ترجمه ‏ی کتیبه هورامان.تنگی بر - پالنگان،پاڵنان تاریخی سه هزار ساله

پالنگان،پاڵنان تاریخی سه هزار ساله
ده گاو پاڵنانی 
قالب وبلاگ

 ارسال نظر پيشنهاد انتقاد  »

لینک دوستان

 

تا آن‏حا که اطلاع داریم در فاصله‏ ی سال‏های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ ش علی اکبر سرافراز[سرافراز بی‏تا:۳۶-۱۲]از طرف هیأت علمی‏ بررسی‏ های آثار باستانی و با کمک نیروهای ارتش از این کتیبه‏ نسخه ‏برداری کرد و عکس‏هایی نیز از آن برداشت که گزارش آن در مجله‏ ی بررسی‏های تاریخی شماره‏ ی پنجم منتشر شد.در ایران‏ کار چندانی روی نسخه ‏ی سرافراز انجام نگرفته و دکتر ارفعی در موزه‏ ی‏ تهران نسخه‏ای از کار سرافراز را به دانشمندان آلمانی تحویل داده‏ است که هنوز چیزی دراین‏ باره منتشر نکرده ‏اند.ظاهرا تنها فریم این کتیبه را خوانده است.او در مقدمه‏ ی مقاله ‏ی خود در مجله‏ ی‏ ẓOrientalẒ در سال ۱۹۹۹،کار سرافراز را توضیح داده و به‏ دشواری‏های خواندن آن اشاره کرده است.

دکتر ولات،ترجمه ‏ی کتیبه را از روی ۲۲ اسلاید که در ۱۹۷۱ م‏ از این کتیبه برداشته بود،انجام داده که به دلیل واضح نبودن قسمت‏هایی‏ از عکس‏ها،خواندن همه‏ ی کتیبه برای او مقدور نبوده است.به خاطر گزند طبیعت و این واقعیت که برخی بخش‏ها به وسیله‏ ی مواد تصویری، از دیگر قسمت‏ها بهتر ارائه شده ‏اند،برخی قسمت‏های متن خوانده‏ نمی‏ شود و خواندن قسمت‏های دیگر نیز قطعی نیست.اما بخش‏ زیادی از کتیبه با اطمینان،قابل خواندن است و مربوط به شاه آشوری، سارگن دوم(۷۰۵-۷۲۲ ق.م)است.فریم،بخش‏هایی را که خوانده‏ است،به پنج بخش زیر تقسیم می‏کند:

ترجمه ‏ی کتیبه

قسمت‏های نقطه‏ چین که در ترجمه‏ ی کتیبه آورده شده‏ اند،کلماتی‏ هستند که فریم نخوانده است و در برخی موارد،کلمه یا کلماتی میان‏ کروشه قرار گرفته‏اند که ما برای تکمیل شدن جمله آورده ‏ایم:

1خدای آشور شاه همه…خدایان و همه…خدایان.

۲خط دوم خوانده نشده است.

۳خدای مردوک بزرگ‏تر از همه،او که همه‏ ی مردمان را با غذاها آفرید…

۴خدای نبوکه جانشینی را به وجود آورد[احتمالا به جانشینی‏ خود به عنون نماینده‏ ی خدا روی زمین اشاره دارد].

۵خدای سین،مسلط بر آسمان و جهان مردگان…

۶خدای شمش،صاحب عدالت بر آسمان و جهان مردگان…

۷خدای ایشتار،او که انسان را آفرید و برای جنگ مهیا کرد…

۸خدایان هفت‏گانه که رهبری می‏کنند و خواست شاه را در جبهه ‏ی جنگ برآورده می ‏سازند و پیروزی را برایش فراهم می ‏آورند.

۹خدایان بزرگ،گردانندگان هستی و جهان مردگان،کسانی‏ که حمله می‏ کنند و جنگ‏ها و نزاع ‏ها را معنی می‏ بخشند.

۱۰خدایانی که می‏گردند و پادشاه را برمی‏گزینند؛کسی که‏ فرماندهی را به عنوان فرمانروای مقدس بر عهده دارد.آن‏ها قلمرو را وسعت می‏ دهند و آن پادشاه را از قانونگذاران دیگر برتر می‏کنند.

۱۱سارگن(دوم)،شاه بزرگ،شاه توانا،شاه جهان،شاه‏ آشور،نایب السلطنه‏ ی بابل،شاه سرزمین سومر و اکد و دوستدار خدایان بزرگ.

۱۲قهرمان بزرگ…مرد،فرمانروای دیندار،انسانی حیرت‏آور و شبان‏[خدا].

۱۳خدای آشور،نبو و مردوک،خدایان کمک‏ کننده ‏ی من، پادشاهی را به من بخشیدند و مرا بی‏ همانند و مشهور و با عظمت کردند.

۱۴من همواره به عنوان غنی‏ کننده‏ی«سیپار»،«نیپور»و بابل‏ عمل کرده ‏ام و آسیب‏های غیرقانونی را که توسط مردمانی والاشأن تحمل‏ شده بود که تعداد زیادی از آنان چنین بودند،جبران کردم.

۱۵من معافیت از مالیات را که برای«بالتیل»و«آشور»برداشته‏ شده بود،از نو برقرار کردم.با ملاحظه‏ ی شهر«حران»[بر]دروازه‏ ی‏ مردم‏[آن شهر]،نشان«کیدینو»(اشاره به موقعیت ممتازشان دارد)را نصب کردم.

۱۶من ارتش«هومبانیگاش»(هومبان-نیگاش)عیلامی را پراکنده ساختم.من سرزمین کارالا را ویران کردم؛سرزمین«شوردا»، شهر«کیشه ‏سیم»،شهر«هرهر»[خارخار]سرزمین«مادها»و سرزمین‏ «الی‏پی»را.

۱۷من سرزمین«اورارتو»را ویران کردم.شهر«موسسیر»و سرزمین«ماننا»را تاراج کردم و سرزمین«اندیا»و سرزمین«زیبیریم»را شکست دادم.

 ۱۸من فرمانروایان سرزمین«حمات»،شهر«کارخمیش»، شهر«کوم‏موهی»و سرزمین«کاممانو»را شکست دادم و بر سرزمین‏ «هایشن»،صاحب منصبانی نشاندم.
 

 ۱۹من شهر«اشدود»را غارت کردم.لامانی،شاه آن جا از سلاح‏های من ترسید…به ناحیه‏ای از سرزمین«ملوحا»فرار کرد.در آن جا کاملا مخفیانه شبیه یک دزد زندگی می‏ کرد.

 

۲۰شپاتکو(شبیتکو)،پادشاه سرزمین ملوحا،قدرت خدایان‏ آشور،نبو و مردوک را که من به همه ‏ی سرزمین‏ها نشان دادم،احساس‏ کرد و…

 

۲۱اولامانی در یوغ‏ها و دستبندهای آهنین،در بند،به زندان‏ من آورد.

 

۲۲من همه‏ ی سرزمین‏های«تابالو»،«کاسکو»و«هیلاکو»را از جمعیت خالی کردم و آن‏ها را با اموال و دارایی به نزد میداس،شاه‏ سرزمین«موسکو»تبعید کردم و قلمروی او را کاهش دادم.

 

۲۳در شهر«راپیه و»پیش قراول ارتش مصر را شکست دادم و پادشاه شهر«هازوتو»،کازه که بندگی مرا نمی‏ پذیرفت،به عنوان‏ غنیمت به حساب آوردم.

 

۲۴من هفت پادشاه سرزمین«انا»،یک منطقه از سرزمین‏ «لدنانا»که خانه ‏هایش در فاصله…(در میان)دریای غرب واقع شده‏ بود،مطیع کردم.

 

۲۵من با دستان توانایم،اپل-ایدین(مردوک بالادان)،شاه‏ سرزمین«کلده»را که بر ساحل دریا اقامت داشت و پادشاهی‏اش را برای مقابله با خدایان نیک،بر بابل می‏ گسترانید،شکست دادم.

 

۲۶همه‏ ی سرزمین«بیت‏ایایکن»…ثابت کردم…

 

۲۷اهون داری شاه«دیلمون»که در فاصله‏ ی…چند کیلومتری‏ در میان…دریا،مانند یک ماهی جا گرفته بود،توانایی شاهانه ‏ی مرا شنید و هدایای بزرگش را برای من آورد.

 

۲۸به وسیله ‏ی خدایان بزرگم که جنگ‏ افزارهای مرا قدرت‏ بخشیدند،با قدرت و قوت شدم و همه ‏ی دشمنانم را از بین بردم.

   

۲۹از سرزمین لدنانا که در میان دریای مغرب(مدیترانه)،به‏ دوری مرز مصر و سرزمین موسکو،سرزمین وسیع«آمورو»،تمام‏ سرزمین‏های…

 

۳۰همه ‏ی سرزمین«گوتیوم»سرزمین مادهای دور(در کنار کوه بیکنی)،سرزمین الی‏پی و سرزمین«راشی»(در مرز عیلام).

 

۳۱آن‏هایی که در کنار رود دجله زندگی می‏کنند،قبایل«اوتو»، «روبو»،«ختکو»،«لابدودو»،«کمرانو»،«اوبولو»،«رووا»و «لیتااو»…

 

۳۲آن‏هایی که در کنار رود فرات و دریای«اوکنو»زندگی‏ می‏کنند.قبایل«گامبلو»،«هیندارو»،«پوکودو»،«سونی‏ها»،مردم‏ استپ سرزمین«لادبورو»،به تعداد زیادی که آن جا هستند.

 

۳۳از شهر«سامونا»به فاصله ‏ی شهرهای«بوب»و«تل‏ه ومبان» که در مرز عیلام هستند…

 

۳۴سرزمین«کاردونیاش»از ابتدا تا انتها و سرزمین«بیت‏ آموکان»،«بیت‏ایاکین»که در ساحل دریا،به فاصله‏ ی قلمروی‏ «دیلمون»،واقع شده است…

 

۳۶من همه‏ ی آن‏ها را مطیع کردم و دست‏نشاندگانم را به عنوان‏ دولتمردان حاکم بر آن‏ها گماشتم و قدرت شاهانه ‏ام را بر آن‏ها تحمیل‏ کردم…

 

 ۳۷در آن زمان مردم سرزمین کارالا…که…نمی ‏خواستند از هیچ فرمانروایی تبعیت کنند…

 

۳۸به کوه‏های پرشیب پشت‏ گرم بودند و دست‏نشانده‏ی مرا [بیرون کردند].حکمران همه‏ ی سرزمین…

 

۳۹….آن‏ها برپا و آماده شدند،برای جنگ…تعداد زیادی از مردمشان برافروخته شدند…

 

 ۴۰ اسبان،قاطران…حاضرشان را…برگرداندم و…

 

۴۱آن‏ها راه‏ها را در سرزمینشان ویران و[معبدها]را مسدود کردند.

 

 ۴۲سربازان اندک من،به معبدهای دور از دسترس،شبیه‏ عقاب‏ها[نفوذ کردند].

 

 ۴۳….آن‏ها…سربازانشان به کوه‏ها فرار کردند…

 

 ۴۴باقی مانده‏ی آن‏ها[اسیر شدند]و به عنوان غرامت به حساب‏ آمدند.

 

۴۵من لوحه ‏ی یادبودی ساختم و روی آن پندارهای خدایان‏ بزرگ را حک کردم.هدف‏های شاهانه‏ام را با فروتنی،برای پادشاهی‏ آسمانی بزرگشان،در مقابل آن‏ها نهادم.

 

 ۴۶من همه‏ ی پیروزی‏های خدای آشور،پدر خدایان،بزرگ… را توضیح دادم…

زیرنویس

(۱).Grant,Frame”the inscription of sargonll at tangi-var”,journal of oriental,X 73,1999,PP 31-57.

(2).کامیاران جنوبی‏ ترین شهر استان کردستان است که جاده‏ای از غرب کامیاران به مریوان‏ می ‏رود.کتیبه در ۳۵ کیلومتری این‏ جاده واقع است.

منابع

۱٫سرافراز،علی اکبر.کتیبه ‏ی اورامانت.مجله‏ ی بررسی‏های تاریخی.سال سوم، شماره ‏ی پنجم.

۲٫دیاکونوف.تاریخ ماد.ترجمه‏ ی کریم کشاورز.انتشارات پیام.۱۳۷۲٫

۳٫مجیدزاده،یوسف.تاریخ و تمدن ایلام.مرکز نشر دانشگاهی.تهران.۱۹۷۰٫

نگارنده :

نوشته‏ ی:گرنت فریم

ترجمه و تحقیق:عالم نعیمی پالنگانی،کارشناس ارشد تاریخ

 

 

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

 ارسال عكس و  مطلب  »

 هورامان شناسي  »

 كرد پرس  »

 دانلود فونت هورامي  »

 كتيب خانه كوردي  »

 پالنان »

دانلود قران كردی

مشاهير كُرد

 مشاهير كُرد علما شعرا عرفا ادبا »

 پالنان »

نويسندگان

 پالنان »

امکانات وب