام برد اما لیستی که در پایین صفحه از این هه وار ها تهیه شده است  هه وارهایی هستند که جمعیتی بالاتر از صد نفر را در خود جا داده اند .رفتن به هه وار از اسفند ماه شروع شده و تا اواخر شهریور ادامه داشته یعنی بیش از نصفی از سال را در هه وا رها به سر می برنداما امروزه فقط به هه وارهای هانیه و گوزیبان می روند  جمعیتی به مراتب کمتر از گذشته ٍ بیش از نصفی از مردم روستا کار دامپروری را کنار گذاشته و در مزارع شیلات مشغول کار هستند ودر این راستا هه واررفتن از زندگی روزمره آن ها حذف شده است...

. نام هه وار آب مورد نیاز  معماری-مسکن-نوع مصالح .
۱  هانیه    آب چشمه  سنگ و چوب (که پر - که له ک)   .
۲ گوزیبان   آب چشمه   خانه ی گلی  (که یل- که ویل)  .
۳ شیخ عه زیز  آب چشمه خانه ی گلی  (که یل- که ویل)  .
۴ بیره سوره   ذوب برف  سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۵ که که وی    ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۶ کالین ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۷ بولیه بو چکه ل ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۸ بولیه گه وره ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۹ کولیت ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۰ شیلا نان ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۱ گلین ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۲ قو لی ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۳ شه لیوانه ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۴ هه ساره و مه نو چه ری ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۵ به رده چه رمی ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۶ خدر ئاغه ی ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۷ ته نه و بیره سوری ذوب برف سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۱۸ په چه ره ش   آب چشمه خانه ی گلی  (که یل- که ویل)     .
۱۹ هه راویه  آب چشمه سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۲۰ وه نی   آب چشمه سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۲۱ هانه لار   آب چشمه سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۲۲ مه ره و میری  آب چشمه سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۲۳ زه رده و تایلی آب چشمه سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۲۴ برالوک سان آب چشمه سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۲۵ سه ره و مه ری آب چشمه سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۲۶ هه راله زه رد آب چشمه سنگ و چوب (که پر - که له ک)  .
۲۷ مه ره جولا  آب چشمه خانه ی گلی  (که یل- که ویل)  .
- - - - .

وجه تسمیه روستای پالنگان

 

در مورد وجه تسمیه روستای پالنگان نظرات مختلفی است از جمله این که در این منطقه به دلیل وجود کوه و جنگل پلنگ های زیادی ساکن بوده اند که مسن های روستا نیز این مطلب را تایید می کنند  اما تاریخی ترین آن ها شاید این نظر باشد که کلمه ی پالنگان ریشه ی پارتی داردبه معنی «پهله»یا«پاله»  پای کوه- دامنه کوه -تکیه دادن«پال»و«گان»به معنی زندگی. چنانچه  در زمان سلوکیان و جانشینان اسکندر پارت ها در شرق ایران ساکن بوده اند اما به دلیل شرایط آب و هوای مناسب و موقعیت استراتژیکی  غرب ایران(کردستانات) رهسپار غرب ایران شده اندو در این منطقه سکنا گزیده اندو زبان و خط خود را ترویج دادند مؤیداین مطلب کاوشهای باستانی صورت گرفته در این منطقه است و پیدا شدن قبا له های مختلفی در این منطقه بخصوص قبا له ای که با خط «هلنی»«قباله هه ورامان»خط یونانی ها به دلیل وجود سلوکیان در این منطقه پیدا شده واما کلمه ی پا له بعد از مدت زمانی چند مانند اکثر کلمات تغییر کرده و به پالنگان تبدیل شده است

بازدید کننده محترم سلام:لیستی که در پایین این متن ملاحضه می کنید لیستی از روستا ها و شهرهای هورامانی نشین است ،،اما درخواستی که اینجانب از شما دوست بازدید کننده دارم این است که اگر نام شهر یا روستایی راسراغ دارید که در این لیست نیست در قسمت نظرها همین پست مطرح کنید تا سریعاً در ج شود ، حدود هشتادو پنج درصد از این روستاها هورامی زبان هستند و بقیه سورانی ،چون در منطقه ی هورامانات قرار گرفته اند در جدول زیر جا داده شده اند"ممنونم از همکاری شما دوستان عزیز، ضمناً نام ها بر اساس حروف الفبا تنظیم شده اند(حرف اول)

۱ آریان"ئاریان"
۲ احمد آباد" ئه حمه و ئاوا"
۳ احمد آباد عراق"ئه حمه و ئاوا"
۴ اسپریز"ئه سپه ریز"
۵ بهرام آباد"بارام ئاوا"
۶ بلخه"به لخه"
۷ بلبر
۸ بلبزان"به له بزان"
۹ بیدرواس
۱۰ بندول
۱۱ باخه کون
۱۲ بیساران
۱۳ بندره
۱۴ بیاره
۱۵ بانی بنوک
۱۶ بوری در
۱۷ پالنگان"پالنان"
۱۸ پایگلان"پای گه لان"
۱۹ پیر باغ
۲۰ شهر پاوه
۲۱ پالانیا
۲۲ پیر ویس
۲۳ په ریان"صحنه کرمانشاه-شیعه مذهب"
۲۴ تنگی بر"ته نی به ر"
۲۵ تفین
۲۶ تنگی سر"ته نی سه ر"
۲۷ تو ریو ه ر
۲۸ تیژ تیژ
۲۹ تفلیه
۳۰ تشار"ته شار"
۳۱ ته لگا
۳۲ جولا ندی
۳۳ چشمیدر"چه شمیه ر"
۳۴ خانگا
۳۵ خه ر پانی
۳۶ خوشاو
۳۷ خروسه
۳۸ خار گیلان
۳۹ دژن"ده ژن"
۴۰ دولاب"دولاو"
۴۱ دیکانان
۴۲ دگاگاه"ده گاگا"
۴۳ دیو ه زناو
۴۴ ده گا شیخان
۴۵ دره قیسر"ده ره قیسه ر"
۴۶ دل"ده ل"
۴۷ دلمرز"ده له مه رز"
۴۸ ده شته قه لبی
۴۹ درکی"ده ره کی"
۵۰ ده مه یو
۵۱ دزلی
۵۲ ده ره ناخی
۵۳ دزاور"زاور"
۵۴ دره هجیج"ده ره هه جیج"
۵۵ دواو
۵۶ دشه
۵۷ داریان
۵۸ در بیان"ده ره به یان"
۵۹ دوریسان
۶۰ دره تفی
۶۱ رزاو"ره زاو"
۶۲ روو ه ئه زی
۶۳ رووار
۶۴ رشه
۶۵ زوم"زووم"
۶۶ زکله"زه کله"
۶۷ ذکریان"زه کریان"
۶۸ ژان
۶۹ ژنین
۷۰ ژریژه
۷۱ ژیوار
۷۲ سریز"سه ریز"
۷۳ سرو آباد"سه و ل ئاوا"
۷۴ سیویه
۷۵ سرچی"سه رچی"
۷۶ سرو مال
۷۷ سو سه کان
۷۸ سرو پیری"سه رو پیری"
۷۹ سلین
۸۰ سر نژ مار
۸۱ سیو ه ر
۸۲ سه ر که ران
۸۳ سه ر گه ت
۸۴ سوره تفی
۸۵ شارانی
۸۶ شکینه
۸۷ شیخان
۸۸ شوشمی سه رین
۸۹ شوشمی وارین
۹۰ شرکان
۹۱ شمشیر
۹۲ شه ریف ئاو(صحنه کرمانشاه-شیعه مذهب)
۹۳ طا
۹۴ طویله"ته ویله"
۹۵ عباس آباد"عه باس ئا وا"
۹۶ عیسی آباد"عیسا ئاوا"
۹۷ فرج آباد"فه ره ج ئاوا"
۹۸ فارس آباد"فارس ئاوا"
۹۹ قلاجی"قه لا جی"
۱۰۰ قلعه گا"قه لا گا"
۱۰۱ قلعه"قه لا"(قروه-شیعه مذهب)
۱۰۲ کاشتر
۱۰۳ کامیاران(بیش از 30 درصد)
۱۰۴ کانی حوسه ین به گ
۱۰۵ کر آباد"که ر ئاوا"
۱۰۶ کمالا
۱۰۷ کلجی"که لجی"
۱۰۸ که یه نه
۱۰۹ کو مه ره
۱۱۰ که چیلنه
۱۱۱ کیمنه
۱۱۲ کندوله"که نو له"(صحنه کرمانشاه-شیعه مذهب)
۱۱۳ کمدره
۱۱۴ گازرخانی
۱۱۵ گواز
۱۱۶ گلیان
۱۱۷ گلین
۱۱۸ گلاتی
۱۱۹ گزه دره
۱۲۰ گلال
۱۲۱ گرال
۱۲۲ گریانه
۱۲۳ گولپ
۱۲۴ مریوان
۱۲۵ مازیبن
۱۲۶ محراب"میراو"
۱۲۷ میر گه سار
۱۲۸ مزیدی"مه زیدی"
۱۲۹ ناو
۱۳۰ ناو بهمنگ
۱۳۱ نیر"نیه ر"
۱۳۲ نوین
۱۳۳ نژ مار
۱۳۴ نوسود
۱۳۵ نودشه
۱۳۶ نیسانه
۱۳۷ نروی"نه روی"
۱۳۸ نوسمه
۱۳۹ نور یاو
۱۴۰ نجار"نه جار"
۱۴۱ نارنجله
۱۴۲ نسنار
۱۴۳ وراء
۱۴۴ وه زلی
۱۴۵ ویسیان
۱۴۶ هرسین
۱۴۷ هندیمن"هه نیمن"
۱۴۸ هه شه میز
۱۴۹ هورامان تخت
۱۵۰ هانه گه رمله
۱۵۱ هجیج
۱۵۲ هیروی
۱۵۳ هه واره کون
۱۵۴ یوزیدر"ویزیه ر"

 

چندین سایت مختلف که می توان اطلاعات زیادی را در باره روستا های کشور در آن ها یافت

کلیک

کامیاران(کامیران)

توبره ریز(ته ر وه ریز)2 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

آهنگران(ئا سن گه ران)4  کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

نیجه قه وی(خالی از سکنه)(نیجه قه وی)5 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

گنبد علیا(گومه ته)5 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

خان آباد(خانه با)5 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

حسین آباد(خالی از سکنه)(حسین ئا وا)5 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

ماویان10 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

آفریان علیا(خالی از سکنه)(ئا فریان ژورن)12 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

 آفریان سفلی(خالی از سکنه)(ئافریان خووارن)12 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

کره گل(که ره گل)12 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

کوبگار(خالی از سکنه)(که وار)15 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

کوره دره سفلی(کووره ره نسار)16 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

کوره دره علیا(کووره ره خووره تاو)16 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

گشکی(گه شکی)20 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

تخت زنگی(ته ختی زه نی)23 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

کلاتی(که لا تی)24 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

 لون کهنه(لونه کون)25 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

سر شیلانه(خالی از سکنه)(سه ر شیلانه)26 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

لون سادات(لون)26 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

کاوانه حسین(کاوانه)23 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

کاوانه شریف(کاوانه)23 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

شاهینی(شایینی)25 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

عصر آباد(ئه سر ئاوا)30 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

پشا اباد(په شا وه)30 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

چرسانه(چوره سانه)24 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

زیویه(زیو یه)25 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

میسور اب(میسو راو)27 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

تیلکو(تیله کو)27 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

بزوش(بز وه ش)29 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

گلیان(گلیان)32 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

میرگسار(میر گه سار)33 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

سیویه(سیو یه)35 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

گازرخانی(گازر خانی)30 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

کاشتر(کاشتر)40 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

یوزیدر(ویزییه ر)45 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

تنگی بر(ته نی وه ر)45 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

دژن(ده ژن)50 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

سرریز(سه ریز)65 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

گواز(گوواز)65 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

تفین(تفین)60 کیلو متری کامیاران به طرف پالنگان

پالنگان(پالنان)55 کیلو متری کامیاران 

فرمان روایان پڵنگان (=پاڵنگان)
1-بابا اردلان پالنگانی (564-606هجری) مرکز حکومت: پالنگان.
2-کلول بن بابا اردلان پلنگانی (606-629هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
3-خضر بن کلول پالنگان (629-663هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
4-الیاس بن خضر پالنگانی (663-710هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
5-خضر بن الیاس پالنگانی (710-746هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
6-حسن بن خضر پالنگانی(746-774هجری)
در سال 773 هجری یعنی یک سال قبل از وفات خود (774) مقر حکومت را از پلنگان به محلی در یک فرسخی جنوب سنه (سنندج فعلی) انتقال داد. بعد از »حسن بن خضر پالنگانی« محل حکومت سایر فرمان روایان سنندج بوده است. که من جانب احتیاط علمی‌ را رعایت کرده و از ذکر اسامی ‌آنها تحت عنوان فرمان روایان پلنگانی خودداری کرده‌ام. اسامی ‌فرمان روایان: »"بابلول بن حسن - منذر بن بابلول - مامون بیگ بن منذر - بیگه بیگ بن مامون - مامون بیگ بن بیگه بیگ - سرخاب بیگ بن مامون - بساط بیگ بن سرخاب - تیمور خان بن سلطان« (996-986).
پلنگان تا سال 985 (بعد از امیر اسکندر پالنگانی و بعد از مقابله‌ی سپاهیان شاه اسماعیل دوم و امیر اسکندر پالنگانی) در دست فرمان روایان پالنگان بود بعد از آن چون حاکم قدرتمندی نداشت هه‌لوخان اردلان مرکز حکومت خود را به آنجا انتقال داد.
7-غیب الله بیگ پالنگانی (905-917هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
8-محمد پالنگانی (917-965هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
9-امیر اسکندر پلنگانی (965-985هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
10-درویش بیگ اوّل پالنگانی (1047-1060هجری) مرکز حکومت: جوانرود .
11-صفی خان پلنگانی (1060-1140هجری) مرکز حکومت: جوانرود.
12-الله وردی سلطان پالنگانی (1140-1153هجری) مرکز حکومت: جوانرود.
13-درویش بیگ دوّم پلنگانی (1153-1205هجری) مرکز حکومت: جوانرود.
14-صفی بیگ دوّم پالنگانی (1205-1214هجری) مرکز حکومت: جوانرود.
15-امیر مقرب الدین ( قرن هفتم هجری) مرکز حکومت پالنگان .
به نوشته ی بابا مردوخ روحانی امیر مقرب الدین در پلنگان (=پاڵنگان) امارت نموده است .دوره ی زندگانی و حکومت او قرن هفتم هجری بوده است. (منبع: تاریخ هورامان، مظفر بهمن سلطانی/ نشر احسان صفحه‌ی 765)

محقق کورش صالحی

 

قلعه پالنگان"پالنان" پلنگان

این قلعه در یک کیلو متری روستای پالنگان در باغ شیخ عمر قرار گرفته است و حدود نود درصد از ساختمان قلعه تخریب شده است اما آثاری از آتشکده ها و پل های قدیمی هنوز پا بر جا هستند

قدمت این قلعه با توجه به آثاری که تا کنون به دست آمده است به دوران مادها وقبل از آن بر می گردد-قلعه پالنگان در دوران نو سنگی ساخته شده است و در زمان حکومت مادها به استحکام آن افزوده شده.بخصوص در زمان حکمرانی"هووخشتر"که علاوه بر قلعه پالنگان هفت قلعه مهم دیگر  زیر مجموعه این قلعه مهم و استراتژیک بوده است

تا قبل از حکومت مادها حکومت های دیگری در دشتهای کامیاران و هورامانات به صورت پراکنده حکمرانی کرده اند-قبل از آنکه "دیاکو" توسط شورای مادها به عنوان حاکم انتخاب شود هر ساله" آشوریان"به این مناطق هجوم می آوردند و هر چه سر راه آنها بود از بین می بردند و تخریب می کردندو هر چیز قیمتی و با ارزش را به عنوان غنیمت با خود می بردند با تشکیل حکومت مادها وقدرت گرفتن آن ها  و تشکیل حکومتی متمرکز و قوی  به قلعه ها رونق بسیاری داده شد وآن ها را مستحکمتر و اصولی تر بنیان نهادند-یکی از این قلعه های استراتژیک و مهم قلعه پالنگان بود –طبق اسناد به دست آمده بیشترین حملات مادها به سلسله آشوریان برای به دست گرفتن قلعه های مهم آشوریان در" بابل" آشور" و "نینوا"از همین قلعه"قلعه پالنگان" ساماندهی می شد

سند تاریخی دیگری در باره ی این قلعه" پالنگان"به قبل از اسلام مربوط می شود به دوران حمله اسکندر به ایران- طبق همین اسناد اسکندرو لشکر یانش در در دو مکان زمین گیر شدند وبا مقاومتهای سر سختانه مواجه شدند یکی از این مکانها در نزدیکی شهر "هه  ولیر"

و دیگری نیز در دشت"تنگی بر"که زیر مجموعه قلعه پالنگان بود- پنج کیلو متری قلعه پالنگان رخ داده است چنانچه همکنون نیز اهالی روستای تنگی برو یوزیدر این دشت را با نام دشت اسکندر می شناسند

منبع:تحفه ناصری       نور الانوار    

جاذبه
نام جاذبه
شرح
کوره معماری این روستا دارای معماری ویژه و پلکانی می باشد که این معماری بر زیبایی ها و جذابیت روستا افزوده است.
رودخانه رودخانه سیروان این رودخانه از به هم پیوستن تمامی رودهای بخش جنوب غربی ، غرب و مرکز استان تشکیل شده است. از این رودها می توان قشلاق ، گاورود و گردلان را نام برد. این رودخانه دارای حواشی زیبایی است و محل زیست انواع پرندگان و ماهیان می باشد و در انتها با نام دیاله به خاک عراق وارد می شود و به دجله می ریزد.
آب معدنی چشمه های آب معدنی چشمه های آب معدنی که دارای آب شیری رنگی (به علت وجود گوگرد و مواد آهنی ) می باشند در 10 کیلومتری شمال غربی روستا و در دامنه های کوه های روستای گواز جریان دارد. این آب های گوگردی برای نوشیدن و برطرف کردن بخری بیماری ها مفید می باشد.
کوچ عشایر کوچ بهاری هر ساله در ماه اردیبهشت دامداران گله های خود را برای چرا به ییلاق می برند منظره این کوچ و زندگی در ارتفاعات جذابیت این روستا را دوچندان کرده است.
حوضچه پرورش ماهی پرورش ماهی این روستا محل مناسبی برای پرورش ماهی می باشد و در آن حوضچه های متعدد پرورش ماهی احداث شده است که از جاذبه های این روستا می باشد.
حیات طبیعی حیات طبیعی وجود مراتع سرسبز اطراف روستا و همچنین پوشش گیاهی روستا که شامل انواع درختان از جمله بلوط ، کیکم ، ارژن و بنه و انواع گیاهان دارویی مانند گل گاو زبان ، خاکشیر ، گل ختمی ، گل بابونه و کاسنی می باشد یکی دیگر از جاذبه های طبیعی این بخش است.
قلعه قلعه تاریخی پالنگان این قلعه که قدمتی طولانی دارد در کنار چشمه های شیخ علاالدین ، شیخ خاتون و شیخ عمر واقع شده است با روستا 800 متر فاصله دارد.

 

نام استان نام شهرستان نام بخش نام دهستان نام آبادی
کردستان کامیاران مرکزئ ژاورود پلنگان
وضع طبیعی آبادی فاصله از مرکز استان زبان دین / مذهب مسیر دسترسی آب و هوا
دره ای 1020 کردی هورامی اسلام تسنن شهرهای کامیاران ، پاوه ، سروآباد و سنندج معتدل کوهستانی

 


































































روستای تاریخی پالنگان با چشم‌اندازی زیبا و خانه‌هایی پلکانی در دو طرف رودخانه‌ای قرار گرفته است که برای گردشگران خاطره خوشی را رقم می‌زند.

به گزارش خبرگزاری فارس از سنندج، روستای پالنگان رمان نانوشته و سرزمین ناشناخته‌ای است که برمی‌گردد به دل تاریخ. به زمان شاهان سامانی و صفویه، خاندان کلهر و اردلان‌ها، روزهایی که به تاریخ پیوسته اما آثار آن هرچند کم رنگ، اما هنوز انسان را به خود پیوند می‌دهد.

اینجا نه مانند شمال نامدار است و نه مثل پایتخت پر اتفاق. ساده و صمیمی به رنگ مردمان بی‌پیرایه‌اش و همین دلیل خوبی برای سفر کردن و رفتن به دل مردمانش است.

روستای پالنگان در دهستان ژاوه‌رود، غرب کامیاران در دره تنگی‌ور در استان کردستان است. این روستا به گواه اهل فن قدمتی به درازی قبل از اسلام دارد. روستایی پلکانی که تا کنون چندین بار ویران شده و بار دیگر بنا شده است.

روستای فعلی با بیش از یک‌هزار نفر جمعیت در 2 کیلومتری پالنگان قدیم بنا شده و بیش از 500 سال قدمت دارد.

این روستا یکی از هفت روستای گردشگری استان کردستان است و چشمه‌ها و آبشارهای زیبا و دیدنیش به تنهایی می‌تواند بهانه‌ای برای سفر کردن به این دیار ناشناخته باشد.

روستایی با معماری ویژه پله‌کانی که همانند دیگر روستاهای پله‌کانی ایران مانند ماسوله، زنوزق و گایکان چشم‌انداز منحصر به فردی دارد.

ساکنین برای وجه تسمیه نام روستای پانگان دو معنی قائلند. نخست پالنگان در ابتدا پلنگان بوده به معنی زیستگاه پلنگ و دیگر آن که پال در زبان کردی و محلی به معنی تکیه دادن است.

قلعه پالنگان محل سکونت امرای کلهر

قلعه پالنگان از جمله آثار تاریخی و دیدنی این روستای تاریخی است که در فاصله 800 متری جنوب شرقی دره تنگی‌ور و در محل چشمه‌های پرآب قرار گرفته و هنوز آثار و بقایای اتاق‌ها، آتشکده‌ها و پل‌های قدیمی آن پابرجاست.

آثار و یادمان‌های برجای مانده از این قلعه شامل یک لنگه دروازه از یک تخته سنگ بزرگ و پل‌های ساخته شده بر روی رودخانه قدمت تاریخی پالنگان را به خوبی بیان می‌کند.

چنانچه در تحفه ناصری آمده است: "این قلعه مدت‌ها محل سکونت امرای کلهر بوده است که بعدها خاندان مشهور اردلان آن را جزو قلمرو و متصرفات خود قرار داد و بر استحکامات آن افزوده و بناهای رفیع از مسجد و دکان‌ها و غیره بر آن می افزایند".

از چگونگی و تاریخ ساخت قلعه پالنگان اطلاعی در دست نیست اما وجود آن قبل از حکمرانی، اردلان‌ها و حتی امرای کلهر مسلم است. در دوران حکومت اردلان‌ها بر کردستان چند قلعه موجود بوده است که در فصلی خاص مورد استفاده حکام وقت قرار گرفته‌اند، قلعه پالنگان در بهار میهماندار حکومتیان بوده است.

بر اساس شواهد این قلعه از زمان خسروخان اردلان در 594 هجری شمسی به تصرف خاندان اردلان درآمده و در سال 1066 هجری شمسی پس از حدود 472 سال میهمان‌داری حکام اردلان ویران می‌شود.

رودخانه تنگی‌ور

رودخانه خروشان تنگی‌ور که بخش اعظم آب خود را از چشمه‌ها که در فاصله 700 تا 800 متری جنوب شرقی آبادی قرار دارند تأمین می‌کند از میان آبادی می‌گذرد آن را به دو قسمت تقسیم کرده است. آب گوارا و خوش طعم این رودخانه بعد از گذر از آبادی در حدود 120 متری غرب پالنگان به رودخانه پرآب سیروان می‌پیوندد.

به واسطه خصوصیات آب رودخانه تنگی‌ور و این چشمه‌ها، بزرگ‌ترین مجتمع‌های پرورش ماهی در کنار این روستا ساخته شده است که بیشتر گردشگران را به سمت خود جذب می‌کند.

بافت سنتی پالنگان چشم‌انداز زیبایی دارد به گونه‌ای که رودخانه تنگی‌ور روستا را به دو قسمت تقسیم کرده است. خانه‌های پلکانی به صورت خشک‌چین الگو گرفته از دیگر روستاهای پلکانی کردستان در منطقه اورامانات بنا شده است.

مردمان این روستا بهار و تابستان را در «هوار» سپری می‌کنند. در هوار مردمان روستا به دامداری و کشاورزی مشغول می‌شوند تا اینکه آذوقه یک سال زندگی را تامین نمایند.

گزارش از: شیرین مرادی

 

 

 

 

 

 

 

بنام خدا

کاربر گرامی

با سلام و احترام

پیوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنویسان فارسی خوش آمد میگوییم.
شما میتوانید برای آشنایی بیشتر با خدمات سایت به آدرس های زیر مراجعه کنید:

http://help.persianblog.ir برای راهنمایی و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سایت برای اطلاع از
http://fans.persianblog.ir برای همکاری داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشکل در استفاده از خدمات سایت میتوانید با پست الکترونیکی :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الکترونیکی
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرمایید.

با تشکر

مدیر گروه سایتهای پرشین بلاگ
مهدی بوترابی

http://ariagostar.com

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

 ارسال عكس و  مطلب  »

 هورامان شناسي  »

 كرد پرس  »

 دانلود فونت هورامي  »

 كتيب خانه كوردي  »

 پالنان »

دانلود قران كردی

مشاهير كُرد

 مشاهير كُرد علما شعرا عرفا ادبا »

 پالنان »

نويسندگان

 پالنان »

امکانات وب